منظور از《صحیفه ملعونه》پیمان عدهای از منافقینی بود که در زمان حضرت رسول اکرم(ص) در واقع اسلام نیاورده بودند و تظاهر به اسلام می کردند و فقط در ظاهر از ترس جان خویش مسلمان شده بودند، و بر غصب خلافت از خاندان حضرت رسول اکرم(ص) بعد از رحلت ایشان اصرار داشتند.
منظور از《صحیفه ملعونه》پیمان عدهای از منافقینی بود که در زمان حضرت رسول اکرم(ص) در واقع اسلام نیاورده بودند و تظاهر به اسلام می کردند و فقط در ظاهر از ترس جان خویش مسلمان شده بودند، و بر غصب خلافت از خاندان حضرت رسول اکرم(ص) بعد از رحلت ایشان اصرار داشتند. بر این اساس که 《اگر محمد(ص) بمیرد یا کشته شود، این امر خلافت را از اهل بیتش بگیریم، بطوری که تا ما هستیم احدی از آنان به خلافت دست نیابد.》 امیرالمومنین علی(ع) از نیرگ آنان مطّلع بود و در جواب این منافقین فرمود : 《خوب به پیماننامه خود (مبنی بر اینکه بعد از محمد(ص) این خلافت را از ما اهلبیت بگیرید) که آن را در کعبه گذاشتید، وفاء کردید.》 در این موقع ابوبکر گفت : تو از کجا دانستی و چه کسی تو را به آن مطّلع ساخته است؟! امیرالمومنین(ع) نیز ابوذر و سلمان و مقداد را شاهد گرفت بر اینکه پیامبر(ص) خبر صحیفه را به ایشان گفته است و ایشان نیز بر آن شهادت دادند. با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم و ستم به اهل بیت(ع) را بنا نهادند، که به فرموده ی امام صادق(ع) که فرمود : 《إذا کُتِبَ الکِتابُ قُتِلَ الحُسَینُ(ع)》 هنگامی که صحیفه ی ملعونه نوشته شد، امام حسین(ع) به شهادت رسید. در روز عاشورا نیز امام حسین(ع) در لحظات شهادت خود دعاى قربانى را خواند و فرمود : «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلِّةِ رَسُولِ اللهِ(ص)» به نام خدا و به یارى خدا و بر آیین رسول خدا(ص)! سپس دست مبارک را از خون محاسنش پر کرد و آن را به سر و صورت کشید و فرمود : 《هکَذا وَاللَّهِ أَکُونُ حَتّى أَلْقى جَدّی رَسُولَ اللَّهِ وَ أَنَا مَخْضُوبٌ بِدَمی، وَ أَقُولُ : یا رَسُولَ اللَّهِ قَتَلَنی فُلانٌ وَ فُلانٌ!》 آرى! به خدا سوگند! مىخواهم با همین چهره ی خونین به دیدار جدّم رسول خدا(ص) بروم و بگویم : اى رسول خدا فلان و فلان مرا شهید کردند! ♦️و وقتی که حضزت زینب کبری(ع) در روز عاشورا به قتلگاه آمد و بدن بی سر حضرت ابی عبدالله(ع) را مشاهده کرد با صوتی حزین فرمود : 《بِأَبِي مَنْ أَضْحَى عَسْكَرُهُ فِي يَوْمِ الْإِثْنَيْنِ نَهْباً!》 پدرم به فداى آن كسی که در روز دوشنبه لشكرش به تاراج رفت. نکته قابل توجه اینجاست که همه ارباب مقاتل نوشته اند که عاشورا با روز جمعه مصادف بوده است. اما منظور از روز دوشنبه؛ 《یَوْمُ الْإِثْنَیْنِ یَوْمُ نَحْسٍ قَبَضَ الله فِیهِ نَبِیَّهُ وَ مَا أُصِیبَ آلُ مُحَمَّدٍ(ص) إِلَّا فِی یَوْمِ الْإِثْنَیْنِ》 همان روز نحسى است كه خدا در آن روز پیامبر خود را قبض روح كرد و مصیبت آل محمّد(ص) از همان روز شروع شد. و سقیفه به پا شد! سقیفه ای که امام صادق(ع) خطاب به مفضل فرمود : 《یَومُ مِحنَتَنا بِکَربَلاء، وان کانَ یَومَ السَقیفةِ واحراقَ النارِ عَلی بابِ عَلیِّ بن ابی طالب(ع) اعظمُ و ادهی و امُرّ، لاَنَّه اصلُ یَومَ العَذابِ》 روز محنت ما در کربلا بود، هرچند روز سقیفه و غصب خلافت و سوزاندن آتش بر در خانه امیرمؤمنان(ع) محنتی بزرگ تر، دردناک تر و تلخ تر است، زیرا این روز، مایه اصلی روز عذاب است.منابع : ۱)مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۳۴ ۲)بحارالانوار مجلسی، ج۴۵، ص۵۳ ۳)بحارالانوار مجلسی، ج۲۸، ص۱۰۳ ۴)کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص۱۵۴ ۵)إرشاد القلوب دیلمی، ج۲، ص۲۸۵ ۶)اصول کافی کلینی، ج۸، ص۱۷۹ ۷)اللهوف ابن طاووس، ص۱۳۳ ۸)هدایه الکبری خصیبی، ص417 منبع: کانال تأملی در تاری


