لغت«سیل بنیاینکن»در نوشته‌ های‌ انـتقادی‌ نـویسندگان‌ عـصر ما فراوان به چشم می خورد و معمولا نویسندگانی که دردهای‌ اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهند‌ و از یک قسمت از انـحرافات‌ جامعه ما انتقاد می کنند لغت فوق را درباره آن‌ استعمال می نمایند. مثلا اگر‌ کـسی‌ از آزادی بی‌ قید و شرط شهوت در جـامعه مـا انتقاد کرده‌ و از این بلای سعادت سوز بنالد و یا آنکه اشاعه روز افزون مشروبات‌ الکلی را به باد انتقاد بگیرد موضوع مورد بحث خود را‌ به سیل بنیانکن‌ تشبیه می کند که فضیلت و اخلاق و ملکات انسانیت را یکسره بـا خود برده است.

یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
مادیت یا سیل بنیانکن!
نفوذ مادیت در تمام شئون مادی و معنوی هیچ گونه تردیدی نیست که دردهای اجتماعی ما روزافزون گردیده‌ و دوش‌ به دوش‌ ترقیات حیرت‌ انگیز صنعتی هر روز یک بدبختی اجتماعی به سراغ ما می آید،کـشتی اجـتماع ما امروز مانند پر کاهی بازیچه دست امواج خطرناکی قرار گرفته و عن قریب است که با سرنشینان‌‌ خود‌ یکسره نیست و نابود گردد، مظاهر ننگین تمدن هر روز در بین ما با لباسی فریبنده‌ تر خـودنمائی مـی کند و این دردها و بدبختی های بی شمار همگی دست‌ به دست یکدیگر داده و در نتیجه اجتماع ما‌ را‌ به چنین صورت دردناکی درآورده است، اما در عین حال نباید فراموش‌ کرد که بزرگ ترین بدبختی و مصیبتی که اجتماع امروز ما بـدان دچـار گردیده است همانا بدبختی و مصیبت مادیت می باشد‌. به عقیده‌ نویسنده‌ آن موضوعی که به طور حقیقت می توان‌ لفظ‌ «سیل‌ بنیانکن» را درباره آن بکار برد تنها بلای مادیت است، مادیت در جهان ما درست‌ مـانند سـیل بـنیانکنی در تمام مجاری‌ حیاتی‌ و اجتماعی‌ بـه جریان افـتاده و در جـمیع شئون رخنه‌ کرده است‌، در‌ عصر امروز سیل مادیت آن چنان با شدت در اجتماع ما جریان دارد که بن و بنیاد همه چیز را کنده‌ و قـوی ترین‌ اسـاس‌ فـضیلت و کاخ معنویت را درهم کوبیده است. سیل مادیت هزاران فـرسنگ قافله بشریت را از مسیر اصـلی‌ آنـها منحرف ساخته و از‌ توجه‌ به یک قـسمت مـهم از وظایف‌ انسانیت‌ که همانا معنویت و فضیلت‌ و اخلاق است یکباره آنها را غافل گردانده اسـت و خـلاصه به قول انیشتین («دنیائی که‌ من می بینم».تـرجمه فـریدون‌ سالکی‌.) «زندگی اجتماعی‌ امـروز بـشر بـه زندگی حیوانات اجتماعی شـبیه اسـت‌». اشتباه‌ نشود! مـنظور‌ مـا از مادیت تنها ثروت و مال نیست بلکه منظور جمیع شئون مادی است که‌ بشر برای رسیدن به آن‌ این همه‌ فعالیت‌ و تـلاش مـی کند، دنـیای ما امروز تمام فعالیت و تلاش های‌ بهت‌ آور خود را‌ روی‌ جمع ثـروت، تهیه وسائل خوشگذرانی، افزودن بر حجم بدن، رسیدن‌ به شهوات؛ بدست آوردن مقام و ریاست؛ جهانگیری‌ و حکومت‌ مطلق‌ العنان پیدا نـمودن بـر ربـع مسکونی جهان و امثال آن صرف می نماید و خلاصه‌ این‌ اشرف‌ مخلوقات (بشر) در عـصر امـروز برای هیچ چیز جز شئون مادیت ارزش و مفهومی قائل‌ نیست‌! مادیت‌ یا پشتوانه علم و دانش! مادیت در اجـتماع امـروز بـشر پر ارزش‌ترین موضوعی است که‌ پشتوانه‌ همه چیز و من جمله علم و دانش گردیده اسـت! امـروز ارزش هـر فضیلت و دانشی روی‌ نفع‌ مادی‌ آن‌ حساب می شود. در عصر ما شما کمتر دانشجوئی را مـی توانید بـیابید کـه تنها‌ برای‌ خدا و خدمت به اجتماع و یا برای ارزش واقعی علم و دانش به سراغ آن رفته و برای‌ بـدست‌ آوردن آن‌ کوشش نماید اگر در کشوری یک جنبش مهم علمی هم پدید آید بـاز بـه حساب‌ نـفع‌ مادی آن است‌. اگر دانشکده و دانشگاهی هم در مملکتی بنیاد شود باز برای‌ رسیدن‌ به آمال‌ مـادی اسـت در جهان ما آن رشته از علم و دانش که زودتر و بهتر بتواند صاحب خود‌ را‌ در‌ زندگی مـادی و مـوفق‌ و بـی‌ نیاز کرده و خواسته‌ های حیوانی او را سریع‌ تر انجام دهد‌ خواستاران‌ آن زیادتر و دلباختگان آن بیشترند و بدبختانه باید اعتراف نمود کـه در زنـدگی بشر متمدن مادیت پشتوانه‌‌ علم‌ و دانش گردیده و جای او را از نظر ارج و ارزش اشغال نموده اسـت‌! فـضیلت‌ و اخـلاق در سایه مادیت! خواننده عزیز! بدبختانه‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ هم در عصر ما به سرنوشت علم و دانش‌ دچار‌ گـردیده و در اجـتماع امـروز ارزش واقعی خود را از دست داده است. در‌ جهان‌ ما اگر کسی‌ به دنبال یک‌ فضیلت‌ اخـلاقی بـرود‌ و بخواهد‌ یک‌ خوی انسانی را در خود زنده‌ نماید‌ برای آن است‌ که راه و رسم زندگی با مردم را بهتر یـاد گـرفته‌ و با‌ نفوذ در دیگران به وسیله اخلاق پسندیده‌‌ و صفات شایسته زودتر بتواند‌ به آرزو‌ و آمـال مـادی خود لباس عمل‌ بپوشاند‌. آن قسمت از فضیلت و اخـلاق کـه در راه رسـیدن به هدف های مادی نتواند کمکی به صاحب‌ خود‌ بـنماید در جـامعه ما طالبی‌ نداشته‌‌ و کمتر‌ کسی به سراغ آن‌ می رود‌ یک شاهد زنده و غیر‌ قـابل‌ انـکار بر این عقیده اینست کـه‌ کـتاب هائی که از طرف دانـشمندان اخـلاق و روان در قـسمت‌ های‌ اخلاقی‌ و روانی در جهان ما نوشته مـی شود‌ بـه طور‌ اکثر در‌ آن قسمت‌ از‌ امور اخلاقی است که‌ بتواند موفقیت در امور مادی‌ را برای صـاحبان خـود تسریع نماید و این موضوع از اسم بعضی‌ از‌ کـتاب هایی که در این باره‌ نوشته شـده‌ اسـت‌-هم‌ به خوبی‌ پیداست‌ مانند «راز مـوفقیت‌ یـا‌ راه توانگر شدن» به قلم ناپلئون‌ هیل آمریکائی و «اسرار کامیابی» به قلم س.ا.ماردن آمریکائی و«آئین دوسـت‌یابی» بـه قلم دیل‌ کارنگی‌ آمریکائی‌ و «آئین زنـدگی» به قلم نـامبرده و امثال آن. پس‌ اگـر‌ در‌ دنـیای‌‌ امروز‌ کسی‌ به دنبال کسب فـضیلت و اخـلاق شایسته هم می رود باز برای آن است که از آن فضیلت به نفع‌ مادی خود بهره بردارد نـه بـدان جهت که فضیلت و اخلاق ارزش واقعی داشته‌ و هـر انـسانی‌ باید بـرای کـس آن حـداکثر کوشش را بنماید. ازدواج هم وسـیله تجارت شده است! ازدواج که یک امر حیاتی و مقدس اجتماعی است و حتما باید از هرگونه بازیگری و هـوسرانی‌ بـه دور‌ باشد بدبختانه در عصر ما به سرنوشت شـومی دچـار گـردیده اسـت. در دنـیای‌ امروز ازدواج یک وسیله مـهم تـجارت و پسران و دختران جوان به صورت یک کالای تجارتی‌ درآمده‌اند، در اجتماع ما‌ پسران‌ و دخترانی که دارای ثروت کافی و زنـدگی مـرفه و یـا تنها دارای صورتی زیبا و دل فریب باشند مشتریان فـراوان داشـته و خـواستگاران بـی شماری دارنـد. اگـر پسر و یا‌ دختری‌ ثروتمند بود دیگر کسی از‌ روش‌ اخلاقی آنها نمی پرسد، از پاکدامنی و یا ناپاکی آنها سخن به میان نمی آورد زیرا ثروت و مادیت در دیده اکثریت جبران کننده هر نـاپاکی‌ و پوشاننده هر عیب‌ و نقص‌ است بدبخت آن دختر‌ و پسری‌ که در اجتماع امروز ما تنها اندوخته‌ اش‌ پاکدامنی و عفت بوده ولی دستش از ثروت این جهان منازل یا تیره‌ بختی به سر برده و زندگی‌ خود را به همین صـورت بـگذرانند، شگفتا! با آن همه‌ پافشاری‌ و اصراری که دین مقدس اسلام‌ درباره این امر حیاتی (ازدواج) نموده و توجه پسران و دختران را یک سره از ثروت‌ و مال و زیبائی و مقام خانوادگی و خلاصه جمیع شئون مادی قطع کـرده و دربـست نظر‌ اصلی‌‌ آنان را به فضیلت‌ و عفت و پاکدامنی جلب نموده است ولی متأسفانه چگونه شد که مسیر اجتماع‌ ما در این باره یکسره عوض‌ شده و اکثر مردم درسـت در عـکس مسیر اسلام قدم برداشته و از‌ هـدف‌‌ اصـلی‌ دین فاصله گرفته‌اند!!! رخنه مادیت در شئون مذهب و دین! متأسفانه ارزش مادیت در دیده اکثریت به درجه‌ای است ‌‌که‌ حتی در دستگاه مذهبی‌ هم این هیولای مخوف سایه افـکنده و در شـئون دینی‌ هم‌ این‌ سـیل بـنیانکن رخنه نموده است. یعنی بشر امروز به مذهب و دین هم با عینک مادیت نگاه‌ کرده و ارزش آن را در سایه مادیت‌ می داند در جهان ما به نظر اکثریت افراد‌ دین از آن نظر‌ ارزش‌ دارد که می تواند امنیت‌ ایـجاد کـند، صلح و صفا بیاورد جلو تجاوزات و جنایات را بگیرد، به سلامتی قوای بدن و اعصاب کمک کند و خلاصه زندگی مادی را لذت‌ بخش سازد. در دنیای روز اگر یک‌ گوینده‌ مذهبی بخواهد عظمت یک موضوع و یا قانون دیـنی را بـیان کند نـاچار باید فقط فوائد مادی‌ آن را تشریح نماید که مثلا روزه برای بدن چه فوائدی را دارد، در ایجاد‌ سلامتی‌ و صحت بـدن‌ تا چه درجه مؤثر است؛ در نظر اکثریت امروز معنویت و فضیلت «مـانند هـمه چـیز» از ارزش‌ واقعی خود افتاده و یکسره جای خود را به مادیات داده است! در عصر‌ ما‌ برای جلب توجه اکثریت‌ مردم بـه شئون ‌ ‌مـذهبی ناچار باید از گفتن معنویات دم فرو بست و قوانین مذهبی را تنها از دریچه مادیات و فوائد اجـتماعی آن بـه جامعه نـشان داد تا‌ افراد‌ مردم با تحریک شدن حس نفع طلبی‌ و خواست غریزه‌ های حیوانی خود به سراغ آن بـیایند. آری با دیدن این روش و وضع اسف‌ انگیز است که ناچار باید اعتراف نمود که بـه حقیقت‌ مادیت‌ همان‌ سیل بـنیانکنی اسـت که بن‌ و بنیاد‌ هر‌ فضیلت را از ریشه به در آورده است، مادیت همان موضوع پر ارزشی است که در اجتماع ما پشتوانه‌ فضیلت و اخلاق، علم‌ و دانش‌، مذهب‌ و دین، روحانیت و معنویت و خلاصه پشتوانه همه چیز گردیده‌ اسـت‌!. رخنه مادیت در افکار دانشمندان! ممکن است عده ای از خوانندگان تصور کنند که این بدبختی یعنی فقط توجه به مادیت‌ در‌ بین‌ بشر آهسته‌ آهسته ریشه کن شده و زمزمه لزوم ایجاد حس‌ فضیلت و اخلاق و معنویت و روحـانیت در بـین دانشمندان‌ بزرگ جهان شروع گردیده است امروز عده‌ای از دانشمندان بزرگ با‌ تمام‌ قوا‌ به چنگ با این بلای‌ سعادت‌ کش برخاسته و دنیای ماشینیسم روز را متهم‌ ساخته‌اند‌ که «معنویت را برابر مادیت قربانی‌ کرده اسـت» مـانند دکتر الکسیس کارل که در کتاب «انسان‌ موجود‌ ناشناخته‌» خود می نویسد: «افزایش شماره اختراعات میکانیکی فایده‌ای در بر ندارد و شاید اکتشافات‌‌ فیزیکی‌ و شیمیائی‌ و نجومی نیز آن قدرها قابل نباشد، مسلم است کـه عـلم مستقیما و فی‌ حد نفسه برای ما زیان بخش‌ نیست‌ ولی‌ وقتی که با زیبای خیره کننده خود تمام فعالیت فکر ما را در موارد غیر‌ زنده‌ محصور می کند مضر می گردد. بشریت باید امروز توجهش را بـه سوی‌ خـود و بـه روی علل‌ ضعف های‌ اخلاقی‌ و فکری خـویش مـتمرکز سـازد، افزایش وسائل راحت‌ و تجمل و زیبائی و عظمت و تلون تمدن اگر توانائی‌ اداره‌ آن را نداشته باشیم به چه کار ما می آید؟! ادامه شرائطی از زندگی کـه سـبب ضـعف‌ پایه‌ اخلاقی‌ و افنای عوامل اصیل نژادهای‌ بزرگ مـی گردد حاصلی ندارد، بهتر است به جای اینکه تلسکوپ های بزرگ برای‌ مطالعه‌‌ کهکشان ها و کشتی‌ های سریع اقیانوس‌ پیما و اتومبیل های راحت و رادیوهای ارزان بسازیم بیشتر خـود بـپردازیم‌، اگـر‌ بتوانیم‌ با هواپیما مثلا در چند ساعت از اروپا به چین‌ برسیم کدام تـرقی حقیقی نصیب ما‌ شده‌ است؟ سعادت بشریت در دنیای‌ روز‌ به قدری‌ به پرتگاه سقوط نزدیک گردیده که‌ وحشت‌ و اضطراب عجیبی‌ در‌ بـین‌ عـده‌ای از افراد بیدار‌ ایجاد کرده است و در نتیجه زمزمه لزوم رفتن بدنبال فضیلت و اخلاق و مـعنویت در دنـیای مـادی‌ ما‌ بلند شده و ضروری بودن آن برای‌ زندگی‌ هر‌ جامعه‌ و ملتی‌ مسلم گردیده است‌ اما‌ نـباید فـراموش کـرد که متاسفانه اگر در لابلای سخن و نوشته‌ های همین دانشمندان دقت شود به خوبی‌ ثـابت‌ مـی گردد‌ که‌ اگر آنها هم دم از لزوم اخلاق‌ و فضیلت‌ معنویت‌ می زنند‌ باز‌ به همان‌ حساب‌ است که بشر بتواند در سـایه آن زنـدگی بی‌ دردسری را بگذراند، بتواند از نعمت های مادی‌ بهره کافی بردارد، بتواند در محیط صلح و صـفا بـه سر ببرد. علوم مکانیک‌، شیمی؛ فیزیک نمی توانند برای‌ آدمی موجد اخلاق و هوش و سلامت و تعادل عصبی و امنیت‌ و صـلح‌ گـردند، بـایستی کنجکاوی‌ ما راه دیگری جز آنکه اکنون در پیش دارد برگزیند و توجه خود را‌ از‌ فـیزیک و فـیزیولوژی‌ به سوی روان و معنی معطوف سازد». و همچنین موریس مترلینگ فیلسوف بلژیکی‌ در‌ کتاب «مورچگان» ضمن آنکه‌ می گوید که -تـمدن‌ و اخـلاق‌ مـورچه‌ خیلی بزرگتر از تمدن و اخلاق نوع بشر‌ است‌- چنین‌ می نگارد که «بدون اخـلاق نـیکو تـمدن معنی ندارد ولو اینکه افراد متمدن‌ به قدری‌ در علوم‌ و صنایع ترقی کنند‌ که‌ بتوانند بدون‌ هـیچ‌ آسـیب‌ بـه کره خورشید بروند و از آنجا صحیح‌ و سالم‌ مراجعت کنند» این دو اعتراف از دو دانشمند نامبرده نمونه ای از تحول‌ فـکری‌ عـده ای از دانشمندان بزرگ روز است‌ که می خواهند یک سد‌ دفاعی‌ بزرگ در سایه روحانیت و معنویت‌، فـضیلت‌ و اخـلاق در بـرابر سیل بنیانکن مادیت ایجاد کرده و نسل بشر را از این‌ بلای‌ موحش‌ نجات ببخشند. این خـلاصه‌ آن تصوری‌ است که ممکن‌ است‌ عده ای از خوانندگان پر‌ اطلاع‌ ما بنمایند اما نویسنده بـه این مـوضوع صـریحا اعتراف دارد که سعادت بشریت در دنیای‌ روز‌ به قدری‌ به پرتگاه سقوط نزدیک گردیده که‌ وحشت‌ و اضطراب عجیبی‌ در‌ بـین‌ عـده‌ای از افراد بیدار‌ ایجاد کرده است و در نتیجه زمزمه لزوم رفتن بدنبال فضیلت و اخلاق و مـعنویت در دنـیای مـادی‌ ما‌ بلند شده و ضروری بودن آن برای‌ زندگی‌ هر‌ جامعه‌ و ملتی‌ مسلم گردیده است‌ اما‌ نـباید فـراموش کـرد که متاسفانه اگر در لابلای سخن و نوشته‌ های همین دانشمندان دقت شود به خوبی‌ ثـابت‌ مـی گردد‌ که‌ اگر آنها هم دم از لزوم اخلاق‌ و فضیلت‌ معنویت‌ می زنند‌ باز‌ به همان‌ حساب‌ است که بشر بتواند در سـایه آن زنـدگی بی‌ دردسری را بگذراند، بتواند از نعمت های مادی‌ بهره کافی بردارد، بتواند در محیط صلح و صـفا بـه سر ببرد. پس‌ اگر عده‌ای از دانشمندان روز هم دم از عـفت و پاکـدامنی و یـا فضیلت و ملکات انسانیت می زنند نه از نظر ارزش واقـعی آنـهاست‌ بلکه بدان جهت است که به قول موریس مترلینگ «بدون اخلاق‌ نیکو‌ تمدن معنی نـدارد» و یـا به قول دکتر کارل برای آن است کـه «اگر مـا دارای اخـلاق و فـضیلت نباشیم وسائل روز- افزون راحت و تجمل و زیـبائی و عـظمت و تلون تمدن بکار ما نمی آید» اینجا‌ است‌ که باید صریحا این حـقیقت تـلخ را پذیرفت که سیل مادیت هزاران فـرسنگ قافله بشریت را از مسیر اصـلی‌ آنـها منحرف ساخته و از‌ توجه‌ به یک قـسمت مـهم از وظایف‌ انسانیت‌ که همانا معنویت و فضیلت‌ و اخلاق است یکباره آنها را غافل گردانده اسـت و خـلاصه به قول انیشتین («دنیائی که‌ من می بینم».تـرجمه فـریدون‌ سالکی‌.) «زندگی اجتماعی‌ امـروز بـشر بـه زندگی حیوانات اجتماعی شـبیه اسـت‌». منبع: درسهایی از مکتب اسلام » آبان 1340، سال سوم - شماره 9

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها