
قبل از طلوع اسلام و بطور كلي در تاريخ بشريت ، هرگاه از مسير انبيا فاصله گرفته مي شد زن مورد تكريم و احترام نبود و به دليل خلقت خاص و جاذبه هايي كه داشت(زيبايي ظاهري و عواطفو...) مورد ظلم و ستم واقع مي شد و به عنوان يك موجود طفيلي كه براي تمتع مردان آفريده شده در نظر گرفته شده و شانيت انساني او كاملا محو شده بود.
به همين دليل پيامبر بيش از حد انتظار افكار عمومي به بزرگ داشت زن تكيه كرده و به يگانگي او با مرد در مقام انسانيت تصريح نموده و خلقت حكيمانه متفاوت او را بسيار مطلوب و ضروري معرفي مي نمودند،كه اگر اينگونه نبود و اگر زن اين گونه خلق نمي شد هستي به شكل زيبايي اداره نمي شد.
با توجه به اينكه در مقام رسالت و نبوت، رحمت عنصر محوري رسالت پيامبران به ويژه وجود گرامي خاتم النبيين(ص) مي باشد و خداوند رسول خود را به اوصاف خود مزين نموده، او را به وسيله ي عنصر رحمت ، حبيب قرار داده،سپس معلم و مربي معرفي كرده « و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين»
بعد عاطفي در زنان نيرومندتر است و طبق تحقيق و تصديق كارشناسان در ابعاد حيات زن،عواطف در زن قويتر و شكوفاتر است و اين يك ضرورت است براي اهميتي كه موضوع خانواده داري دارد.
بعد عاطفي زن در تكوين شخصيت فرزندان و تعادل و تحمل مسئوليت مردان و سالم سازي محيط خانواده و گرمي آن نقش اساسي و بي بديل دارد و از اين روست كه زنان به عنوان هسته ي اصلي كانون خانواده و مربي اصلي فرزندان و حامي همسران تن به هدايت عاطفه مي دهند و به زندگي گرمي و لطافت مي بخشند.اين تفاوت هاي طبيعي خدادادي كه منشاء كاركردهاي طبيعي خداخواهيست رسول گرامي را بر آن داشت كه خلاف تصور جاهليت و براي پاك سازي اذهان از نگاه جاهلي ، با افتخار بفرمايند: حبب الي من دنياكم النساء و الطيب و جعل قره عيني في الصلاة
چينش اين سه عنصر زن پهلو به پهلوي عطر و نماز اخبار مهمي درباره ي زنان دارد.قابل توجه است كه ما در روايت ديگريي داريم: من اخلاق الانبياء حب النساء
پس اين حديث نمي خواهد فقط محبوب بودن زن را براي پيامبران ترسيم كند.بلكه با كنار هم قرار دادن زن و عطر و نماز خبر از زيبايي هاي ظاهري اعطايي به وي از سوي خلقت، و در كنار نماز خبر از وجود قويتر معنوي و معناگراتر او نسبت به مردان مي دهد و اين هردو موهبت خداداديست و پيامبر به عنوان يك انسان كامل وقتي محبوب هايش را مي شمرد، خبر از اهميت محبوب و وظيفه مداري او براي اين عناصر اعطايي به وي مي دهد.
اين حديث شريف با لفظ حبب(به ضم حاء و كسر مشدد باء اول و فتح باء دوم) شروع شده و آن به معني دوست گردانيده شد برمن است كه به مراتب از دوست ميدارم بالاتر است.يعني خبر از يك تكليف و وظيفه در عالم مي دهد.محبتي را كه متعلق به پروردگار است به زن نسبت مي دهد.چرا كه زن ظرف تكوين فرزند است و به اين لحاظ به مكون حقيقي نزديكتر است.
پيامبر با اعلام اين گونه هم به مردان خبر مي دهند كه زنان دوست داشتني و قابل احترام و مقدس هستند و نگاه جاهلي را اينگونه از بين مي برند و هم به زنان خبر مي دهند كه تو اينگونه هستي و اين دليل محبوبي.
خبر از اندازه ي وجودي زن(ظاهري زيبا و جذاب و متفاوت و باطني ملكوتي و عاطفي و عميق) به معني داشتن نگاه شهواني نيست.بلكه پاسداشت مواهب اعطايي خداوند به زن است كه بايد در جاي خودش براي آفرينش خرج شود.
با نگاه به تاريخ نوراني زندگي نوراني پيامبر اكرم مي توان فهميد كه حضرت ازدواج اولشان در جواني با بانوي بزرگوار،حضرت خديجه(س)بر چه اساس بوده؟خردمندانه و با ارزش نه از روي شهوتراني.
پس از رحلت حضرت خديجه (س) در سنين بالا و با مسئوليت سنگين پيامبري،ازدواج هاي بعدي با توجه به مطالعه ي همسران ايشان،براي گسترش اسلام با استفاده از سنت هاي موجود در جامعه بوده است.
منبع : پرسمان/ حقوق زن


