ظلالسلطان که سی سال بر مردم اصفهان حکم رانده بود و پروندهای سراسر جنایت داشت، یکباره تغییر چهره داد تا همچنان در قدرت باقی بماند. اما حاج آقا نورالله نجفی در کنار برادر بزرگترش آقا نجفی اعتراضی فراگیر را سازماندهی کرد تا وی را از قدرت ساقط نماید. ظلالسلطان یکی از فرزندان ناصرالدین شاه و از جمله شخصیتهای سیاسی و پرنفوذ دوران قاجار است. نام وی بیشتر با قدرت سیاسی بالا و وسعت قلمرو گره خورده است، تا جایی که ناصرالدین شاه نیز از قدرت او واهمه داشت. ظلالسلطان در دوران فرمانروایی خود بر اصفهان جهت نشان دادن قدرتش دست به کارهای زیادی چون تخریب بناهای تاریخی و شکار برخی از گونههای کمیاب جانوری زد؛ اما هیچ کس جز روحانیونی چون حاج آقا نورالله نجفی را یارای مقابله با او نبود و در نهایت قدرت وی در برابر او و مردم متوقف شد. ظلالسلطان که بود و تا چه حد قدرت داشت؟ سلطان مسعود میرزا ظلالسلطان آنگونه که در کتاب خاطرات خود نوشته است: در سال 1266 ه.ق در ماه صفر در بیستم ماه روز شنبه به دنیا آمد. پسر دوم ناصرالدینشاه و فرزند سوم بود و یک خواهر و یک برادر قبل از او به دنیا آمده بودند. ظلالسطان هفده ساله بود که به عنوان حکمران مازندران انتخاب شد. البته وی با آنکه چند سال از مظفرالدین شاه بزرگتر بود؛ از آنجا که مادری غیرقاجاری داشت، نتوانست به ولیعهدی برسد. هر چند تلاش زیادی نمود تا شاه به جای مظفرالدین شاه، او را به عنوان ولیعهد انتخاب کند؛ اما هر چه تلاش کرد نشد. وی حتی حاضر شد یک میلیون تومان به ناصرالدین شاه تقدیم کند تا او را راضی به ولیعهدی نماید، اما موفق به این امر نشد. با این حال ظلالسلطان بعد از حکمرانی مازندران، به عنوان حکمران اصفهان انتخاب شد و در دوران حکمرانی خود به عنوان فردی مستبد و مطلقالعنان عمل نمود. او «مدت ده سال حاکم مستبد چهارده ایالت جنوب غربی و مغرب ایران نیز بوده است که در این مناطق هم خود و خاندانش از هیچ ظلم و ستمی نسبت به مردم کوتاهی نکردند».(1)
آشنایی با حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی
حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی (۱۲۷۸ق./ ۱۳۴۶ق.) از عالمان شیعه و فقیهان مبارز مشروطهخواه در اواخر دوره قاجار. او در جریان نهضت مشروطه از حامیان و فعالان نهضت بود. در مخالفت با سیاستهای رضاخان و در اعتراض به قانون نظام اجباری، با گروهی از علما به قم مهاجرت کرد. وی جزء مؤسسین شرکت اسلامیه، اولین شرکت سهامی در ایران بود. رساله «مقیم و مسافر» از آثار اوست. محمد باقر آقا نجفی اصفهانی پدر او و محمد تقی آقا نجفی اصفهانی برادر اوست.
در آستانه جنگ جهانی اول حاج آقا نورالله به اصفهان بازگشت و در پی مهاجرت اغلب وکلای مجلس و سرشناسان آزادیخواه تهران به اصفهان به کمک آنان شتافت.
با همدستی آزادی خواهان و اداره ژاندارمری به قوای متفقین اعلام جنگ داد و مراکز و مؤسسات حساس انگلیسیها را در اصفهان تصرف کرد، اما با هجوم قوای روس به اصفهان به عراق پناه برد تا اینکه پس از پایان جنگ دوباره به اصفهان بازگشت. حاج آقا نورالله اصفهانی علاوه بر فعالیتهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، فعالیتهای فرهنگی متعددی نیز انجام داد. در سال ۱۳۲۰ ق او به منظور خنثی کردن تبلیغات ضد اسلامی یکی از کشیشهای اروپایی، جلسات بحث آزادی را در اصفهان دایر کرد که این جلسات به «انجمن صفاخانه» معروف شد. وی تعدادی کتابخانه، قرائت خانه، بیمارستان و مدرسه ساخت و برای اداره آنها بخشی از اموالش را وقف کرد. هم اکنون منزل او تبدیل به خانه مشروطیت اصفهان شده است.(2)
پیروزی مشروطه و مشروطه خواهی ظلالسلطان!
مقارن با پیروزی مشروطه خواهان، ظلالسلطان نیز خود را فردی مشروطهطلب معرفی کرد؛ اما حاج آقا نورالله نجفی با پی بردن به نیات شوم ظلالسطان به مقابله با او پرداخت. وی به خوبی آگاه بود که موضع مشروطهطلبانه ظلالسلطان برای آن است که بتواند تحت نام مشروطه، خود را فردی دموکراتیک جلوه دهد و از این طریق حکمرانی خود را تداوم بخشد و در قدرت بماند. ظلالسلطان که سی سال بر مردم اصفهان حکم رانده بود و پروندهای سراسر جنایت داشت، یکباره تغییر چهره داد تا همچنان در قدرت باقی بماند. اما حاج آقا نورالله نجفی در کنار برادر بزرگترش آقا نجفی اعتراضی فراگیر را سازماندهی کرد تا وی را از قدرت ساقط نماید. البته ظلالسلطان به طور پنهانی تلاش میکرد مانع از تحقق مشروطه و برآورده شدن خواسته مردم گردد. او به بهانههای مختلف از تمکین در برابر خواسته مشروطهطالبان طفره میرفت و یا آن را به تأخیر میانداخت. چنانچه «در هنگام برپایی اولین دوره مجلس شورای ملی در کشور، علما و پیشوایان مذهبی اصفهان و بهخصوص آقا نجفی و حاج آقا نورالله، خواستار برگزاری انتخابات در این شهر شدند. اما ظلالسلطان، حکمران اصفهان برای جلوگیری از انتخابات میگفت دستوری به من نرسیده است.» با این حال، حاج آقا نورالله نجفی در برابر استبداد ظلالسلطان ایستاد و در نهایت باعث شد تا انتخابات در اصفهان نیز انجام گیرد. ا یستادگی حاج آقا نورالله، در نهایت باعث فروپاشی بنیاد حکومت سی ساله ظلالسلطان گشت. بعد از شورش و اعتراض مردم به رهبری حاج آقا نورالله، مجلس نیز با خواست آنها موافقت کرد و ظلالسلطان به ناچار از سمت خود استعفا داد. با ساقط شدن ظلالسلطان از حکمرانی، قدرت در دست انجمن ملی قرار گرفت و حاج آقا نورالله فرمانروای یگانة منطقه شد. «بعد از انتخاب حاج آقا نورالله به عنوان فرمانروای منطقه، انجمن در روزهای شنبه، سه شنبه و پنجشنبه با حضور مردم جلساتی را برگزار میکرد و رسیدگی به مشکلات اهالی را در دستور کار خود قرار میداد». ظلالسلطان نیز بعد از استعفا مدتی حکمرانی فارس را به دست آورد؛ اما خیلی زود از آن سمت نیز برکنار شد. وی مدتی به اروپا سفر کرد؛ اما در نهایت به ایران بازگشت و در اصفهان در عزلت و انزوا زندگی کرد و در همانجا نیز درگذشت. پی نوشت: 1- تقابل ظلالسلطان و علمای اصفهان، زهرا سعیدی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- نورالله نجفی اصفهانی، دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت