
حق الناس و به طور جزئىتر، حق نماز، حق قرآن و ... وجود دارد و از انسان بازخواست مىكنند و در حقيقت جلوهاى از اجراى عدالت خداوند است كه به نمايش در مىآيد. به هر ميزان كه در اين دنيا به اين حقوق بيشتر و آسانتر پرداخته شده باشد، در صحنه قيامت سريعتر آن ايستگاهها طى مىشود.
بنا بر آنچه گفته شد، اين گونه نيست كه انسان در صفهاى طولانى بايستد تا نوبت او برسد؛ بلكه بايد در صفهاى متعدد پاسخگو باشد و چه بسا زمان پاسخگويى هر كس طولانى باشد.
با استفاده از آيات قرآن مجيد، مىتوان روز قيامت را در سه مرحله كلى ترسيم كرد «1»:
مرحله اول: برانگيخته شدن همگانى: وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً «2»؛ «در صور دميده مىشود و ما همه آنها را گرد مىآوريم».
مرحله دوم: حركت به سوى ايستگاههاى حسابرسى و سؤال: وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ «3»؛ «هر انسانى وارد محشر مىگردد، در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى دهندهاى است».
مرحله سوم: حركت به سوى جايگاه كيفر و پاداش: وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً «4»؛ «و كسانى كه كافر شدند؛ گروه گروه به سوى جهنم رانده مىشوند» و وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً «5»؛ «و كسانى كه تقواى الهى پيشه كردند، گروه گروه به سوى بهشت برده مىشوند».
اين مراحل سه گانه داراى ايستگاههاى بسيار و گردنههاى سختى است كه پيمودن هر كدام تا هزار سال طول مىكشد، چنان كه در قرآن مجيد آمده است: ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ «1»؛ «سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد؛ به سوى او بالا مىرود».
حالت انتظار و بازخواست گناهكاران در قيامت، آن چنان سخت است و گرفتارى تبهكاران در آن روز به گونهاى شديد است كه طى تمامى ايستگاهها و مواقف، تا پنجاه هزار سال طول مىكشد: تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «2»؛ «فرشتگان و روح (كه بزرگ فرشتگان است) به سوى او بالا مىروند، در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است».
امام صادق عليه السلام در تأييد اين معنا مىفرمايد: «الا فحاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا فان فى القيامه خمسين موقفا كل موقف مثل ألف سنه مما تعدون، ثم تلا هذهه الايه (فى يوم كان مقداره خمسين الف سنه)»؛ «آگاه باشيد! پس به حساب خود رسيدگى كنيد قبل از آنكه به حساب شما رسيدگى شود؛ به درستى كه در قيامت پنجاه توقفگاه هست كه هر كدام مانند هزار سال است از آنچه شما مىشمريد».
سپس [آن حضرت] اين آيه را تلاوت فرمود: «در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است» «3».
البته سختى روز قيامت براى مؤمنان راستين، آسان مىشود «و طول مدت آن» براى پرهيزگاران كوتاه مىشود؛ چنانكه در قرآن مجيد مىخوانيم: فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً «1»؛ «پس كسى كه نامه اعمال او به دست راستش داده شود، به زودى از او حسابرسى آسانى مىشود».
به هر اندازه ايمان و عمل انسان با اخلاص بيشترى باشد؛ از آسايش و آرامش زيادترى در آن روز بهرهمند خواهد بود، تا آنجا كه براى اولياى الهى و اهل بيت پاك پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ گونه گرفتارى و سختى نخواهد رسيد: فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً «2»؛ «خداوند آنان را از شر آن روز نگه مىدارد و آنها را شادابى و شادمانى عنايت فرمايد».
براى توضيح بيشتر درباره چگونگى حضور در ايستگاههاى قيامت، به دو مورد از تفاوتهاى مؤمنان و تبهكاران در هنگام برپايى قيامت اشاره مىشود:
1. ترس و وحشت و ايمنى
بىتابى و آرامش انسان، در هنگام ورود به صحنه قيامت، بستگى كامل با چگونگى اعتقاد و اعمال او دارد؛ در حالى كه ميزان گرفتارى انسان در توقفگاههاى قيامت، به مقدار سرپيچى او، از تكاليف پروردگار است: وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ «3»؛ «و تو نمىدانى آن گردنه چيست! آزاد كردن بردهاى يا غذا دادن در روز گرسنگى به يتيمى از خويشاوندان يا به مستمندى از خاك نشين».
انسانهاى مؤمن، به تناسب انجام نيكىها و عمل به واجبات و ترك محرمات، از آشفتگى و پريشانى روز قيامت در امان هستند: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ «1»؛ «كسانى كه نيكى با خود بياورند، پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان مىباشند» و لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ «2»؛ «وحشت بزرگ [صحنه قيامت] آنان را اندوهگين نمىكند».
اما كافران و تبه كاران همراه با اضطراب و هراس شديد وارد صحراى محشر مىشوند: قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ أَبْصارُها خاشِعَةٌ «3»؛ «دلهايى در آن روز، سخت مضطرب است و چشمهاى آنان از شدت ترس فرو افتاده است» و در هنگام حسابرسى و سؤال، آنان را با شدّت و سختى توقيف مىكنند: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ «4»؛ «آنها را نگه داريد كه بايد بازپرسى شوند».
2. سكوت و صحبت كردن
از جلوههاى حاكميت مطلق خداوند در روز قيامت، اين است كه هيچ كس، بدون اجازه و فرمان او، حق سخن گفتن ندارد: يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ «5»؛ «روزى فرا مىرسد كه هيچ كس جز به اجازه (او) سخن نمىگويد».
اين بدان جهت است كه پس از حضور مردم در صحنه قيامت، ذلت و حقارت تبه كاران و عزت و كرامت فرزانگان، بيشتر نمايان شود. از اين رو در برخى از ايستگاههاى قيامت، اجازه سخن گفتن به گناه كاران داده نمىشود تا با حقارت بيشتر به اعمال آنان رسيدگى شود: الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ «1»؛ «امروز بر دهانشان مهر مىنهيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان به آنچه كه انجام مىدادند، شهادت مىدهند».
مهر سكوت نيز خود عذابى خوار كننده است، چنان كه خداوند به جهنميان مىفرمايد: اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ «2»؛ «در جهنم گم شويد و با من سخن مگوييد».
و اگر تبه كاران در بعضى ديگر از مواقف قيامت، اجازه سخن مىيابند، يا براى اثبات جرم آنان است (يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ) «3»
و يا در جهت آشكار شدن دشمنى و تخاصم ميان آنان (ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ) «4»
و يا نمايانگر شدت نياز و بدبختى آنان است: يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ «5»؛ «روزى كه زنان و مردان منافق به مؤمنان به مؤمنان مىگويند: نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم».
اما سخن گفتن مؤمنان و شايستگان، نشانه مقام والاى آنان نزد پروردگار است؛ چنان كه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان مىخوانيم: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً «6»؛ «بدين ترتيب شما را امت ميانهاى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد».
بنابراين، تنها كسانى توانايى سخن گفتن دارند كه از سوى خداوند، اجازه داشته باشند و سخن حق بگويند: لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً «1»؛ «هيچ كس جز به اجازه خداوند رحمان سخن نمىگويد [و آن گاه كه مىگويد] درست و حق مىگويد».
در نتيجه انجام دادن واجبات، ترك محرمات، ترك دلبستگىها و وابستگىها، پيروى قولى و عملى از آموزههاى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام و خالص ساختن نيت و قصد، تنها راه يا راههايى است كه مىتواند انسان را به آن مدارج عالى برساند و از سختىهاى مواقف قيامت نجات دهد.
از کتاب پرسمان دانشجویی- فرجام شناسی
منبع :پرسمان/معارف


