
معناي بدعت و تحریف در آموزه های دینی چیست؟
معناي لغوي بدعت، چيزي است كه بدون پيشينه و الگوي قبلي ايجاد گردد، يا گفتاري كه بدون پيشينه بر زبان جاري گردد، از اين رو خداوند بديع آسمان ها و زمين است (بديع السماوات و الارض) (1) بديع از ماده بدع است، به معناي نوآور. اما از لحاظ اصطلاحي ؛ يعني چيز تازه اي كه در قرآن و سنت ريشه ندارد؛ (2) يعني كم و زياد كردن دين، با نام دين و هر كاري كه با قصد دينداري انجام شود، در حالي كه دين آن را نگفته است. بدعت گذار كسي است كه فرمان خدا را ناديده گيرد و به دلخواه خود و با نام دين آن را پديد آورد.(3)بدعت در اصطلاح شرع عبارت از افزودن چيزي بر دين يا كاستن چيزي از آن بدون دليل معتبر دركتاب و سنت. به تعبير فقهاء « ادخال ماليس من الدين في الدين » وارد كردن چيزي در دين كه درآن وجود ندارد. يعني كسي بيا يد چيزي را كه جز دين نيست به نام دين وارد در دين نمايد،به گونه اي كه مردم خيا ل كنند اين جز دين است يا چيزي كه جز دين هست كاري بكند كه مردم خيال كنند اين جز دين نيست.هر دو صورت بدعت و حرام است.
اما از جهت مصداق كه چه عملي بدعت است؟
از قرن اول به بعد به تناسب فرايند پيدايش فرقه ها و مذاهب با توجه به نادرست دانستن همگان به بدعت در دين، هر يك ديگري را به بدعت در دين هر يك ديگري را به بدعت در دين متهم مي كرد. حنبلي ها و وهابي ها بيش از همه از اتهام بدعت براي نامشروع قلمداد كردن باورها و آيين هاي ديگر فرقه ها استفاده كرده اند و ابن تيميه از سردمداران اين جريان فكري است.از نظر وي همه متكلمان شيعي، معتزلي ، جهمي، اشعري و خوارج بدعت گذارند ، نيز همه فلاسفه از جمله فارابي و ابن سينا در دام بدعت گرفتار شده اند. او حتي از برگزاري جشن ها و آيين هاي ديني انتقاد مي كند و آن ها را نوعي بدعت مي داند.
بر اين مبنا قرطبي ترجمه كتاب هاي يوناني و آوردن فرهنگ فلسفي را ميان مسلمانان بدعت مي خواند و مأمون عباسي را كه سر منشأ اين كار بود، بدعت گزار مي داند.
برخي از متكلمان فيلسوفان را بدعت گذار و متكلمان اشعري همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت بر مي شمرند و معتزله مرجئه و اشاعره را اهل بدعت مي دانند.
اهل سنت نيز همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت مي داندو شيعة اماميه ، اهل سنت و غلات و معتزله و خوارج و صوفيه را.
حال با وجود اين نگاه هاي گوناگون و متضاد در مورد مصاديق بدعت، توجه خواهيد داشت كه نمي توان به صورت كلي بيان داشت كه چه كارهايي بدعت است.
مي توان بدعت ها را از نگاه و زاويه خاص مذهبي بيان نمود و توضيح داد، مثلا در نگاه وهابي ها بسياري از كارهاي مسلمانان از جمله شيعيان بدعت و حرام است. آنان مي گويند: مهر در نماز، رفتن به زيارت قبور پيشوايان اسلام و زيارت حرم امامان و امام زاده ها و اولياء الله، توسل، برپايي مجالس عزا و گريستن براي مظلومان كربلا، برپايي مجالس جشن و سرور به مناسبت ميلاد پيامبر و امامان (ع) و حتي گذاشتن سنگ روي قبر و برپايي مجالس فاتحه و ترحيم همه بدعت و حرام است.
آنان مي گويند: اين گونه امور ريشه ديني ندارد، بنابراين بدعت است . اما بزرگان شيعه در پاسخ به اين اتهام مي گويند: اين مراسم ريشه ديني دارد و پيامبر (ص) و اهل سنت اين كارها را امضا نموده اند.
براي آگاهي بيشتر به كتاب آيين وهابيت نوشته جعفر سبحاني مراجعه نماييد.
اما از ديدگاه شيعه اماميه: شيعه مي گويد برخي از اموري كه اهل سنت در عبادتشان دارند، بدعت است از جمله گفتن آمين بعد از پايان سوره حمد در نماز، دست بسته نماز خواندن، حذف حي علي خير العمل در اذان، افزودن جمله الصلاة خير من النوم در اذان صبح، نماز تراويح و حرام دانستن ازدواج موقت. اين باورها از بدعت هاي است كه توسط خلفا بر دين تحميل شده است.
گرچه شيعه معتقد است: اگر كسي در اذان و اقامه اشهد أن عليا ولي الله را به عنوان اذان و اقامه ( نه به عنوان قصد تيمم و تبرك) بگويد، بدعت است ، يا ممكن است برخي از ما در روز عيد قربان و عيد فطر روزه بگيرند و ندانند كه روزه در اين روز اشكال دارد، يا مسافري كه بايد نمازش را در هنگام سفر شكسته بخواند ، اما تمام بخواند، و يا در هنگام وضو بيش از دو بار دست ها و صورت را بشويد با قصد اين كه دين چنين گفته ، نيز زني كه در ايام عادت نبايد نماز بخواند ، نماز بخواند، يا به درختي دخيل ببندد و اين كارها را جزء دين بداند. اين گونه امور بدعت و حرام است. اما اگر نا آگاهانه آنها را انجام دهد و نمي داند كه جزء دين نيست ، بدعت محسوب نمي شود.
برخي از امور در افكار عامه مردم يا در سخن برخي از سخنرانان وجود دارد كه در دين نيامده و يا به صورت ناقص و منحرف شده ميان مردم جريان دارد كه آنها نيز جزء بدعت هاي ديني محسوب مي شود، مانند مواردي كه استاد مطهري در كتاب حماسه حسيني در مورد بدعت هاي عاشورا توضيح مي دهند.
گروه ديگر كه به اصطلاح روشنفكران شناخته مي شوند، نيز در برخي موارد دچار برخي بدعت ها در دين مي شوند و به اسم نوشدن و به روز بودن دين، برخي از احكام و دستورهاي ديني را از مذهب پاك نموده و يا بر آن اضافه مي كنند، كه اينها نيز نوعي بدعت محسوب مي شود. در اين باره مي توانيد از كتاب اسلام و مقتضيات زمان استاد مطهري استفاده كنيد. (مركز پاسخگويي به سوالات ديني)
دليل حرمت بدعت
تحريم بدعت دراسلام به اين دليل است كه بدعت گذاري نوعي افتراء بر خداست و افتراء بر خداوند از گناهان كبيره و حرام است.چنانكه قرآن مي فر مايد : ا الله اذن لكم ام علي الله تفترون. آيا خداوند اجازه ي چنين كاري را داده است يا به او افتراء مي بنديد.
باز مي فرمايد : و من اظلم ممن افتري علي الله كذبا. كيست ستمكارتر از آنكه بر خدا دروغ بندد.
از انجا كه معارف و احكام الهي بايد از طريق وحي و ادله معتبر به ثبوت برسد هر گونه بدعت در دين نا مشروع و گناه عظيمي محسوب مي گردد چرا كه اگر باب بدعت در دين گشوده شود هركس با سليقه شخصي و فكر خاص خود يزي بر آيين خدا بيفزايد يا از آن بكاهد ، دين بازيچه هوا پرستان و سود جويان مي گردد. ديري نمي پايد كه به كلي مسخ گرديده،چيزي از آن باقي نماند .
لذا يكي از عوامل حفظ اسلام و قران از تحريف ها و انحرافات، قانون تحريم بدعت در اسلام است. دراينجا براي نمونه چند روايت از زبان معصومين عليهم السلام در نكوهش بدعت نقل مي كنيم:
1- قال رسول الله (ص) :كل بدعة ضلالة وكل ضلا له سبيلها الي النار. هر بدعتي گمراهي، و هر گمراهي راه به دوزخ برد
2- قال رسول الله (ص): من غش امتي فعليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين. قالوا يا رسول الله(ص) :و ما الغش ؟ قال- ان يبتدع لهم بدعة فيعمل بها.كسيكه امتم را فريب دهد نفرين خدا و فرشتگان و همه مردم بر اوست . عرض كردند اي رسول خدا فريب چيست؟ فرمود: در امتم بدعتي بگذارد و امت بدان عمل كند.
3- قال رسول الله (ص) : اصحاب البدع كلاب النار. بدعت گذاران سگان آتش دوزخند .
4- قال رسول الله (ص):ثلاثة ليست لهم حرمة صاحب هوي مبتدع و الامام الجائروالفاسق المعلن. سه نفر را حرمت و احترامي نباشد كسي كه صاحب بدعتي باشد،پيشواي ستمكار، تبهكاري كه آشكارا فسق و فجور كند .
پيامد هاي بدعت
بدعت گذاري در دين آثار و پيامد هاي ناگوار فراواني دارد كه در روايت اسلامي به برخي از آنها اشاره شده است كه به ذكر چند نمونه اكتفا مي كنيم :1- تباهي دين: دين مجموعه تعاليم آسماني است كه خداوند براي هدايت وسعادت انسانها نازل فرموده است تبيين وتفسير دين توسط آشنايان به رموز وحي وازطريق ادله معتبرشرعي مي باشد. اگر هر كسي به خود اجازه دهد با سليقه خاص خود چيزي بر آيين خدا بيفزايد و يا از آن بكاهد ، حقيقت دين از بين مي رود و چيزي از آن باقي نمي ماند.
لذا امير المؤمنين(ع ) فرمود : ما هدم الدين مثل البدع . چيزي مانند بدعت ها دين را تباه و ويران نكرده است.
2- سنتها ترك مي شوند: سنت عبارت است از: تمام گفتار، كردار و تقرير پيامبر اسلام و امامان معصوم (ع) كه از منابع معتبر معارف و احكام دين به حساب مي آيد. مسلمانان بخش زيادي از فرهنگ ، آداب و رسوم و احكام عملي خود را از سنت دريافت ميكنند. چرا كه صاحبان سنت از عصمت و طهارت برخوردار بوده ، اطاعت و پيروي از آنها به فرمان خداست . بدعت ها سبب مي گردد ، رسوم باطل جايگزين سنت ها شوند و سنتهاي راستين به فرامشي سپرده شوند.
3- گمراهي : بدعت گذاري در دين سبب دوري از حق و افتادن در وادي گمراهي است . بدعت گزار نه تنها خود در وادي گمراهي است كه با بدعت چه بسا مايه گمراهي انسانهاي بيشماري گردد.
4- باطل شدن عمل ها : بدعت گزار با دست اندازي در دين و كم و زياد كردن احكام خدا هم در عمل و هم در انديشه و اعتقاد از حق فاصله مي گيرد در نتيجه اعمال و عبادات او بي ثمر بوده مقبول درگاه حق نخواهد بود.
5- پيدايش فتنه ها : يكي از آثار منفي و پيامد هاي خطرناك بدعت ايجاد فتنه و آشوب است .
6- بر دوش كشيدن بار گناه ديگران: بسياري از گناهان مسؤليت فردي دارد هر چند گناه كبيره محسوب مي شوند مانند ارتكاب اعمال منافي عفت ، نوشيدن شراب و ساير محرمات، ولي خطرناك ترين گناهان گناهاني است كه گروه ديگري را به گناه مي افكند بار چنين گناهاني بر دوش بنيانگذار آن است بي آنكه چيزي از بار گناهان آنها كم شود . بدعت گزاران در اين گروه جاي دارند.
بسياري از بدعتها به خاطر شرايطي به سرعت پخش مي شوند و گاه در طول زمان باقي مي مانند و گروههاي كثيري را به انحراف مي كشانند و شخص بدعت گزار بايد جريمه تمام آنهارابپردازد. قران مجيددرباره اين گونه اشخاص مي فرمايد : وليحملن اثقالهم و اثقالاٌ مع اثقالهم و ليسألن يوم القيامة عما كانوا يفترون. آنها بار سنگين گناهان خويش را بر دوش مي كشند و همچنين بارهاي سنگين ديگري را علاوه بر بارهاي سنگين خويش . و روز قيامت به يقين از تهمت هايي كه مي بستند سوال خواهد شد .
به همين دليل در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم كه : مردي در گذشته تحت تأثير وسوسه هاي شيطاني بدعتي گذارد و مردم را به سوي آن دعوت كرد. گروهي تحت تأثير او واقع شدند بعد به خودآمد كه اين چه كاري بود كه من كردم در صدد توبه بر آمد و به انواع وسايل متوسل شد. خداوند به پيامبر آن زمان وحي فرستاد كه به او بگو : به عزت و جلالم سوگند اگر آنقدر مرا بخواني تا بند بند تو از هم جدا شود دعاي تو را مستجاب نخواهم كرد مگر اينكه افرادي كه تحت تأثير بدعت تو واقع شدندزنده كني آنها از بدعت باز گردند آنگاه توبه ات پذيرفته خواهد شد. (سازمان تبليغات اسلامي)
با توجه به مطالب ارائه شده به اين نتيجه مي رسيم كه مبارزه جدي با بدعت گذاران از وظايف تمام مسلمانان بوده و از عبادت هاي مهم شمرده مي شود.
در روايات، شيوه هايي براي مبارزه با بدعت و بدعت گذاران توصيه شده است:
دوري و اعراض؛ برائت و نفرت؛ سب و لعن؛ روشنگري و افشاگري و تهديد و ارعاب.
رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود:
از اهل تشكيك و بدعت- كه پس از من مي آيند- آشكارا بيزاري بجوييد، فراوان آنان را سبّ كنيد و با بيان انحراف هاي آنان، بترسانيدشان تا به فساد در دين طمع نورزند و مردم از آنان دوري جويند و بدعت هايشان را فرا نگيرند. خدا با اين كارها براي شما حسنات مي نويسد و درجاتتان را در آخرت بالا مي برد.( الكافي، ج۲، ص۳۷۵)
امام صادق عليه السّلام فرمود:
سه چيز است كه دوري جستن از آن ها بر هر كس لازم است: نزديك شدن به اشرار، گفت و گو با زنان [نامحرم با احتمال آسيب] و همنشيني با اهل بدعت؛ (تحف العقول، ص۳۱۹)
پي نوشت ها :
1 - بقره (2) ايه 117.
2 - مجمع البحرين، طريحي، ج1، ص 164.
3 - محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج1، ص 107.
منبع:پرسمان


