حاجی میرزا آقاسی در دوگانه صدراعظم و شاه که صدها سال وجود داشت ابتدا بر قدرت معنوی و سواد دینی خود تاکید کرد و قدرت دنیوی را مختص شاه دانسته و بعد به اسم شاه دست به اعمال تغییرات زد.

سه‌شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۸
صدر اعظمی که مراد شاه بود
مروری بر جایگاه وزارت در ایران از قبل از اسلام تا دوران معاصر نشان می‌دهد این نهاد تاثیر زیادی بر تحولات و ایجاد اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و یا مقابله با آنها داشته است. به طوری که در زمان وزرای کاردان کشور، روند رو به سامانی گرفته اما در زمان وزاری ناکارآمد اوضاع نابسامان بوده است. با این حال این تمامی ماجرا نبوده چرا که برخی از اوقات مانند عصر امیر کبیر، وزیر، کاردان بوده اما بعد از مدتی همراهی شاه با اصلاحات، او از چشم شاه افتاده و بعد از اینکه حکومتش به زوال رسیده روند اصلاحات نیز متوقف شده است. براین اساس دوگانه‌ای پیش می‌آمد: وزیران تحولگرا با مدت کوتاه وزارت و وزرای ضد تحولگرا با مدت طولانی‌تر وزارت. با این حال همین دسته دوم هم به دلیل تضاد با شاه دیر و یا زود دچار غضب شده و از کار برکنار و اموالشان مصادره و خود تبعید می‌شدند. با این وجود در تاریخ چند وزیر داریم که از این دوگانگی خارج شده اند که یکی از آنها حاجی میرزا آقاسی، وزیر محمدشاه قاجار بوده است. حاجی میرزا آقاسی در سال ۱۱۶۸ هجری قمری به دنیا آمد. او در جوانی عازم کربلا و نجف برای تحصیلات شده و در آنجا دروس دینی می‌آموزد. او در همین دوران جذب عرفان و تصوف شد که در دوران صدر اعظمی او نیز در سیاستهایش بسیار تاثیرگذار بود. حاجی میرزا آقاسی بعد از مراجعت به ایران دستیار میرزا عیسی قائم مقام وزیر عباس ولیعهد شد و از همین طریق مراتب ترقی سیاسی را طی می‌کند. در این بین ازدواج او با یکی از دختران فتحعلی‌شاه و نسبت یافتن با خاندان سلطنتی هم باعث شد تا روند پیشرفت او تسریع شود. در زمان محمدشاه قاجار و بعد از قتل قائم مقام فراهانی، حاجی میرزا آقاسی به عنوان صدراعظم برگزیده شد. براساس برخی روایات تاریخی، قائم مقام وزیری نوگرا بوده اما حاجی میرزا آقاسی فردی ضدتحولگرایی بوده است. با این حال هر چند حاجی میرزا آقاسی در زمان خود به نوعی سنت‌گرا محسوب می‌شده و تمام دانش او محدود به شیوه دانش رایج ایران بوده و اطلاعی از وضعیت جهان نداشته اما در همان زمان آموختن ریاضیات که در جهان اسلام منسوخ بود سبب شد تا او نسبت به هم‌رده‌های سنتی خود در دانش بالاتر باشد. با این حال بزرگترین عیب او بی‌اطلاعی از روند رو به تغییر جهان و سیاست قدرتهای بزرگ بود. حذف رقبای سیاسی حاجی میرزا آقاسی در ابتدای صدارت خود پیوسته اظهار می‌داشت که وزارت عظمی خاص محمدخان امیرنظام است چون نصرت پادشاه اسلام فرض است و مرا در جهت شاه عقیدتی به کمال باشد، روزی چند زحمت این خدمت بر خویش می‌نهم و دامن تقوی خویشتن به پلیدی‌های دنیوی آلوده می‌سازم تا محمدخان زنگنه امیرنظام از آذربایجان برسد و زمام امور را به دست گیرد. اما پس از گذشت ایامی چند، تغییر عقیده داد و برای تحکیم موقعیت خود شروع به حذف رقبای سیاسی خود نمود. وی به بهانه‌ی اعطای منصب صدارت امیرنظام را به تهران فراخواند اما پس از 2 ماه مجددا او را روانه‌ی آذربایجان نمود تا از پایتخت دور باشد. برای دفع خطرات عبدالله‌خان امین‌الدوله که همچنان در اصفهان به سر می‌برد، درصدد برآمد تا از در ملاطفت وی را به دارالخلافه فرا خواند و چون موفق به این کار نشد خواستار شفاعت مکنیل وزیر مختار انگلیس در تهران شد. رقیب دیگر حاجی میرزا آقاسی اللهیارخان آصف‌الدوله دایی محمدشاه بود که بی‌اجازه‌ی شاه از خراسان به تهران آمده بود، میرزا آقاسی برای دفع خطر وی، با شاه هماهنگی نموده و مجددا آصف‌الدوله را روانه‌ی خراسان گردانید.بدین ترتیب تا اواخر سال 1252هـ.ق حاجی میرزا آقاسی موقعیت خود را تحکیم بخشید. اصلاحات به سبک حاجی میرزا آقاسی حاجی میرزا آقاسی به دلیل شکست ایران از روسیه تلاش کرد تا حمایت از برخی از اصلاحات بنیه نظامی کشور را برای مقابله با حملات نظامی احتمالی و همچنین شورشهای داخلی افزایش دهد. برای همین یکی از اقداماتی که او در سالهای وزارت پیگیری می‌کرد، توپ ریزی و افزایش قدرت توپخانه ایران بوده است. او تلاش کرد با افزایش قدرت سخت بر توانایی نظامی ایران بیفزاید. با این حال آنچه سبب شد اصلاحات او چندان موفقیت آمیز نباشد کم توجهی به امور زیربنایی اصلاح لشکری بود. در واقع در زمانی ایران از روسیه شکست خورد که دیگر بنیادهای نظامی کشورهای جهان از حالت سنتی و سپاه‌گیری از ایالات به ایجاد سپاه منظم تغییر کرده بود، اما حاجی میرزا آقاسی بدون توجه به این موضوع تصور می‌کرد می‌تواند با همان لشکری که پایه‎اش همچنان ایالتی است در برابر تهدیدات خارجی مقاومت کند که این موضوع اصلاحات او را بی نتیجه گذاشت. حاجی میرزا آقاسی در دوران صدارت خود دست به اقداماتی مانند اصلاح امور آبیاری، کشاورزی و همچنین حفر قنات در تهران که جمعیتش رو به افزایش بود، زد. او در دوران خود چند نفر را برای تحصیل به مصر فرستاد و از پرورش کرم ابریشم حمایت کرد. همچنین نخستین روزنامه ایران در زمان او منتشر شد. با این حال اصلاحات او به دلیل بی اطلاعی از دانش نو اغلب سطحی و کم عمق بود. برای همین در آن زمان چندان وضع اقتصادی ایران تغییری نکرد. منابع: سایت پژوهه موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها