اگر حقیقت طلب هستیم و در پی سعادت و به کمال رسیدن می باشیم، باید تعصب در عقیده و عمل را کنار بگذاریم و به گفتار مخالفان توجه و دقت کنیم.
در طول تاریخ انسان های زیادی بر اثر تعصبات قومی قبیله ای با هم درگیری و نزاع داشتند و بسیاری راه حقیقت را به جهت تعصبات شخصی یا غیر شخصی گم کردند و با آنکه به طور مثال می دانستند کسانی همچون پیامبران حق هستند و حقیقت را می گویند ولی برای آنکه خلاف گذشتگانشان عمل نکنند حقیقت را انکار می کردند. جامعه بشری امروز هم با تمام تغییراتی که در فکر و اندیشه داشته است و به تعبیری در عصر مدرنیته بسر می برد، اما هنوز هم گرفتار تعصبات عقیدتی یا آداب و رسومات قومی و ملی می باشد. باید دانست مادامی که انسان اسیر تعصب است به حقائق عالم دست پیدا نخواهد کرد.
تعصب چیست؟
تعصّب از مادّه «عَصَبَ» در اصل به معنای رشته هایی است که مفاصل استخوانها و عضلات را به هم پیوند می دهد. سپس این مادّه به معنای هر نوع وابستگی شدید فکری و عملی آمده است که غالبا بار منفی دارد.
قرآن خودي و غيرخودي را رد كرده است چرا كه درباره حب و بغض ميگويد: وقتي با گروهي دشمنيد دشمني باعث نشود درباره آنها عدالت و انصاف را فراموش كنيد
تعصب هم افق با شخصيتپرستي است. تعصب به معناي چسبيدن به آنچه كه داريم و نگاه نكردن به چيزهاي فراواني كه نداريم. اگر من شيفته آنچه كه دارم شدم و فكر كردم جاي نداشتهها را هم برايم ميگيرد من نسبت به آن تعصب پيدا كردهام و اينجاست كه من نسبت به كساني كه به آن وفاداري ندارند، دو ديدگاه پيدا ميكنم. گروهي خودي ميشوند و گروهي غيرخودي. قرآن خودي و غيرخودي را رد كرده است چرا كه درباره حب و بغض ميگويد: وقتي با گروهي دشمنيد دشمني باعث نشود درباره آنها عدالت و انصاف را فراموش كنيد. درباره دوستي هم ميگويد: هميت جاهليت شما را نگيرد. هميت جاهليت يعني اينكه چون فلاني از قبيله من است. طرف او را چه ظالم باشد يا عادل ميگيرم. به عبارت ديگر ويژگيهاي خود او مهم نيست بلكه ويژگيهاي تعلقي او مهم است.
اسلام عاری از تعصبات است
از امام علی علیه السلام سؤال شد که اسلام را توصیف کند. فرمود: طوری توصیف خواهم کرد که تاکنون کسی توصیف نکرده است؛ فرمود: اسلام تسلیم است این کلمه بسیار بزرگ است؛ یعنی حقیقت اسلام عناد نداشتن و تعصب نداشتن و لجاج نداشتن با حقیقت است، اسلام این است که بشر درباره حقیقت تسلیم باشد. قرآن کریم عده ای را به اشاره یاد می کند که در عین کمال یقین به صدق و راستی پیغمبر اکرم، انکار می ورزیدند. علی علیه السلام می فرماید: حکمت (یعنی سخن و مطلب درست و محکم و منطقی) گمشده مؤمن است و آدمی گمشده خود را هرجا و در دست هرکس که ببیند آن را می گیرد.
ریشه های تعصب
1) تکبر
اگر من شيفته آنچه كه دارم شدم و فكر كردم جاي نداشتهها را هم برايم ميگيرد من نسبت به آن تعصب پيدا كردهام و اينجاست كه من نسبت به كساني كه به آن وفاداري ندارند، دو ديدگاه پيدا ميكنم. گروهي خودي ميشوند و گروهي غيرخودي
در داستان شیطان، آنچه او را به تعصّب وادار کرد، خودبرتر بینی و تکبّر او بود. او فکر کرد چون از آتش است، پس برتر است؛ لذا تعصّب و لجاجت ورزید. امام علی علیه السلام در این زمینه می فرماید: «امّا ابلیس به خاطر اصل و ریشه خود بر آدم تعصّب ورزید و آدم علیه السلام را در خلقتش طعنه زد. پس گفت: من از آتش و تو از گل هستی.» 2) شخصیّت زدگی گاه شخصی در نظر انسان چنان قداست پیدا می کند که گفتار و رفتار او از دایره نقد خارج می شود؛ هر چند از نظر علمی و اخلاقی در سطح پایین قرار داشته باشد و همین امر سبب می شود که عده ای چشم و گوش بسته به دنبال او راه بیفتند و به خاطر او جان و مال خود را از دست بدهند، بی آنکه در محتوای سخنان و رفتار او کمترین اندیشه ای کنند.» این گونه افراد در گذشته بوده اند و در این دوران نیز در جوامع مختلف وجود دارند. 3) انزوای فکری و اجتماعی وقتی انسان در خودش و محیط فکری و اجتماعی اش فرو برود و از جوامع و افراد دیگر و افکار آنها بی خبر بماند، نسبت به آنچه در اختیار اوست، سخت وابسته می شود و در برابر آن تعصّب می ورزد؛ در حالی که اگر با دیگران بنشیند و فکر خود را با افکار دیگران مقایسه کند، نقطه های قوّت و ضعف و مثبت و منفی به زودی آشکار می گردد و به او اجازه می دهد بهترین انتخاب را داشته باشد. 4) جهل و بی خبری و ... نتیجه گیری اگر تشنه علم و دست یابی به حقیقت باشیم، لازم است بدون تعصب در پی حقائق بگردیم و هر کجا آن را یافتیم فرصت را از دست ندهیم. همه انسان ها یکجا حقیقت های فراوان هستی را درک نمی کنند حال اگر ما تعصب داشته باشیم احتمالا از بدست آوردن بخشی از حقائق محروم خواهیم شد. منابع: دانشنامه اسلامی کتاب حکمتها و اندرزها (شهید مطهری) آسیب شناسی فرهنگی مردم ایران از دیدگاه مصطفی ملکیان


