
در اين كه زن و مرد در فطرت و كمال انساني برابر يكديگر هستند هيچ ترديدي وجود ندارد.
پاسخ:
سوال شما در حقيقت در بر دارند ه ي چند سوال است. كه به اختصار پاسخ ميدهم:
در اين كه زن و مرد در فطرت و كمال انساني برابر يكديگر هستند هيچ ترديدي وجود ندارد.
اما سه اشكال عمده اي كه از سه آيه ي قرآن طرح كرديد.
الف) آيه « الرجال قوامون... »
1-در خصوص رابطه ي زن و شوهر و محيط خانوادگي است نه رابطه ي زن و مرد در محيط اجتماعي
2-مديريت و مسئوليت هيچ گاه به معناي فضيلت و برتري نيست.همان طوري كه در جامعه نيز افرادي مسئول و كار گزار هستند.اما به معناي برتري آنها بر ساير افراد نيست.
3- طبق اين آيه مسئوليت معاش و اقتصاد خانواده بر عهدهي شوهر گذاشته شده است تا تكيه گاه زن و فرزندان قرار گرفته شود و اين به معناي برتري نيست.
(به قرينه ي بما انفقوا... ، به سبب هزينهاي كه متقبل ميشود.)
مثل آيهاي كه براي احكام قضاييست (كونوا قوامين بالقسط شهدا ) كه اين قواميت يعني عهده داري امور حكميت نه برتري و فضيلت.
ب-آيه نسائكم حرث لكم ( كشتزار بودن زن)
تذكر آشنايي به زبان و فرهنگ هر كتاب لازم و ضروريست و صرفاً دانش ترجمه به فهم معاني كمكي نميكند. مثل محاورات و گويشهايي كه در زبان فارسي وجود دارد و ممكن است مترجم زبان فارسي نيز از اين محاورات مطلع نباشد لذا اگر چه حرث در لغت به معناي زمين كشتزار است. اما در مفهوم و مراد هر چيزي كه محل بركت، توليد، ثروت، بهرهمندي، لذت و... مي باشد را حرث ميگويند.
در زبان عربي تاكيد شده كه چون زنان محل ولادت فرزندان و مايهي توليد نسل و بهرهمندي هستند، حرث ناميده شدهاند. در شعرهاي اصيل عربي نيز به اين مطلب اشاره شده است(1) لذا حرث بودن زن نه تنها توهين به زنان نيست؛ بلكه كرامتي در خصوص شأن پر بركت آنان است.
ج) آيه 34 نساء ( نشوز و تنبيه بدني)
نكته مهم، اسلام به شدت با خشونت خانگي مخالف است و روايات زيادي بر اين مطلب تصريح دارند.
حضرت رسول اكرم (صلي عليه و آله) « در شگفتم از كسي كه زنش را ميزند. در حالي كه خود او به زدن سزاوار تر است. » يا ميفرمايند: « آيا مردي از شما همسرش را ميزند، آنگاه با او هم آغوش ميشود؟!»
بايد روشن شود منظور از نشوز چيست كه اسلام ميفرمايد: در صورت ديدن نشانههاي نشوز اول موعظه دوم قهر در بستر ( بستر را جدا نكند در همان بستر قهر كند) سوم ضرب و زدن.
فقها و علماي تفسير سه پاسخ به مفهوم نشوز دادهاند كه منجر به توليد سه ديدگاه شده است.
1- مراد تخطي زن از اطاعت همسر است.
2- مراد تخطي زن از تمكين خاص است.
3- مراد ترك تعفف و عفت و احتمالات فحشاست.
احتمال اول ضعيف ترين احتمال است چرا كه اطاعت زن از مرد به طور مطلق در هيچ جا عنوان نشده تا تخطي از آن نشوز باشد.
براي حمايت از احتمال دوم گفته اند چون ازدواج يك قرار داد و تعهد است و تمكين جنسي جزء تعهدات اصلي زن است به جهت مصالح خانوادگي زدن را نه با شدت بلكه به تعبير امام صادق (ع)
« با چوب مسواك ( كه قطعاٌ هر وسيلهي كوچكي كه درد آور نباشد) به كار گيرد.»
يعني مرد شدت نياز خود را به اين وسيله به همسر بفهماند تا احساسات و عواطف زن را تحريك كند و اين نياز را به بيرون از خانه انتقال ندهد.
اما بهترين احتمال كه با مويداتي همراه است، احتمال سوم ميباشد؛ منظور از نشوز ؛ ترك تعفف و عفاف زنان است. يعني زماني كه علايم و نشانههاي خيانت زنان مشاهده شود و آنان اجانب و بيگانهها را به منزل راه دهند، نشوز زنان محقق شده كه منجر به تنبيه بدني ميشود.
روايتي از حضرت رسول در حجه الوداع نقل شده است كه حضرت با استناد به آيهي نشوز اين مطلب را بيان كردهاند.
« همانا براي همسرانتان بر شما حقيست و براي شما بر آنان نيز حقيست. حق شما بر آنان اين است كه بسترتان را در اختيار كسي قرار ندهند و كسي را بدون اجازهي شما به منزلتان راه ندهند. اگر مرتكب فحشا شدند پس خدا به شما اجازه داده است كه بر آنها سخت بگيريد و در رخت خواب از آنان روي بر گردانيد و آنان را بزنيد . زدني كه شديد نباشد. پس وقتي از كار خود دست برداشته و مطيع شدند، بر شماست كه خوراك و پوشاك آنها را به معروف بدهيد.»
قرينه ي ديگر بر قوت احتمال سوم فراز اول آيه است : حافظات للغيب...
زناني كه در غياب شوهران خود حافظ حقوق شوهر هستند و بعد ميفرمايد كساني كه نشانهي نشوز دارند، يعني حدود و حقوق همسر را رعايت نميكند يعني زدن مختص به موارد ديدن نشانه هاي خيانت در همسر است نه هرگونه تمكين خاص
در نهايت ضرورت بررسي و تحقيق تفاسير آيات قابل انكار نيست، اما اين كه به بهانه به روز بودن تدبر بر قرآن نكنيم امر صحيحي نيست، براي مطالعه ي بيشتر در بحث زن در قرآن به كتاب: زن در آيينهي جمال و جلال آيت الله جوادي آملي مراجعه فرماييد./ورزدار
منبع : پرسمان/ حقوق زن


