
همین تعبیر درباره ی دنیا هم ذکر شده است. حضرت امیر-سلام الله علیه- در نامه ای برای سلمان چنین می نویسد: مَثَل دنیا، مَثَل آن مار خوش خط و خالی است که رنگش زیباست و پوست او هم بسیار نرم است، اما همین پوست نرم، سم است؛ « فأنّما مثل الدّنیا مثل الحیّة؛ لَـَیَـّنٌ مَسُّها قاتلٌ سَمُّها»(حکمت68 نهج البلاغه) . اینکه مصافحه با زن نامحرم معصیت است، برای آن است که سمّی کشنده است.
نتیجه آنکه جمله ی امیر مؤمنان مذمّت به زن نیست؛ بلکه مذمت نگاه به نامحرم است؛ چنان که آن روایت نیز مذمت دنیاپرستی و به سوی دنیا جذب شدن است؛ وگرنه آن حضرت در نهج البلاغه از دنیا ستایش کرده و فرموده که هر کس به هر جا رسیده، در دنیا رسیده است.(حکمت131 نهج البلاغه)
این گئنه تشبیهاتی که در احادیث بکار رفته است، ناظر به بحرانی است که جهان غرب به آن مبتلا شده است، اما سخن حضرت علی علیه السلام در نامه31 نهج البلاغه به فرزندش:« فإنّ المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة»؛ همان فضیلتی است که جامعه ی اسلامی با آن متکامل است.
دین، زن را ریحان و گل می داند که مردها باید با آن معطر باشند و شامه ی خود را به بوهای متعفّن بدعادت نکنند. اسلام زن را در سایه ی حجاب و سایر فضایل به صحنه می آورد تا معلم عاطفه، رقّت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود ولی دنیای کنونی حجاب را از زن می گیرد تا به شکل لعبه به بازار بیاید و غریزه را تأمین کند و چنین زنی دییگر معلم عاطفه نیست. او فرمان شهوت می دهد؛ نه گذشت، و شهوت جز کوری و کری چیزی به همراه ندارد؛ از این رو اسلام اصرار دارد که زن به جامعه بیاید، ولی با حجاب که درس عفت و عاطفه دهد؛ نه آموزش شهوت و غریزه.
منبع : پرسمان/ حقوق زن


