عباس افندی که تحصیل کرده دانشگاه آمریکایی بیروت و آکسفورد بود به بهائیت نظم و تشکیلات بخشید و چون از داشتن فرزند محروم بود اداره بهائیت را به سازمانی به نام «بیت العدل» سپرد.

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
نقدهاي كلي بر فرقه بهائيت
سيد علي محمد شيرازي (1236 ـ 1266) يكي از شاگردان سيدكاظم رشتي مؤسس فرقه شيخيه بود كه پس از فوت استاد، ادعا كرد كه باب واسطه وصول به امام زمان است و بعد ادعا كرد كه خود قائم موعود است و در نهايت نيز ادعاي نبوت و... را نمود تا اين كه در سال 1266 هـ .ق در تبريز به دار آويخته شد او كه با ادعاهاي خود فرقه اماميه را بنا نهاده بود، مي‌گفت خاتم، ظهورات مشيت اوليه و آخرين حلقه سلسه نبوت نيست بلكه ظهور بعد از او كه از آن به من يظهره الله تعبير مي‌كرد، به مراتب بالاتر از ظهور خود اوست.[1]
بعد از مرگ علي محمد باب، صبح ازل (1246 تا 1330) جانشين او شد ولي به علت مخالفت مردم و علما او به همراه برادرش ميرزا حسينعلي معروف به بهاءالله به عراق تبعيد شد و در آنجا به خاطر اختلافي كه بين دو برادر به وجود آمد، دولت عثماني صبح ازل را به قبرس و بهاء الله را به عكّا در فلسطين، تبعيد نمود و در حالي كه هر كدام دعوي رهبري بابيه را داشتند، بهاء الله با ادعاي اين كه من همان «من يظهره الله» مورد نظر علي محمد باب هستم توانست بر برادرش فايق آيد و رهبري بابي‌ها را به دست آورد و كم‌كم فرقه «بهائيت»‌ را بر روي پايه‌هاي آن بنا نهد،[2] و با حمايت‌هاي استعمارگران فرقه‌اي جديد به وجود آورد.
پس از مرگ بهاءالله (میرزا حسینعلی نوری) در سال 1309 قمری در عکّا، بین بهائیان بر سر جانشینی او اختلاف افتاد تا اینکه در نهایت عباس افندی (عبدالبها) (متولد 1260 قمری در تهران) موفق شد رهبری بهاییان را به عهده گیرد.
بهاییت امروز؛ میراث عباس افندی (عبدالبها) است نه میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) و سید علی محمد شیرازی (باب).
عباس افندی در سال 1911 میلادی به اروپا و آمریکا مسافرت کرد و به بهاییت سروسامان بخشید و آن را به شکل امروزی با پیشرفت‏های اروپاییان سازگاری داد. افندي به سازماندهي دوباره فرقه بهائيت پرداخت و آن را به شبكه جاسوسي براي خدمت به استعمار انگليس و بعد آمريكا تبديل كرد و به شكرانه خدماتش از دولت انگلستان لقب «سِر» و نشان‌ «نايت هود» گرفت.[3]
عباس افندی در سال 1340 قمری (1300 شمسی) در شهر عکا درفلسطین (اسراییل بعدی) درگذشت و رهبری بهاییان به شوقی افندی (متولد 1314 قمری، متوفای 1336 شمسی در لندن) نوه دختری عباس افندی رسید.
عباس افندی که تحصیل کرده دانشگاه آمریکایی بیروت و آکسفورد بود به بهائیت نظم و تشکیلات بخشید و چون از داشتن فرزند محروم بود اداره بهائیت را به سازمانی به نام «بیت العدل» سپرد.
گرچه از سال 1328 تاکنون بیت العدل رهبری بهائیان را به عهده دارد، امّا بیوه شوقی افندی (روحیه ربانی، روحیه افندی، روحیه ماکسول، زن کانادایی- آمریکایی شوقی افندی) تا سال 2000 رهبری بهاییان را به عهده داشت.
در میان بهائیان از میرزا حسینعلی نوری (بهاء الله) تا کنون؛ اختلاف داخلی، رقابت‏ها و کشمکش‏ها و نزاع‏های بسیاری در گرفت که تا کنون ادامه دارد امّا امریکا و اسراییل از فرو پاشی داخلی ساختار بهائیت جلوگیری می‏کنند.
- بر اساس تعالیم بهاییت «ولی امر» موجود باید«ولی امر» بعدی را تعیین نماید و از این جهت باب، بها، عبدالبهاء و شوقی افندی«ولی امر» بهائیان هستند.
شوقی افندی کسی را به عنوان «ولی امر» تعیین نکرد بلکه سازمان و ساختار بیت العدل را به رهبری برگزید و این بر خلاف تعالیم بهائیت است ! و از این جهت" چارلز میسن ریمی"آمریکایی خود را جانشین شوقی افندی دانست و بیت العدل را قبول نکرد ! واز بهائیت انشعاب یافت. البته گروهها و انشعابات دیگری نیز در بهائیت اتفاق افتاد.
هنوز علماي علم فرق و مذاهب و ملل و نحل نتوانسته‌اند جايگاهي براي اين فرقه در ميان مباحث اديان و مذاهب پيدا كنند اين فرقه نه در تعريف مذهب مي‌گنجد نه تعريف دين بر آن شامل مي‌شود و نه هم چون اديان آسماني شالوده مستحكمي ارد و نه هم چون اديان غير آسماني پشتوانه‌ فكري و سازمان‌ ديني به همين دليل نقد اين فرقه در قالب انتقادهاي رايج در علوم مربوط به اديان و مذاهب امكان ندارد و به تعبير ديگر چون ساختار فكري و عقيدتي منسجم و مستقلي ندارد نه قابل انتقاد است نه قابل استناد.

بهاییت و استعمار

بهاییت را باید ساخته و پرداخته استعمار (روسیه، انگلستان، آمریکا، اسراییل) دانست که در هر زمانی یکی از این قدرتهای استعمارگر از بهاییت به حمایت مادی و معنوی پرداختند.
شواهد تاریخی در حمایت روسیه (سفیر کبیر روسیه و پناهندگی میرزا حسینعلی نوری به سفارت روسیه و ...) و حمایت انگلستان (تبعید میرزا حسینعلی نوری به حکومت عثمانی مستعمره انگلستان و حمایت ژنرال النبی از بهاییان و ...) و حمایت آمریکا (سفر عبدالبها به آمریکا و نام گرفتن آمریکا به «مرکز میثاق» توسط عبدالبها ومعافیت بهاییان از حقوق گمرکی و مالیاتی در آمریکا و... )و حمایت اسراییل از بهاییان (عکّا قبله بهاییان در اسراییل و ...) بسیار و بسیار است که از این مجال خارج است. به عنوان نمونه:
- شوقی افندی دولت اسراییل را پناهگاه بهائیت و اسراییل را «ارض اقدس» و «مشرق الاذکار» نامید.
- عباس افندی (عبدالبها) به پاس خدمات به امپراطوری بریتانیا (انگلستان) به مقام سرّ، نایت هود و شوالیه مفتخر گردید که سند تاریخی آن و تصاویر آن موجود است.

بهائیت و حکومت قاجار

فتنه بابیت و بهائیت به عنوان یک جنبش اعتراضی بر ضد حکومت قاجار مطرح گردید. بابیان در ترور نافرجام ناصر الدین شاه دخالت کردند چنانکه در بسیاری از کشتارها و غارت‏ها و بلواها و آشوبها در دوره ناصرالدین شاه نقش داشتند.
در نهایت با اعدام باب (سید علی محمد شیرازی) به دستور امیر کبیر صدراعظم و تبعید بابیان به حکومت عثمانی، قاجار از فتنه بابیت و بهاییت جان سالم بدر می‏برد.


بهائیت و حکومت پهلوی

بهائیت در دولت پهلوی بیشترین و گسترده ترین حضور را داشت. حضور رهبران و سران بهاییت به عنوان نخست وزیر (هویدا) و وزیر (11 وزیر کابینه) در وزارت آموزش و پرورش (از مهد کودک تا دانشگاه -خانم فرخ رو پارسا وزیرآموزش و پرورش )؛ وزارت فرهنگ و آموزش عالی، رادیو، تلویزیون (تلویزیون ملّی)، ارتش (فرماندهان ارشد ارتش )، دربار (تیمسار ایادی) اقتصاد (حبیب ثابت، هژبر یزدانی) و ... نشان از نفوذ وتسلط بهاییان برحکومت پهلوی دارد.
حضور بهاییت در حکومت پهلوی بدانجا می‏رسد که زمزمه بهایی شدن محمد رضا پهلوی به گوش می‏رسید تا آنجا که بهاییان در جلسات داخلی اعلام می‏کنند «ما اطلاع داریم که شاهنشاه آریامهر بهایی می‏باشند» بر این اساس دوران پهلوی را باید بهترین و رویایی ترین دوران بهاییت دانست. بر اساس تعالیم بهاییت دخالت در سیاست ممنوع است.
حسینعلی بهاء در این باره می‏گوید: «اگر در مجلسی بودید و دیدید کسی وارد بحث‏های سیاسی شد بدانید از احباء نیست، خود را به این جیفه (مردار (سیاست) ) آلوده نکنید».
ارتشبد فردوست می‏گوید: «روزی از سپهبد صنیعی (وزیر جنگ) پرسیدم چگونه شما شغل سیاسی پذیرفته اید ؟ پاسخ داد: از عکّا (بیت العدل در اسراییل) سوال شد و اجازه دادند که در موارد استثنایی و مهم این مشاغل پذیرفته شود». (2)
بهائیت و انقلاب اسلامی ایران
اگر دوران حکومت پهلوی بهترین و شکوفاترین دوران بهائیت بود پیدایش انقلاب اسلامی؛ سنگین ترین و مهلک ترین ضربه- در حدّ مرگ و نابودی- برای بهائیت محسوب می‏شود.
بر همین اساس از ابتدای پیدایش انقلاب اسلامی تا کنون بهائیت نه تنها به مخالفت با جمهوری اسلامی ایران پرداخت که با دشمنان انقلاب اسلامی ایران یعنی آمریکا و اسراییل هم پیمان شد و نقش جاسوسی و ستون پنجم نظام صهیونیسم بین الملل را بازی می‏کند.
بیت العدل
بیت العدل همان محفل بهاییان است. در هر شهر و مکانی که نه نفر بهایی باشند یک محفل (بیت العدل) تشکیل می‏شود. بیت العدل ابتدا توسط بهاء الله (میرزا حسین نوری) مطرح، و توسط عباس افندی ایجاد و توسط شوقی افندی توسعه و گسترش یافت و تاکنون به عنوان مرکز اصلی بهائیت فعالیت می‏نماید. بیت العدل اعظم (مرکز جهانی بهائیت) در اسرائیل قرار دارد. این سازمان و تشکیلات دارای سه رکن است:
مؤسسه ولایت امر(رهبران اصلی؛ مثل شوقی افندی، روحیه ماکسول و ... )
مؤسسه ایادی امر الله (مبلغان و مروجان بهاییت)
بیوت عدل (محافل ده – شهر – استان – کشور – بیت العدل اعظم )
بیت العدل اعظم چهار وظیفه اصلی دارد:
تشریع و تغییر قوانین
حل مشکلات و مسایل بهاییان
تعیین مبلغان و ایادی امر الله و اداره امور سیاسی، اقتصادی، محافل بهاییان
مرجع کلّ امور بهاییان
بازگشت از بهائیت
از همان ابتدای پیدایش بابیگری تا پیدایش بهائیت و تاکنون بسیاری از مبلغان و مروجان و نویسندگان و پیروان بابیت و بهائیت از این فرقه اعلام انزجار نمودند و به دامن اسلام و تشیع برگشتند.
عبد الحسین آیتی (آواره) کاتب عبدالبها و صاحب کتاب «کشف الحیل» و فضل الله مهتدی معروف به صبحی و صاحب کتاب «پیام پدر» و «خاطرات صبحی» از جمله باز گشتگان از بهاییت هستند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از پیروان این فرقه ضالّه متوجه سراب بودن این فرقه گشتند و به دین مبین اسلام بازگشتند. در سال‏های اخیر بازگشت خانم «مهناز رئوفی» نویسنده چندین جلد کتاب بر ضد بهاییت از آخرین موارد بازگشت از بهاییت است.
نفی تقلید و رویکرد تقلید ستیزی
بهاییت از یک طرف تقلید و رجوع غیر متخصص به متخصص را منع می‏کند در حالی که خود بیت العدل اعظم را مرجع کلّ امور بهائیان می‏داند.


احکام و مناسک بهاییان

- مخالفت صریح با اصول دین اسلام
- مخالفت با حکم حجاب و تایید ارتباط با نا محرم.
- ازدواج با محارم (البته در غیر از ایران !).
- پاک بودن همه چیز و حتی نجاسات(با خواندن اسم بهاء و «الله اطهر» همه چیز پاک می‏شود).
- حلیت ربا.
- منبع احکام شرعی بهاییت کتاب اقدس است.
- در نه روز کسب و کار حرام است.
- اعیاد بهاییان، اوّل و دوّم محرم (ولادت باب و بهاء )، سه روز عید رضوان، بعثت بهاء وپنجم جمادی الاولی ولادت عبدالبها و بعثت باب و17دی روز جوانان.
- وفیات وعزای بهاییان، روز وفات بهاء الله (روز هفتادم نوروز) و روز مرگ باب (بیست و هشتم شعبان).
انتقادهاي اعتقادي
ادعای الوهیت باب و بهاء
در اندیشه بابییت وبهائیت، باب و بها خدایانی هستند که زاده شده است، زندانی می‏شود، و می‏میرد.! این خدایان به صدور آیات، الواح، فرامین _به تقلید از قرآن_ همراه با عربی ناقص و غلط و فارسی مملو از تناقض و اغلاط ادبی؛ می‏پردازند.
ادعای نبوّت و اینکه باب و بهاء در ردیف پیامبران همانند موسی، عیسی، ابراهیم و نوح(ع) و حتی برتر از پیامبران هستند.
انکار ختم نبوت و ادعای نسخ شریعت اسلام از دیگر عقاید وادعاهای بهاییان محسوب می‏شود.
ناسازگاری بهائیت با خاتمیت چگونه، آیین وفرقه ای که از آیین و دین اسلام انشعاب یافت می‏تواند با آموزه‏های ضروری و بدیهی (اصل) آن دین (اسلام) به مخالفت پردازد ؟! چون انکار اصل، انکار فرع وانشعاب را در پی خواهد داشت. !
ادعای بابیت و مهدویت کجا ؟ و ادعای نبوت و الوهیت و نسخ شریعت وخاتمیت کجا ؟ خاتمیت دین اسلام و خاتمیت پیامبر اسلام از اعتقادات مشترک شیعه و سنی است
انکار معاد و قیامت
در عقیده بابیت و بهائیت با آمدن باب، قیامت بر پا شده و با مرگ او قیامت به پایان رسید و با بعثت بهاء قیامت آغاز و با مرگ او به پایان رسید.

اعتقاد به مهدویت نوعی و انکار مهدویت شخصی

برخی از بابیان و بهائیان مهدویت می‏پذیرند در نظر آنها مقام مهدویت از مقام ولایت تشریعی برخوردار است و این مهدی هم سید علی محمد باب است. این مهدی مؤسس دین و شریعت جدید است.


اعتقاد به پلورآلیسم دینی

بهائیت اعتقاد به پلورآلیسم دینی و کثرت گرایی دینی دارد. عبدالبهاء می‏گوید: ملکوت مختص جمعیت خاصی نیست، شما می‏توانی بهایی مسلمان، یا بهایی ماسونی، یا بهایی مسیحی یا بهایی یهودی باشی !».

رویکرد التقاطی به مکاتب غربی

بهائیت از مکاتب جدید غربی مثل فمنیسم و لیبرالیسم بهره برده است و برتساوی زن و مرد تاکید می‏ورزد.
فرقه بهائيت در مورد مسائل اعتقادي گنگ و نامفهوم است و با اينكه آسمان و ريسمان را به هم بافته مطلبي را ارائه نكرده كه جزو اعتقادات پيروانش به حساب آيد. براي روشن شدن اين مطلب به چند مورد اشاره مي‌شود.
1 . عدم توضيح در مورد مبدأ و معاد: اين فرقه توضيحي در مورد مبدأ عالم و انسان نمي‌دهد معلوم نيست قائل به توحيد است يا ثنوي‌گرا يا هم‌چون بوديسم منكر مبدأ است يا چون شمن‎پرست‌ها به مظاهر طبيعت را پرستش مي‌كند تنها چيزي كه در تاريخ اين فرقه به چشم مي‌خورد ادعاي الوهيت ميرزا حسينعلي بهاء است وي در كتاب اقدس خود ص 1 خويشتن را منبع وحي و تجلّي خدا معرفي كرده مدعي مي‌شود كه خداوند خلقت و تدبير جهان را به او سپرده است و در كتاب ايام تسعه ص 50 درباره روز تولد خود مي‌گويد: فيا حبّدا هذا الفجر الذي فيه ولد من لم يلد و لم يولد،[4] و يا در جاي ديگر مي‌گويد: خدايي هستم كه در سايه‌هاي ابر فرود آمدم تا جهانيان را زنده گردانم.[5] و اينها تنها مطالبي است كه بهائيان در مورد خداي خود ارائه مي‌دهند ولي توضيحي در كمّ و كيف آن ندارد و نمي‌گويند كه چرا خدايشان نتوانست در ايران بماند و بعد از مدتي زنداني شدن و تبعيد نهايتاً در عكّا مرد مگر خدا مي‌ميرد و بندگان خود را بي‌خدا مي‌گذارد؟!
بهائيان علاوه بر مسأله مبدأ در مورد معاد هم مطلبي ارائه نكرده‌اند و يك محقق نمي‌تواند بگويد آيا آنان قائل به معاد هستند يا تناسخ را مي‌پذيرند اگر معاد را قبول دارند كمّ و كيف آن چگونه است؟ خلاصه اين كه يك بهايي نمي‌داند در مقابل اين سؤال كه از كجا آمده و به كجا خواهد رفت جوابي ارائه دهد.
2 . عدم توضيح در مورد نبوت و امامت: بهائيان ادعا مي‌كنند كه با ظهور باب و بهاء شريعت اسلام الغا گرديده و دوره رسالت محمدمصطفي ـ صلي الله عليه و آله ـ سپري شده است و اين دوره دوران زمامداري جمال اقدس الهي و آيين اوست. حال سؤال اين است كه آيا آنها به نبوت و امامت اعتقاد دارند يا نه و باب و بهاء بني و مرسل هستند يا خداي متجلي در جسم انسان و نهايتاً با آمدن آنها شريعت و دين جديد آغاز شده يا آنها ادامه دهنده شريعت قبلي هستند. آنان گاهي ميرزا حسينعلي را خداوند لم يلد و لم يولد مي‌دانند و گاهي پيامبر مرسل و گاهي وي را مهدي موعود مي‌شمارند و گاه جانشين باب و انتظار دارند كه مسلك آنان هم شاخه‌اي از اسلام به شمار آيد هم به ديده دين مستقل به آن نگريسته شود.
3 . التقاط در احكام عملي: بنيان‌گذاران مسلك بهائيت براي اين كه رنگ و بوي مذهب و دين به مسلك خود بدهند احكام عملي كه تقليدي صوري ازدين اسلام و مفهومي از مسيحيت پولسي است براي آن دست و پا كرده‌اند كه به چند مورد از اين احكام اشاره مي‌شود.
1 .نماز: در آيين بهايي نماز 9 ركعت است كه به صورت انفرادي، صبح و ظهر و شام بر هر فرد بالغي واجب است و قبله آنها شهر عكّا يعني قبر حسينعلي بهاء مي‌باشد چرا كه وي در كتاب خود گفته: «اذا اردتم الصلوة و لوّ وجوهكم شطري الاقدس؛ وقتي نماز مي‌خوانيد به سوي قبر من نماز بخوانيد».[6]
2 . حج: بهائيان براي حج به زيارت خانه‌اي در شيراز مي‌روند كه سيدعلي محمد باب در آن متولد شده است و هم‌چنين زيارت خانه‌اي در عراق كه تبعيدگاه حسينعلي بهاء بود حج آنان به شمار مي‌رود[7] معلوم نيست حسينعلي بهاء چرا زيارت قبر خود را حج پيروانش قرار نداده؟ گويا مي‌خواسته سهمي هم براي سلفش علي محمد باب تعيين كرده باشد كه خانه وي را كعبه بهائيان قرار داده است.
3 . از ديدگاه بهائيان ازدواج با زن پدر حرام است ولي با دختر و خواهر و ساير اقربا جايز است.[8] يعني در اين اياحه‌گري فقط زن پدر حرام شده و با بقيه اقربا ولو دختر و خواهر مي‌توان ازدواج كرد.
4 . بهائيان تمام اشياء را پاك مي‌دانند حتي امثال بول، غائط، سگ و خوك[9] و گويا در اين مورد از مسيحيان الگو گرفته‌اند هم‌چنان كه حسينعلي بهاء در دعوي الوهيت، آنان متأثر شده‌اند.


انتقادهاي رفتاري:

1 . پيروي از استعمار: همفر جاسوس انگليسي كه در دوران قاجار در خاورميانه به جاسوسي براي انگلستان مي‌پرداخته در ضمن معرفي برنامه‌هاي وزارت مستعمرات انگليس، براي متلاشي كردن كشورهاي اسلامي و از بين بردن اتحاد اسلامي، ايجاد فرقه‌هاي ساختگي را مهمترين راهكار براي رسيدن به اين هدف، ارزيابي مي‌كند.[10] به همين دليل است كه انگلستان در آن دوره چندين فرقه جديد به وجود آورد كه مهمترين آنها قاديانيه در هند، وهابيت در عربستان و بهائيت در ايران بود.
هرچند به هنگام ظهور باب دولت تزاري نقش‌ حامي وي را بازي مي‌كرد،[11] ولي با انتقال قدرت به حسينعلي بهاء و تبعيد وي به عكّا در فلسطين كه تحت‌الحمايه انگلستان بود،‌ انگليس حامي جديد مسلك تازه تأسيس بهائيت شد و حسينعلي با برخورداري از حمايت‌هاي اين دولت توانست آب رفته را به جوي باز آورد و بابيان را از نو سازماندهي كرده آن را به شبكه جاسوسي كه وظيفه‌اش ايجاد انقلاب در بين مسلمانان و جمع‌آوري اطلاعات براي كشورهاي استعماري بود، تبديل سازند.
بهائيان با حمايت‌هاي استعماري و به خصوص انگليس و آمريكا تأسيس شده و به حيات خود ادامه مي‌دهد به همين دليل هر گاه، سياست اين دولت‌ها اقتضاء كند گسترش مي‌يابد و هر‌گاه حمايت‌‌ آنها كم شود در لاك خود فرو مي‌رود و احكام خود را با خواسته‌هاي اين دول تطبيق مي‌دهد و اگر بخواهيم تقسيم‌ جديدي در علم اديان و مذاهب ابداع كنيم بايد اديان و مذاهب را به دو قسمت سياسي و غيرسياسي تقسيم كنيم و فرقه‌هايي چون قاديانيه، بهائيه، وهابيه را جزو فرقه‌هاي سياسي بشماريم كه با سياست دول استعماري تأسيس و تأييد مي‌شوند و با از دست دادن پشتوانه‌ سياسي خود به لاك خود مي‌خزند.
معرفي منابع براي مطالعه بيشتر:
1 . تاريخ جامع بهائيت (نوماسوني) بهرام افراسيابي، انتشارات سخن.
2 . شيخيگري بابيگري از نظر فلسفه، تاريخ، اجتماع، مرتضي مدرّس چهاردهي.
3 . انشعاب بهائيت، اسماعيل رائين.
________________________________________
[1] . ر.ك: مشكور محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامي، ص 88 تا 91، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ سوم، 1375.
[2] . ر.ك: رائين، اسماعيل، انشعاب در بهائيت، ص 84، مؤسسه تحقيقي رائين، بي‌تا.
[3] . رباني گلپايگاني،‌علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 341، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي، چاپ اول، 1377.
[4] . همان، ص 342.
[5] . سلطان‌زاده، رضا، سيري در كتاب‌هاي بهائيان، ص 158، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چاپ دوم.
[6] . ر.ك: سيري در كتابهاي بهائيان، ص 123.
[7] . ر.ك: فرق و مذاهب كلامي، ص 343.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . خاطرات همفر جاسوس انگليسي در ممالك اسلامي، ص 93، انتشارات اميركبير.
[11] . سيري در كتاب‌هاي بهائيان، ص 88.

منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها