من طرف خودم هستم

نقشه ای عالی برای شکست دادن اسپارت به فکر من رسید. آنها به من کشتی و مردان جنگی دادند و مرا فرمانده کردند. اما بد بختانه، شب قبل از عزیمت ما به سیسیل، من اندکی مست بودم و با دوستانم تمام مجسمه های " هرمس " شهر را شکستیم و داغان کردیم. روز بعد بادبان کشیدیم؛ اما آتنیها یک کشتی برای دستگیری من فرستادند ... من! فرمانده سپاه! آنها دستگیرم کردند و میخواستند مرا برگردانند تا در آتن به خاطر کار زشتم در دادگاه محاکمه شوم. اما من از روی عرشه کشتی به آب پریدم و به سمت آزادی شنا کردم. برای همین، اکنون در اسپارت هستم. آنها مطمئنا از دیدن من خوشحال شده اند، به خصوص وقتی به آنها نقشه حمله آتنیها را لو دادم. فکر کنم ترتیب کشتار کوچک قشنگی را در سیسیل داده ام!



