قانون حجاب در ميان ديگر اديان حتي قبل از ظهور اسلام هم وجود داشته، لذا مي توان گفت با ظهور اسلام و واجب شدن حجاب به وسيله آيات حجاب، اين موضوع چندان از نظر آنان امر عجيبي نبوده است زيرا آنان از قبل تا حدودي با اين مسئله البته با شرائط ديني خود و به شكلي ديگر آگاه بوده اند.

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
اهل كتاب چه كساني هستند؟

رفتار آنها بر خلاف قوانين جامعه اسلامي چگونه بايد باشد؟ با توجه به اينكه آنها بر دين ما نيستند، نسبت به ابراز عقيده و تبليغ دين چگونه باید باشند؟

اهل كتاب، عبارتي است در قرآن، و منظور از آن كساني است كه به يكي از اديان يهود، مسيحيت، زرتشتي و صابئين باور دارند (سوره حج آيه ۱۷). اصل اين واژه برگرفته از واژه (به عبري: עם הספר)‏ به معني «امت كتاب» كه يهوديان به خود اطلاق مي كرده‌اند. فقها با استناد به آيات قرآن و روايات، عنوان اهل كتاب را در رتبه اول شامل: يهوديان، نصرانيان (مسيحيان) و مجوسي (زرتشتيان) نموده‌اند و سپس پيروان بعضي از مذاهب مانند صائبين را نيز به عنوان اهل كتاب ملحق نموده‌اند. از اين رو، كافران كتابي را به اهل كتاب يعني يهود و نصاري و به كساني كه شبهه داشتن كتاب نسبت به آنان مي‌رود يعني مجوسيان، تقسيم كرده‌اند؛ هر چند گروه دوم در حكم - يعني پذيرش جزيه - ملحق به اهل كتاب هستند. در اين كه سامريّه و صابئين از اهل كتابند يا نه، اختلاف است. 2. حجاب اهل كتابدر پاسخ به نكات ذيل دقت بفرماييد: الف. از تاريخ استفاده مي‏شود كه در ميان اهل كتاب يعني قوم يهود و نصاري (و مجوسيان در ايران باستان و حتي بوداييان در هند) حجاب وجود داشته و حتي از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‏تر بوده است، فقط در جاهليت عرب و در ميان مشركين حجاب وجود نداشته است. (مجموعه آثار شهيد مطهري، جلد 19،صفحه 385) اما دليل ما بر وجود حجاب در ميان اين اقوام گواه تاريخ و كتب مقدس آنان به اين موضوع است كه به چند نمونه اشاره مي شود: ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاريخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مى‏نويسد: «اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت چنانكه مثلا بى‏آنكه چيزى بر سر داشت ‏به ميان مردم مى‏رفت و ... در آن صورت مرد حق داشت‏ بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد». تورات و انجيل فعلي كه به دست بعضي از شاگردان حضرت موسي و عيسي ـ عليهما السّلام ـ نوشته شده نيز بر موضوع پاكدامني و حجاب زن تأكيد نموده است. تورات دربارة رِفْقه (دختر بتوئيل) كه با نامحرم برخورد مي كند چنين مي گويد: رِفْقه چشمان خود را بلند كرده، اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد. و از خادم پرسيد: اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مي آيد؟ خادم گفت: آقاي من است. پس بُرْقعْ (نقاب) خود را گرفته، خود را پوشاند.( تورات، ناشر انجمن كتاب مقدس ايران، سفر پيدايش، باب 24، فقره 64 و 65، چاپ دوم در ايران، 1987)مسيحيت هم نه تنها احكام شريعت يهود را درباره حجاب زنان تغيير نداد بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد ودر برخي موارد با تاكيد بيشتري حجاب را مطرح كرد. در مسيحيت به دليل تجرد و قداست آن، رعايت پوشش كامل و دوري از آرايش به شكل شديدتري وارد شده است در كتاب مقدس مسيحيان نيز در آياتي به طور صريح وجوب پوشاندن موي سر وارد بيان شده است( حجاب در اديان، علي محمدي، ص 120 به بعد) ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 552 به بعد راجع به ايرانيان قديم مى‏‌نويسد: زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش‏دار از خانه بيرون بيايند...(پوشش آنقدر مهم بوده كه حتي) زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند. در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمى‏شود و نامى از ايشان به نظر نمى‏رسد... چنانكه ملاحظه مى‏فرماييد حجاب سخت و شديدى در ايران باستان حكمفرما بوده، كه حتى پدران و برادران نسبت ‏به زن شوهردار نامحرم شمرده مى‏ شده‏ اند. از اين نمونه ها بسيار است كه به جهت اختصار از ذكر آنها خود داري مي كنيم. با توجه به مطالبي كه عرض شد به اين نتيجه رسيديم كه قانون حجاب در ميان ديگر اديان حتي قبل از ظهور اسلام هم وجود داشته، لذا مي توان گفت با ظهور اسلام و واجب شدن حجاب به وسيله آيات حجاب، اين موضوع چندان از نظر آنان امر عجيبي نبوده است زيرا آنان از قبل تا حدودي با اين مسئله البته با شرائط ديني خود و به شكلي ديگر آگاه بوده اند. ب: اما در مورد اينكه حجاب آنان در حكومت اسلامي چگونه بوده است، بايد گفت به يقين حكومت اسلامي، فشار زيادي روي اهل كتاب و اهل ذمه نداشته و به نحوه حجاب آنان كاري نداشته است؛ ولي گاهي مي‏شود اگر تبعيضي ميان زنان مسلمان و غير مسلمان در يك جامعه واقع شود، به عنوان ثانوي، منشأ مشكلات مي‏شود؛ لذا احتمالا آنان نيز مانند مسلمانان حجاب كامل را رعايت مي كردند مثل زنان غير مسلماني كه در عصر ما در ايران زندگي مي كنند، حكومت اسلامي مي‏تواند از آن‏ها هم بخواهد براي رعايت احترام جامعه اسلامي و همرنگ شدن با مسلمين و براي اين‏كه در محيط تبعيضي نباشد، احتراماً ارزش‏هاي كشوري را كه در آن زندگي مي‏كنند، رعايت كنند كه يكي از آن ارزش‏ها حجاب است. (برگرفته از: فرهنگ حجاب؛ بيم‏ها و اميدها، قم: دفتر مطالعات ديني زنان، 138)ج: مطلب ديگر اين است كه آنچه مسلم است اينست كه: آيه حجاب خطابش به مردان و زنان مؤمن و مؤمنه مي‏باشد و نه اهل كتاب، همچنين برخوردي هم از پيامبر يا اميرالمومنين با اينگونه افراد در تاريخ گزارش نشده است . اما در مورد مشركين كه اعتقادي به حجاب نداشته اند بايد گفت چون آيات حجاب در سال ششم هجرت در مدينه و در زمان استقرار حكومت اسلامي در آنجا نازل شده و مشركي در مدينه زندگي نمي كرده لذا طبيعتا برخوردي هم نمي‌تواند رخ داده باشد. 3. آزادي مذهبي آزادي مذهبي در ايران از ديرباز يكي از نقاط مثبت تمدن ايراني به شمار مي‌رفته است در كتيبه هايي كه از كورش كبير به يادگار مانده است آزادي مذهبي را به عنوان حقوق ملت به رسميت مي‌شمارد و از آن زمان تا كنون نيز همواره اقوام و مذاهب مختلف در گستره جغرافيايي اين كشور زندگي كرده اند پس از انقلاب اسلامي اين كشور بر اساس آموزه هاي دين مبين اسلام اداره مي‌شود. متدينان به اديان الهي ديگر حتي در زمان پيامبر اسلام نيز با تعهد به عدم توطئه بر عليه حكومت اسلامي و رعايت قوانين اجتماعي اسلام مي‌توانستند با پرداخت ماليات در كشور اسلامي زندگي كنند و حكومت اسلامي نيز وظيفه داشت امنيت آنان را برقرار كرده و از آنها محافظت كند. طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مذهب رسمي كشور ايران اسلام شيعي است اما ديگر اديان و مذاهب آسماني كه معتقد به خداوند هستند نيز مي‌توانند آزادانه شركت كنند و نه تنها از پرداخت ماليات اضافه معاف هستند بلكه همانند مسلمانان از يارانه هاي حكومت براي كالاها كه براي ديگر افراد در نظر گرفته مي‌شود نيز بهره مند مي‌شوند. بنابراين مسيحيان در ايران كليسا داشته و حتي در مجلس شوراي اسلامي كه محل تصميم گيري چگونگي اداره كشور است نماينده دارند و مي‌توان گفت بزرگترين اقليت پس از مسلمانان غير شيعي مسيحيان هستند كه غالبا ارامنه هستند كه نژاد خاصي از مسيحيان مي‌باشند. مسيحيان در برخي شهرها مانند اروميه و اصفهان و تهران كليسا دارند و مي‌توانند آزادانه مناسك و تعليمات خاص خود را به همكشيان خود داشته باشند. 4. جهاد با اهل كتابفقها در كتاب‌هايشان‌ جهاد را به دو قسم ابتدايي و دفاعي تقسيم كرده‌اند.جهاد ابتدايي‌ به‌ معناي‌ جنگ‌ با مشركان‌ و كفار براي‌ دعوت‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ و توحيد و برقراري‌ عدالت‌ است‌.در اين‌ نوع‌ از جهاد، كه‌ مسلمانان‌ آغازگر نبردند، هدف‌، از بين‌ بردن‌ سيطره‌ كفر و فراهم‌ آوردن‌ امكان‌ گسترش‌ دين‌ الاهي‌ است.جهاد ابتدايي در برابر سه گروه واجب است: كافران غير ذمّي اعم از اهل كتاب و غير اهل كتاب؛ كفار ذمّي‌اي كه شرايط ذمه را ناديده گرفته‌اند و باغيان. جهاد با كفار غير كتابي با هدف دعوت به اسلام انجام مي‌گيرد.آنان تنها دو راه در پيش دارند: پذيرش آيين اسلام يا تن دادن به جنگ. جهاد با كفّار كتابي غير ذمّي يا ذمّي‌اي كه پيمان ذمّه را نقض كرده باشند براي پذيرش اسلام و يا تن دادن به پيمان ذمّه و پرداخت جزيه است.در نتيجه آنان يكي از سه راه را بايد برگزينند: گرويدن به اسلام، باقي ماندن بر آيين خود و پرداخت جزيه و يا تن دادن به جنگ.جهاد با باغيان به جهت نقض پيمان و خروج آنان از بيعت با امام عليه السّلام و وادار كردن ايشان به بيعت مجدد است. جهاد دفاعي جهاد دفاعي عبارت است از پيكار با هدف دفاع از اسلام وسرزمين‌هاي اسلامي در برابر دشمن مهاجمي كه اساس اسلام را تهديد مي‌كند يا قصد استيلا بر سرزمين‌هاي اسلامي و ناموس و اموال مسلمانان و يا كشتن گروهي از مسلمانان را دارد. 5. ميزان آزادي اهل كتاب ميزان آزادي اهل كتاب در حدّي است كه موجب سلطه ي فرهنگي و سياسي و اقتصادي و اجتماعي غير مسلمان بر مسلمان نشود. لذا هر جا عملكردي از سوي مسلمان يا مسلمانان يا حكومت اسلامي، منجر به نوعي سلطه ي غير مسلمان بر مسلمان شود، بدين معناست كه عامل آن، از خطّ شرع اسلام خارج شده است.

منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها