
اسماعيليه آقاخانيه قايل به عصمت وعلم غيب امامند؟
فرقة اسماعيليه، دومين فرقه پرجمعيت شيعه، بعد از اثني عشري است. تشكيل اين فرقه به خاطر اختلاف برسر جانشيني امام جعفر صادق سلام الله عليه بود، كه آن ها در سال 148ق. (765م.) در كوفه از شيعيان جدا شدند و دست به نهضتي سياسي مذهبي براي براندازي عباسيان زدند. آنها قايل بودند كه حكومت عدل توسط امامي از فرزندان اسماعيل بن جعفر(پسر بزرگ امام صادق سلام الله عليه) به وجود مي آيد. اسماعيليان در قطعاتي از تاريخ داراي حكومت بوده اند( مثل فاطميون مصر و الموت ايران)، بنابراين توانستند، عقايد خود را مكتوب و نظام مند كنند. با نگاهي به تاريخ اسماعيليه بايد گفت، آنها سه دوره تاريخي داشته اند كه عبارتند از: اول دوره كمون و شكل گيري؛ كه بعد از شهادت امام صادق سلام الله عليه تا زمان اختفاي محمد بن اسماعيل را شامل مي شود شيعه اثني عشري و اسماعيليه دو فرقۀ اصلي شيعه، در اين زمان ، در حال شكل گيري بوده و حكومت عباسي هم مخالف آنان بود و پيوسته آنان را مورد آزار قرار مي داد، بنابراين آنان، بيشتر در خفا زندگي كرده و عقايد خود را شفاهي بيان مي كردند و از آنان، در اين دوره آثار معدودي بر جاي مانده است. دوم، دوره ستر؛ اين دوره پس از به امامت رسيدن محمد بن اسماعيل آغاز شد و تا تشكيل حكومت اسماعيلي در مغرب ادامه داشت. محمد به خاطر احترامي كه مردم براي امام كاظم سلام الله عليه مي گذاشتند كم كم، اعتبار خود را در مدينه از دست داد، لذا از مدينه هجرت نمود و در عراق و ايران، يك زندگي مخفي را شروع كرد و با اعزام داعيان خود به نقاط مختلف، طرفداران خود را رهبري مي كرد. پس از او نيز فرزندان او به سلميه شام هجرت نمودند و در آنجا به طور مخفيانه، زندگي كردند. در اين زمان آنها فقط از طريق داعيان خود، با مردم در ارتباط بودند. سوم، دوره كشف(ظهور) ؛ كه با تشكيل دولت اسماعيلي در مغرب و بعد در مصر(فاطميون) آغاز مي شود كه امامان ديگر مخفي نبودند، و بهطورآزادانه به تبليغ دين خود پرداختند. اين، زمانِ شكوفايي آنان است و بسياري از عقايد خود را نيز تدوين نمودند. در اين دوره بسياري از عقايدي را كه در دوران ستر و كمون وجود داشت و فاطميون آنان را نمي پسنديدند، حذف كرده و توانستند آن ها را ،نظام مند كنند. الان هم اسماعيليه در دو فرقه مستعلوي(بهره ها و خوجه ها) و نزاري آقاخاني ادامه حيات مي دهند. فرقه اسماعيليه آقاخانيه، يكي از دو فرقة باقي مانده اسماعيليه است، كه در مقايسه با فرقۀ ديگر( بهره ها) ، بيشترين جمعيت اسماعيليه را تشكيل مي دهد، در اين رساله، به بررسي و نقد سير تحولات تاريخي و عقايدي اين فرقه از آغاز پيدايش تا زمان، حال خواهيم پرداخت. فرقۀ اسماعيليه دومين فرقه پر جمعيت شيعه است، اما تحقيقات چنداني در مورد عقايد و احكام آنان صورت نگرفته است. اين امر علل مختلفي داشته است، مانند: مخالفت حاكمان غالبا متعصب ساير مذاهب و كمبود آثار مكتوب در اين حوزه، كه ناشي از يكسري عوامل تاريخي مي باشد، مثل كم توجهي اسماعيليان اوليه به ثبت و نشر عقايد خودشان، جرح و تعديل شدن آن عقايد توسط خلفاي فاطمي،از بين رفتن كتابخانه ها و مراكز علمي اسماعيليه در حمله ايوبيان به مصر، حمله مغولان به الموت و نابودي كتب آن جا و نيز مخفي كاري خود اسماعيليان ،به طوري كه هنوز هم كتب ناب و اصلي اين فرقه هم چنان در كتابخانه آقاخان از دسترس عموم محقيين به دور است .از طرف ديگر در بعضي موارد، نوع تاويلات فرقۀ اسماعيليۀ آقاخانيه از قرآن و روايات، باعث برداشت نامطلوب ساير مذاهب غير شيعي از شيعيان شده ، تا جايي كه در مواردي عقايد اين فرقه به عنوان عقايد شيعه امامي معرفي شده است. اين امر ضروت انجام تحقيقي در اين زمينه را دو چندانمي نمود ،تا با بيان شبهات و نقد آنها حقايق مشخص شوند. اسماعيليۀ آقاخانيه در بحث تاويل ، به ويژه در مبحث امامت راه افراط را پيموده و با اباحه گري و دوري از شريعت، در مواردي باعث وهن شيعه شده است.گرايش به تصوف و دوري آنان از شريعت در طول تاريخ، ضربات سختي به پيكره تشيع وارد كرده است، به گونه اي كه بازگشت عده اي از آنان به شريعت هم، نتوانسته به ترميم آن بپردازد.سختگيريهاي ابتدايي نزاريان ، درباره تكاليف شرعي توسط افرادي مثل حسن صباح، سرانجام باعث شريعت گريزي عده اي در زمانهاي بعدي شد.ما اگر چه قايل به مسلمان بودن اسماعيليه نزاريه هستيم، اما به نظر مي رسد اسماعيليه و به ويژه آقاخانيه همواره راهي را بين افراط و تفريط پيموده است.پايان نامه اي در امامت در اسماعيليه آقاخانيه نوشته شده كه بايد مراجعه نماييد.عنوان پايان نامه : امامت ازديدگاه اماميه،زيديه،آقاخانيه نگارنده : عنايت الله حسيني استاد راهنما : مهدي فرمانيان استاد مشاور : حميدملك مكانپژوهش كه تحت عنوان امامت از ديدگاه اماميه، زيديه و آقاخانيه تدوين گرديده شامل چهار فصل و يك خاتمه است. در فصل اول مفاهيم و كليات قرار گرفته كه شامل طرح تحقيق و تعريف مفاهيم اساسي است. فصل دوم كه به امامت از ديدگاه زيديه اختصاص دارد در برميگيرد مطالبي را چون؛ تاريخ شكلگيري و پيدايش زيديه، تعريف امامت از ديدگاه زيديه، اهميت و جايگاه امام، وجوب امامت، امام بلافصل پس ازپيامبر(ص) مي پردازد.فصل سوم به امامت از ديدگاه آقاخانيه اختصاص دارد كه در ابتدا به تاريخ شكلگيري و پيدايش اين فرقه پرداخته شده است. پس از آن مطالبي چون؛ مفهومامامت از ديدگاه آقاخانيه، وجوب امامت، جايگاه امام، صفات امام مانند علم، عصمت و افضليت، طريق تعيين امام، امامت امام علي(ع)، امامت امام حسن و امام حسين(ع)، امامت اسماعيل بن جعفر و نقد آن، وظايف امام در برابر امت، وظايف امت در برابر امام و انواع امامت مورد بحث قرار گرفته است و در اخيراسامي امامان آقاخانيه ذكر شده است. فصل چهارم پيرامون امامت از ديدگاه اماميه است كه ابتدا به ذكر تعاريف علماي اين مكتب پيرامون امامت پرداخته شده است و سپس مطالبي چون؛ ضرورت و فلسفه امامت از نگاه اماميه، شرايط و ويژگيهاي امام، امامت حضرت علي(ع)، امامان يازدگانه پس از امام علي(ع) ومسأله غيبت حضرت مهدي(عج) مورد بحث قرار گرفته است. در پايان وظايف امام در برابر امت و وظايف امت در برابر امام ذكر شده است. در آخر پايان نامه نقاط اشتراك و افتراق ديدگاههاي اين مذاهب پيرامون امامت مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است.منبع:پرسمان


