
در تورات باب 24 آيه 1 در مورد طلاق آمده است: «چون كسى زن گرفته و به نكاح خود درآورد اگر در نظر او پسند نيايد از اينكه چيزى ناشايسته
در او بيابد آنگاه طلاق نامه نوشته به دستش دهد و او را از خانهاش رها كند و زن از خانه او روانه شده برود و زن ديگرى شود».
در دين يهود مرد مىتواند حتّى بدون دليل زن را طلاق دهد البتّه به شرطى كه زن داراى شئون بالايى نباشد و زن به هيچ عنوان نمىتواند تقاضاى طلاق نمايد.
در تلمودتلمود به معنى تعليم است و مجموعه سنّتهاى ربّانى كه قوانين و مقرّرات موسى در آن گردآورى شده و شرح و تفسير مىشود. آمده است: «مرد حق طلاق دارد و براى زن چنين حقّى نيست. مرد مىتواند با كمترين دليل حتى سوزاندن غذا، زن خود را طلاق دهد» .به نقل از: خانواده، نكاح و انحلال، محقق داماد، ص 498.
در مقابل اين ساده انگارى در مورد پديده طلاق در يهوديت، مسيحيت كليسايى هيچگاه طلاق را اجازه نمىدهد. در انجيل متّى موجود آمده است: «حواريون از حضرت عيسى پرسيدند كه آيا آنگونه كه در دين موسى طلاق جايز است آيا در مسيحيت نيز جايز است ؟ حضرت عيسى فرمود: به درستى كه موسى به خاطر قساوت قلب شما اجازه داد تا زنهاتان را طلاق دهيد اما از اول چنين چيزى وضع نشده بود. من به شما مىگويم هركس همسرش را طلاق دهد مگر به سبب زنا و زن او با ديگرى ازدواج كند مرد زنا كرده است و باعث زنا كردن او مىباشد و مردى كه با زن مطلقهاى ازدواج كند زنا كرده است. حواريون گفتند در صورتى كه چنين باشد پس بهتر آنكه اصلاً ازدواج صورت نگيرد» .انجيل متى، 10:19 به نقل از: بررسى حقوق زنان در مساله طلاق، زهرا گواهى، ص 190.
در مذهب كاتوليك طلاق مطلقا حرام و تنها زندگى جداگانه زن و شوهر جايز است كه در اين صورت هم هيچكدام حق ازدواج با شخص ديگرى را ندارند. مذهب ارتدوكس طلاق را فقط در صورت زناى زن و مرد جايز مىدانند امّا حتّى در صورت طلاق اجازه ازدواج با شخص ديگرى را ندارند.همان، ص 23 - 20.
پيامدهاى ممنوعيت طلاق
ممنوعيت طلاق در كشورهايى كه از قوانين كليسا تبعيت مىكردند مشكلات فراوانى را ايجاد كرده بود.
در روزنامه ديلى اكسپرس مقالهاى تحت عنوان «ازدواج در ايتاليا يعنى بندگى زن» منتشر و ترجمه شده بود. در آن مقاله نوشته شده بود. در حال حاضر به واسطه عدم وجود طلاق در ايتاليا بسيارى از مردم به صورت نامشروع روابط جنسى برقرار مىكنند. طبق نوشته آن مقاله «در حال حاضر بيش از پنج ميليون نفر ايتاليايى معتقدند كه زندگى آنها چيزى جز گناه محض و روابط نامشروع» نيست.
رويكرد سخت گيرانه و افراطى كليسا زمينه مقابله با مقرّرات مسيحيت را به گونهاى تفريط گونه در غرب ايجاد نمود به طورى كه امروزه در هيچ يك از كشورهاى غربى و مسيحى نشين نه تنها قوانين كليسا در مورد طلاق اجرا نمىگردد بلكه در بسيارى از اين كشورها مقرّرات بسيار آسانى براى طلاق پيشبينى شد و در نتيجه آمار طلاق به طور فزايندهاى بالا رفت.
امروزه ضربالمثل «عشق دوم دلپذيرتر است» جايگزين ضربالمثل
قديمى «حتى دشوارترين سازشها بين زن و مرد از طلاق بهتر است» در بين مردم انگليس و امريكا شده است. البته به دليل آمار بسيار بالا و روند صعودى طلاق همواره قوانين كشورهاى اروپايى و امريكايى در مورد طلاق دستخوش تغيير و تحوّل قرار مىگيرد، به گونهاى كه در كشور انگلستان در طى صد سال اخير قوانين مربوط به طلاق دهها بار اصلاح و تعديل شده است. البتّه نحوه اصلاح و تعديل قوانين مربوط به طلاق و ازدواج به نحوى است مراجعه كنيد به: حقوق خانواده، مصطفى محقق داماد، ص 480 به بعد. كه اين كشورها را همواره با آمارهاى تكان دهنده در مورد بالا رفتن آمار طلاق يا پايين آمدن آمار ازدواج و آسيبهاى مربوط به هر كدام از آن روبهرو كرده است.
نتيجه گيرى
امروزه قوانين سختگيرانه مسيحيت در اروپا به دليل نگرش غيرواقعبينانه به مسئله طلاق در هيچ يك از كشورهاى مسيحى نشين جهان اجرا نمىشود. رويكرد افراطى كليسا به مسئله خانواده و طلاق زمينهساز رويكرد تفريطى كشورهاى اروپايى نسبت به بنيان خانواده و تسهيل امر طلاق گرديد و بعد از آن تا زمان حاضر كشورهاى غربى به طور سرگردان نسبت به قوانين مربوط به طلاق اقدام مىنمايند ولى با همه اين احوال هنوز شاهد آمارهاى نگرانكننده در مورد بالارفتن آمار طلاق، پايين آمدن آمار ازدواج، بالارفتن روابط نامشروع، ازدياد فرزندان نامشروع و پرورشگاهى و فسادهاى فردى و اجتماعى مىباشيم كه همگى ناشى از عدم سامانيابى بنيان خانواده است.
منبع : پرسمان/ حقوق زن


