با نگاهی به تاریخ و وقایع عصر حاضر متوجه این امر می شویم که رژیم های دیکتاتوری که داعیه دموکراسی را دارند با دادن وعده هایی واهی سعی بر آرام نگه داشتن مردم را دارند؛ از جمله این حکومت ها، رژیم سلطنتی پهلوی بود که با انتخاب بختیار که یک چهره ی ملی بود سعی بر پاک کردن صورت مساله ی دیکتاتوری خود را داشت!

دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۳
فرجام ملت و بختیار
بسیاری از راهکارهای رژیم جهت آرام‌سازی کشور و مخالفان در زمان بختیار و توسط او به اجرا گذارده شد. از جمله این اقدامات می‌توان به محاکمه ظاهری برخی از مفسدین اقتصادی و سیاسی، انحلال صوری ساواک، لغو حکومت نظامی و... اشاره نمود. با این حال هیچ یک از این اقدامات تأثیری در مسیر مبارزات مردمی نداشت و باعث مصالحه مردم و رژیم نشد. شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر پهلوی شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر رژیم پهلوی است که در حساس‌ترین دوره مبارزات مردمی، یعنی روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، عهده‌دار این سمت شد. بختیار در شهریور 56 در نامه‌ای به امام خمینی ضمن توضیح در مورد نوشتن نامه سرگشاده به شاه آن را وظیفه ملی و دینی خود دانست و برای ادامه راه مبارزه از ایشان هدایت و حمایت خواستند اما چرخش روزگار به نحوی بود که یکسال بعد کسی که از مخالفین شاه محسوب می‌شد با پذیرش پست نخست وزیری در مقابل انقلاب اسلامی ایستاد. شاه به این امید که با انتخاب چهره‌ای ملی‌گرا بتواند اوضاع نابسامان کشور را سروسامان دهد، بختیار را بهترین گزینه نخست‌وزیری دید؛ اما با تغییر مهره‌های سیاسی، واکنش مبارزین و رهبر انقلاب تغییر چندانی نکرد و امام به عنوان رهبر اصلی مبارزات مردمی، ضمن غیرقانونی خواندن حکومت بختیار، تاکتیکهای مبارزاتی متفاوتی را در قبال او و رژیم پیش گرفت که در ادامه ضمن بررسی عملکرد بختیار، به تاکتیکهای مبارزاتی امام پرداخته می‌شود.(1) شاپور بختیار به طور رسمی در 15 دی 1357 به نخست‌وزیری رسید. در جریان این موضوع، نام بختیار ابتدا با نوشتن نامه‌ او به شاه بر سر زبانها افتاد و بعد از سقوط حکومت ازهاری با پیشنهاد شاه جهت نخست‌وزیری رسماً نخست‌وزیر گردید. پذیرفتن سمت نخست وزیری از سوی بختیار در حالی صورت گرفت که جبهه ملی کاملاً با آن مخالف بود. بختیار پیش از نخست‌وزیری یکی از اعضای جبهه ملی بود که طبق اساسنامه آن نمی‌توانست عهده‌دار این سمت گردد ؛ زیرا طبق قوانین سازمان، سلطنت پهلوی غیرقانونی بوده و بختیار بدون کسب اجازه از شورای جبهه ملی سمت نخست‌وزیری را پذیرفته بود. همین موضوع باعث شد تا بختیار به دلیل عدول از مقررات سازمان از آن اخراج گردد. بختیار بعد از آنکه به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد تلاش نمود با اقدامات خاص، نظر مخالفان را نسبت به حکومت و شاه تغییر دهد. عملکرد بختیار در برابر مردم بختیار در اولین اقدام خود به عنوان نخست‌وزیر به موضوع تعیین وزرای کابینه پرداخت. وی یک روز بعد از نخست‌وزریری اعضای کابینه خود را معرفی کرد. از اقداماتی که وی در راستای جلب حمایت مخالفان و از جمله روحانیون انجام داد، می‌توان به واگذاری اداره سازمان اوقاف به روحانیون اشاره نمود که طبق آن مقرر شد دولت تنها به حسابهای آن رسیدگی نماید. همچنین اعلام گردید که برخی از وزارتخانه‌ها، همانند اطلاعات و جهانگردی، علوم و آموزش عالی و بازرگانی، منحل و در وزارتخانه‌های دیگر ادغام خواهندشد. به علاوه ابراز گردید که برای وزارت فرهنگ و هنر، وزیری اعلام نخواهد کرد و ترتیبات جدیدی برای آن اتخاذ خواهد شد. علاوه بر این بسیاری از راهکارهای رژیم جهت آرام‌سازی کشور و مخالفان در زمان بختیار و توسط او به اجرا گذارده شد. از جمله این اقدامات می‌توان به محاکمه ظاهری برخی از مفسدین اقتصادی و سیاسی، انحلال صوری ساواک، لغو حکومت نظامی و... اشاره نمود. با این حال هیچ یک از این اقدامات تأثیری در مسیر مبارزات مردمی نداشت و باعث مصالحه مردم و رژیم نشد. مهم‌ترین نمود این واقعیت را می‌توان در واکنش تند امام نسبت به نخست‌وزیری بختیار مشاهده نمود.(2) محمدرضا شاه پهلوی بعد از این سلطنت خواهد نمود نه حکومت! امام به طور کلی رژیم پهلوی را رژیمی نامشروع و غیرقانونی می‌دانست. به‌رغم آنکه بختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی، ضمن دعوت از امام برای سفر به ایران، اعلام نمود که محمدرضا شاه پهلوی بعد از این سلطنت خواهد نمود نه حکومت، به اسرائیل و آفریقای جنوبی نفت فروخته نخواهد شد، ساواک منحل می‌شود و عاملان فساد و متجاوزان به حقوق عمومی مجازات می‌شوند و زندانیان سیاسی و همه احزاب آزاد می‌شوند؛ اما امام بدون اعتنا به وعده‌ها و اقدامات بختیار، مواضع خود را این‌گونه بیان داشت: "الان ما با این دولت مخالفیم، برای اینکه این دولت غیرقانونی است". امام نه تنها رژیم شاه را غیرقانونی دانسته و با بختیار نیز مخالف بود، بلکه با اقدامات آن اعم از انتخاب وزرا و روند رأی اعتماد گرفتن آنان نیز مخالف بود؛ زیرا به باور امام رأی اعتماد در نهایت از سوی شاه گرفته می‌شد نه نمایندگان ملت : "ما این دولت را، دولت خائن می‌دانیم. این خیانت به ملت است. رأی اعتماد ایشان می‌گیرد از کسی که ملت هیچ اطلاع ندارد از وکالت اینها و امر به تشکیل کابینه از کسی می‌گیرد که ملت یک سال است داد می‌زند مرگ بر این آدم". امام نه تنها درخواست دیدار با بختیار را رد نمود، بلکه با تاکتیکهای مبارزاتی خود، فرجام نهایی مبارزات مردمی را که ثمره آن پیروزی انقلاب بود رقم زد. در دوران پهلوی تمام تصمیمات کشوری حول تفکر یک گروه و یک شخص بود که ظاهری فرمایشی به خود گرفته بود، دولت و نخست وزیری تغییر می کرد اما روح سیاست های کشوری هیچ تغییری به خود نمی داد بنابراین فرجام نهایی مبارزات مردمی که ثمره آن پیروزی انقلاب بود رقم خورد. انقلاب رقم خورد برای اینکه عدالت، آزادی و پیشرفت برای تک تک مردم این سرزمین باشد. پی نوشت: 1- شیوه مواجهه رهبر انقلاب با آخرین نخست وزیر، زهرا سعیدی، سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- کتاب شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران/باقر عاقلی/1380

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها