بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
پاسخ این است: عاشورا که تمام نشده! عاشورا کل تاريخ را دو شقه کرده. 👈واضح است که اين اشکال، باطل است. بله! اگر عاشورا جنگ بين دو قبيله بر سر اغراض مادي بود، دورانش تمام شده بود و ديگر معنا نداشت احيائش کنيم. ولي حادثهاي که تمام عوالم درگيرش هستند و خدا ميثاقش را قبل از عالم دنيا گرفته و برکاتش تا قيامت هست، آیا يک حادثه قبيلهاي است؟! خير، اينگونه نيست. این جنگ، جنگي است که حقيقتاً عظمت دارد؛ چنين حادثه عظيمي را که نميشود کوچک کرد. حادثه عاشورا عظيم است. تحولي که اين حادثه در عالم ملائکه ايجاد کرده، بيشتر از تحولي است که در عالم دنيا ايجاد کرده. احياء عاشورا غفلتآفريني نيست، بصيرتافزايي است. عاشورا ما را براي ورود به درگيري عظيم بين حق و باطل و موضعگيري در برابر جبهه باطل آماده ميکند. اين مسئله، مسئله اساسي جبهه حق است. حق و باطل در عالم با همديگر درگير هستند، امام حسين(علیه السلام) فقط کوره اين درگيري را داغ کردند و ائمه(علیهم السلام) هم آن را داغ نگه داشتند. محرم، صلح کلي را که ميخواهند حول محور تمدن مادي ايجاد کنند، به هم ميزند و درگيري حقيقي بين اسلام و کفر را دوباره زنده ميکند. اهل باطل هيچگاه از شعله اين درگيري کم نميکنند، دائما در کوره حرص و تعلق به دنيا ميدمند، فقط ميگويند شما تعلق به الله را خاموش کنيد. عاشورا دائما تعلق به الله را شعلهور ميکند. درگيري حق و باطل، تمامشدني نيست. اين جنگ تا زمان ظهور هست. وقتي حضرت تشريف آوردند و حق غلبه مطلق پيدا کرد، آن وقت اين جنگ تمام مي شود. اين جنگها مقدمه آن صلح است. آن صلح بدون اين درگيريها حاصل نميشود. بين حق و باطل که مصالحه معنا ندارد، يک طرف بايد تسليم بشود.
تحولي که اين حادثه در عالم ملائکه ايجاد کرده، بيشتر از تحولي است که در عالم دنيا ايجاد کرده. احياء عاشورا غفلتآفريني نيست، بصيرتافزايي است. عاشورا ما را براي ورود به درگيري عظيم بين حق و باطل و موضعگيري در برابر جبهه باطل آماده ميکند. اين مسئله، مسئله اساسي جبهه حق است.
بنابراين، درگيري بين حق و باطل، يک درگيري تاريخي است. در اين درگيري، مهمترين فداکارياي که براي ايجاد بصيرت، براي ارتقاء وجدان، براي روشن شدن صف حق و باطل، و براي تجهيز حق بر عليه باطل اتفاق افتاده، عاشورا است. عظمت اين خوني که ريخته شده براي هدايت همه عالم کافي است، فقط بايد اين خون را احيا کرد. البته خدا اين خون را احيا مي کند. اين خون، ثارالله است. نگهبان اين خون، خدا است ولي ما بايد اين حادثه را در قلب خودمان و در جامعه احيا کنيم. خلاصه، بکاء بر سيدالشهدا(علیه السلام) آثار واقعي فراواني دارد، چون خود عاشورا آثار واقعي دارد. بکاء بر سيدالشهدا(علیه السلام) ما را وارد متن عاشورا ميکند. عاشورا واقعهاي در متن عالم است که همچنان فيوضات فراواني از آستانش نازل ميشود. عاشورا که تمام نشده. عاشورا کل تاريخ را دو شقه کرده، حق و باطل را از هم جدا کرده. با عاشوراي امام حسين(علیه السلام) حجاب از همه عوالم برداشته شده، حقيقت در عالم آشکار شده. بنابراين هميشه توجه به آن حادثه، مبدا برکات است.» منبع: استادسیدمحمّدمهدی میرباقری