
اما در مورد حیض و دوره پریود ماهانه زنان، قبل از ظهور اسلام در مورد برخورد با زنان در ايام حيض دو رويكرد افراطي و تفريطي از سوي يهود و نصارا وجود داشت: يهودي ها معتقد بودند كه معاشرت مردان با اين گونه زنان مطلقا حرام است و اصولا هر كس زن را در حال حيض لمس كند تا شام نجس است و حتي بالاتر از اين، نه تنها خود زن بلكه بستر و رختخواب او نيز نجس است و لذا هر شخص كه لباس، بستر و رختخواب زن حايض را لمس كرده باشد، بايد خود را بشويد و تا شام نجس است. (تورات، سفرلاويان، از جمله نوزدهم تا بيست و نهم) در مقابل اين حكم سخت و اهانت آميز تورات، مسیحیان حتي آميزش جنسي را در ايام حيض جايز میدانستند و ميگفتند: هيچ گونه فرقي ميان حالت حيض زن و غير حيض نيست، و هر گونه معاشرت با آنان مانعي ندارد. (ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، ج 2، ص 91)
در برابر اين دو موضعگيري كاملا متفاوت، اسلام راه ميانه و اعتدال را برگزيده است، و آن اين است كه در ايام حيض تنها آميزش جنسي (به خاطر ضررهاي بهداشتي، تربيتي و اخلاقي) ممنوع است و هر گونه معاشرت و نشست و برخاست با زنان غير از عمل جنسي هيچ گونه مانعي ندارد و رمز اين مطلب در هماهنگي قانون تشريع با نظام آفرينش و تكوين نهفته است، زيرا زن در ايام عادت ماهانه به لحاظ جسمیآمادگي آميزش جنسي را ندارد و غلظت و عفونت و سوزندگي خون، كسالت و اختلال مزاج و تشنج كه در اثر دفع سلول هاي مرده و پارگي رگ هاي ديواره رحم براي زن پيش میآيد، او را نسبت به آميزش بي نشاط میكند و برای همین در قرآن كريم از حيض به عنوان يك بيماري تن كه در حين آن بايد از همخوابگي (نه معاشرت)، اجتناب شود، ياد شده است (مرتضي مطهري، مجموعه آثار 19، مسأله حجاب، صص 418 و 419): «يسئلونك عن المحيض قل هو اذي فاعتزلوا النساء في المحيض؛ از تو درباره حيض سوال میكنند بگو نوعي بيماري است، در حال اين بيماري با زنان نزديكي نكنيد.»(بقره/222)
شهيد مطهري میفرمايد: «از نظر اسلام زن حائض حكم يك انسان به اصطلاح «محدث» را يعني انسان فاقد وضو و غسل را دارد كه در آن حال از نماز و روزه محروم است.» ( مرتضي مطهري، مجموعه آثار 19، مسأله حجاب، ص 419)، به نظر ايشان حيض مانند جنابت، خواب، بول و غيره موجب حدث (نوعي ناپاکی و عدم آمادگی برای عبادت) است كه اولا اختصاص به زن ندارد و ثانيا با غسل و يا وضو مرتفع میگردد.
اما اين سوالات را كه چرا زنان در ايام عادت ماهانه، حق نماز خواندن، روزه گرفتن، حضور در مساجد يا زيارت حرم امامان و ... را ندارند؟ و دليل اين محدوديت ها چيست و آيا بدين ترتيب زنان از كسب فضايل و مقامات معنوي محروم نمیشوند؟ می توان به این ترتیب پاسخ داد:
1)تقرب به خداوند متعال سرچشمه ساير فضايل و كمالات انساني است، در تعالي و رشد آدمیخلوص نيت و قرب الهي نقش اصلي دارد و چه بسا با يك عمل كوچك اما به انگيزه رسيدن به جوار الهي، بيش از سال ها عبادت رشد و بالندگي و شكوه حاصل شود، راه وصول و تقرب به خداوند در عبوديت و بندگي و اطاعت اوامر الهي است و گرنه شیطان نيز سابقه طولانی در عبادت خداوند داشت ولي مطرود گرديد چون امر الهی و اطاعت امر الهي از آن را (در سجده بر آدم) انجام نداد. به همين جهت فقها گفته اند: «عبادت و شرايط آنها توقيفي و تعبدي يعني تنها از سوي خداوند است، و خداوند بهتر از هر كس میداند راه وصول و تقرب به او چيست و چگونه میتوان به او نزديك شد، و لذا اگر تخفيفي در تكاليف ديني قائل شد، چيزي را شرط قرار داد و يا از چيزي نهي فرمود، بر اساس مصالح و اصولي است كه بسياري از آن ها فراتر از توان درك عقلي بشري است، اما آن چه كه به طور مسلم ارزش آفرين و منبع براي كسب ساير فضايل انساني است، اطاعت از اوامر خداوند است.» بنابراين اگر زنان در اين ايام نماز و روزه به جاي نمیآورند و يا حق حضور در مساجد و اماكن مقدسه را ندارند، به دليل اطاعت امر الهي، عمل به وظيفه كرده است و بنابراین نمیتوان گفت از كسب فضايل محروم شده است اين درست مانند دو مرد يا دو گروه از مرداني را ميماند كه وظايفي متفاوت دارند، يكي به روزه داري، شركت در جهاد، پرداخت زكات و انفاق به محرومين موظف است و ديگري به دليل بيماري و ناداري از آن معاف میباشد، آيا میتوان گفت كه گروه دوم از دست يابي به كمال معنوي محروم اند؟ البته كساني كه مكلف به تكاليف بوده اند، در صورت انجام وظيفه، فضيلت بيشتري را اكتساب كرده، مقرب تر خواهند بود. اما بايد توجه داشت كه گرچه زنان در اين موارد به عنوان تخفيف و تسهيل بر بندگان از يك عبادت و آثار ناشي از آن محروم میشوند اما راه هاي جايگزين وجود دارد، از جمله گشودن سجاده نماز هنگام نماز و ذكر خدا را گفتن موجب رفع اين كاستي میگردد. چنان كه استماع سخنان خوب اختصاصي به اماكن مذهبي ندارد، راه هاي ديگري براي «جايگزين» آن وجود دارد. علاوه بر آن كه اغلب مساجد را طوري می سازندكه امكان حضور بانوان معذور نيز در آنجا فراهم است. در مواردی هم انجام عبادت با کراهت ذکر شده، مانند تلاوت قرآن کریم، به نظر اغلب مراجع تلاوت بیش از هفت آیه(به جز آیات سوره های سجده دار) در حالت حیض، کراهت دارد ومعنای کراهت دراینجا کمتر بودن ثواب است و نه مکروه بودن قرائت آیات قرآن.
2)هر چند در ايامیاز ماه زن ها نماز و روزه به جاي نمیآورند و حق حضور در مساجد و مشاهد مشرفه را ندارند، ولي شش سال زودتر از پسران به تكليف میرسند و به انجام آيين هاي ديني مكلف میشوند و در ايام بارداري و بخشي از زمان شيردهي و پس از يائسگي به طور طبيعي عادت ماهانه ندارند، همانند مردان نماز خوانده و روزه میگيرد و از حضور در مساجد و اجتماعات بهره مند میشوند. بنابراين ميزان عبادات زنان و مردان و حضور آنها در مساجد و اماكن مقدسه، چندان تفاوتي با يكديگر ندارد. از سوي ديگر خونريزي ماهانه زنان زمينه ساز بارداري و مادر شدن آنان است، كه به واسطه بارداري، زايمان و شيردهي، زنان از ارزش و مقام والاي برخوردار میگردند، پيامبر(ص) در روايتي فرمودند: «اجر زنان باردار چون مجاهد في سبيل الله است. زايمان زنان موجب آمرزش گناهان آنان میگردد و شيردهي بانوان ثواب آزاد كردن مكرر بنده در راه خدا را دارد.»( علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 100، ص 253)
3)امتنان و تسهيل براي زنان: همان گونه كه ذكر شد خونريزي ماهيانه زن يك نوع حرج و زحمت و سختی است و به دليل پديد آمدن همين وضعيت رواني خاص، زن نمیتواند در حال نماز، توجه دقيق و آرامش و طمانينه و طهارت لازم را داشته باشد، در حالي كه نماز گفتگوي بنده و راز و نياز او با خدا است كه بايد در نهايت دقت و آرامش و طهارت انجام گردد، و بر همين اساس است كه از نظر بينش اسلام زن آزاد است كه به وسيله ذكر و دعا رابطه اش را با خداوند حفظ كند و هنگام وقت نماز، خود را پاكيزه نموده، وضو گرفته رو به قبله بنشينند و به دعا و مناجات با خداوند بپردازند، به اين ترتيب كاستي ارتباط معنوي با خداوند در اين ايام جبران میگردد. (همان، ج 78، ص 120)
شبيه اين جبران عبادت در توصيه پيامبر(ص) در ارتباط با روزه ماه رجب نيز وجود دارد، به اين ترتيب كه ابوسعيد خدري گويد به پيامبر(ص) گفتم: «اگر كسي به جهت بيماري و يا ضعف و يا زني به واسطه حيض نتوانست روزه مستحبي ماه رجب به جا آورد چگونه میتواند اجر و ثواب روزه اين ماه را به دست آورد؟ پيامبر(ص) فرمودند: به ازاء هر روز به فقيري صدقه دهد، به خدا قسم كه اگر چنين كند به تمام ثوابي كه براي روزه دار ماه رجب گفته ام میرسد و چه بسا بيش از آن مستوجب ثواب گردد.» (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 94، ص 31)
4)اين گونه هم نيست كه زن در حال حيض به طور كلي از حق حضور در مساجد و يا حرم امامان(ع) ممنوع باشد، بلکه در صحن و رواق مشاهد مشرفه -به دليل اين كه جزء قسمت مرکزی حرم و مسجد شمرده نمیشود- توقف و ماندن زن در حال حيض جايز است.( همه مراجع به جز بهجت و فاضل)
به علاوه برخلاف باورهای عامیانه، عادات ماهانه زن مانع از درك بهره هاي معنوي شب قدر، عرفه و ... -كه عبادت در آنها ثواب فراواني دارد- نمیشود، زيرا آن چه در اين موقعيت ها و ايام اهميت دارد، ارتباط و راز و نياز با خداست؛ زن نيز میتواند به مناجات با خدا بپردازد، عليرغم اين كه عبادت به نماز و روزه و حضور در مساجد منحصر نبوده، بلكه پاداش مذاكره و بحث علمی در شب قدر از هر عبادتي بالاتر است.( علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 1، ص 203)
5)اما در نهایت خوبست به روایاتی که در مورد اجر و ثوابي كه به زنان در ايام حيض ميرسد، اشارهای داشته باشیم، از جمله:
«قَالَ النَّبِيُّ (ص) حَيْضُ يَوْمٍ لَكُنَّ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا»(1)؛ پيامبر اكرم(ص) فرمودند يك روز حيض شدن بهتر از عبادت يك سال است كه روز هايش روزه و شب هايش نماز خوانده باشد.
«وَ قَالَ النبي(ص): مَنْ مَاتَتْ فِي حَيْضِهَا مَاتَتْ شَهِيدَةً»(2)؛ پيامبر(ص) فرمودند زني كه در حالت حيض بميرد، اجر شهيد را دارد.
«و فِي الْخَبَرِ: وَ إِذَا اغْتَسَلَتْ مِنْ حَيْضِهَا كُفِّرَ لَهَا كُلُّ ذَنْبٍ وَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهَا خَطِيئَةٌ إِلَى الْحَيْضَةِ الْأُخْرَى»(3)؛ و در روايت است زني كه از حيضش غسل كند تمام گناهانش آمرزيده میشود و بر او گناهي نوشته نمیشود تا زمان حيض ديگر.
(1و2و3. نوري، حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، انتشارات موسسه آل البيت، ج2، ص41)
همچنين رواياتي كه در مورد مريض و تحمل درد و رنج مرض وارد شده كه به نوعي شامل زنان در دوران عادت ماهيانه میشود. زيرا حيض به تعبير قرآن بيمارى است و بنابر روايات خداوند به حكمت خود آن را براى زنان قرار داده است چنان که در آیه شریفه ای که ذکر شد، كلمه «اذى» در اكثر كتب تفسيرى به رنج و بيمارى ترجمه شده است. بنابراين همچون بيمارىهاى ديگر بيمار را مأجور نموده و كفاره گناهان وى است. به عنوان نمونه در روايتى چنين آمده است:
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا مَرِضَ الْمُسْلِمُ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ كَأَحْسَنِ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَّتِهِ وَ تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُ كَمَا يَتَسَاقَطُ وَرَقُ الشَّجَر»( شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب العمال، انتشارات دار الرضي، ص194)؛ هنگامى كه مسلمانى بيمار شد خداوند بهترين اعمالى را كه در زمان تندرستى انجام مى داد، براى او مى نويسد و گناهانش را مى ريزاند همچنان كه برگ از درخت مى ريزد.
البته نمیتوان با استناد به اين روايات به خود جرأت داد و هر گناهي را مرتكب شد و بگوييم خداوند در ايام حيض گناه ما را میآمرزد. زيرا اين روايات در مقام بيان اجر زنان در اين ايام است و هرگز نمیخواهد جرأت گناه به گنهكاران بدهد و كسي كه در برابر خداوند تجري كند و عمدا گناه كند عقاب او بيشتر است.
براي توضيح بيشتر می توانید به کتب زیر مراجعه نمایید:
- جستاري در هستي شناسي زن، اسدالله جمشيدي و ... ، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1382.
- زن در آيينه جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي.
منبع :پرسمان/ حقوق زن


