در دوره کندی دویست میلیون دلار وام جهت خرید جنگ افزار و آموزش نظامی به ایران پرداخت شد. البته آمریکاییان در قبال پرداخت این وام انتظار داشتند نیروهای نظامی مستشاری و خانواده آن ها از مصونیت قضایی برخوردار باشند که در 21 مهر 134
بخشش آمریکایی ها به ایران !
در دوره کندی دویست میلیون دلار وام جهت خرید جنگ افزار و آموزش نظامی به ایران پرداخت شد. البته آمریکاییان در قبال پرداخت این وام انتظار داشتند نیروهای نظامی مستشاری و خانواده آنها از مصونیت قضایی برخوردار باشند که در 21 مهر 1343 لایحه آن در مجلس شورای ملی تصویب شد...
فرآوری: فهیمه السادات آقامیری-بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
گزارشی از کمکهای مالی ایالات متحده به رژیم پهلوی
بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد، که جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود، ایران جزء بلوک غرب قرار گرفت. هرچند موقعیت جغرافیایی ایران و در اختیار داشتن آبراه تنگه هرمز و تامین نفت غرب از این منطقه، منابع قدرت بالقوهای برای ایران بود، ولی نداشتن پایگاه مردمی محمدرضاشاه، جنبشهای چپ گرایانه در جهان سوم و همسایگی ابر قدرت شوروی موجب شد تا شاه به آمریکاییان به عنوان حافظ و پشتیبان تاج و تخت پهلویها بنگرد. این نگرش از شاه چنان موجود وابستهای ساخت که تنها امید خود را آمریکا میدانست.
از طرف دیگر آمریکاییان ایران را به دلیل شرایط استراتژیک جغرافیایی، به عنوان ابزاری برای مهار کمونیسم و تسلط بر آن در نظر داشتند و تنها در پی منافع خود بودند تا جایی که در سال 1335 رسماً اعلام کردند: «ایران از لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی برای ایالات متحده آمریکا اهمیت دارد. این کشور 1200 مایل مرز مشترک با شوروی دارد. در خاورمیانه از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار است... و قسمت مهمی از ذخایر نفت جهان را کنترل میکند.»
تا پیش از روی کار آمدن دولت نیکسون، شاه احساس میکرد که ایران دیگر در اولویت دولتهای آمریکا قرار ندارد و این موضوع مایهٔ رنجش او بود.
همین امر سبب شد امریکا با ترفند دادن وامها و کمکهای بلاعوض، هر روز دامنه سلطه خود را بر ایران افزایش دهد. از همین رو در این نوشتار قصد داریم کمکهای مالی ایالات متحده امریکا به ایران را در قالب کمکهای سیاسی، اجتماعی و نظامی، که از سال 1320 تا زمان گران شدن قیمت نفت، یعنی سال 1350، را شامل میشود، ارزیابی کنیم و به بررسی علت آنها بپردازیم.
برای نمونه حمایت آمریکا از یونان و ترکیه برای تامین امنیت این کشورها پس از جنگ جهانی دوم پیش از ایران در اولویت قرار داشت. شاه که پس از تبعید پدرش در سال ۱۹۴۱ به سلطنت رسید، این را یک تحقیر شخصی میدانست. گفته میشود که شاه در سال ۱۹۵۱ رابطهٔ واشنگتن را با خود همانند «نه یک همسر بلکه یک زن صیغهای» تشبیه کرد. پس از آن، شاه دو دههٔ نخست حکومت خود را با «سیاست موازنه» گذراند، یعنی ایران که از زمان قدیم قدرت چندانی نداشت با ابرقدرتهای دیگر معاملاتی انجام میداد تا به این ترتیب از سلطهٔ یک ابرقدرت بر امور کشور ممانعت به عمل بیاورد. اما در نهایت با افزایش قیمت نفت سیاست خارجی آمریکا در آسیا تغییر میکند و با استقبال گرم آمریکا، ایران از سیاست موازنه خارج شده و به یک قطب در خلیج فارس تبدیل میشود.
شاه ، ضامن امنیت منطقه
این تغییر در سیاست شاه مصادف بود با تحولاتی در سیاست آمریکا. پیش از آنکه نیکسون بر سر کار بیاید، سیاست آمریکا در قبال خلیج فارس تحت تاثیر سیاست بریتانیا بود تا رقابت متعادل شده و هیچ قدرت محلی کل منطقه را تحت سلطهٔ خود در نیاورد. در سال ۱۹۶۷ زمانی که بریتانیا متعهد شد تا نیروهای خود را از «شرق سوئز» خارج کند، شاه فرصت را مغتنم شمرد و به آمریکا پیشنهاد کرد تا ایران را به عنوان ضامن امنیت منطقه بپذیرد.
این پیشنهاد به دست فراموشی سپرده شد تا آنکه ریچارد نیکسون رئیسجمهور شد. نیکسون نخستین بار شاه را در دسامبر ۱۹۵۳ ملاقات کرد، زمانی که معاون آیزنهاور بود و چند ماه از کودتایی که قدرت را به شاه بازگرداند میگذشت. در این ملاقات دوستی شکل گرفت که آتش آن برای چندین دهه شعلهور بود. این رابطهٔ دوستی و حساسیتهای ژئوپلیتیک نیکسون توضیحدهندۀ بسیاری از تغییر و تحولات است.
علیرغم تلاش کیسینجر برای توجیه سیاست نزدیکی با شاه به عنوان «واقعیت ژئوپلیتیک»، تاثیر روابط شخصی در این زمینه را نمیتوان نادیده انگاشت. نیکسون احترام زیادی برای شاه قائل بود و او را «بسیار محکم» میدانست و گفته بود: «از او خوشم میآید، از او خوشم میآید و از این کشور خوشم میآید. عدهٔ دیگری آنجا هستند که از آنها خوشم نمیآید.» این رابطه در کنار افزایش ناگهانی خرید سالیانهٔ تسلیحات از آمریکا قرار می گیرد؛ در زمان کنارهگیری نیکسون، این رقم به بیش از ۶۸۲ میلیون دلار رسیده بود.
طی یک دوره نظر آمریکاییان بر این بود که ارتش ایران را که در دهه 1330 از ده لشکر و 150 هزار سرباز تشکیل میشد، به یک ارتش نیم میلیون نفری افزایش دهند تا قابلیت شرکت در پیمان دفاعی خاورمیانه که طرح آن را تهیه کرده بودند داشته باشد. بر همین اساس در سالهای 1326-1330 مجموع کمکهای نظامی آمریکا به ایران به 175 میلیون دلار بالغ گردید.
1. کمک در راستای اصل پیمان دفاعی خاورمیانه
نظر آمریکاییان بر این بود که ارتش ایران را که در دهه 1330 از ده لشکر و 150 هزار سرباز تشکیل میشد، به یک ارتش نیم میلیون نفری افزایش دهند تا قابلیت شرکت در پیمان دفاعی خاورمیانه که طرح آن را تهیه کرده بودند داشته باشد. بر همین اساس در سالهای 1326-1330 مجموع کمکهای نظامی آمریکا به ایران به 175 میلیون دلار بالغ گردید. در مقابل کمک یادشده ایران متعهد شد از جنگ افزارهای مربوط به این کمکها تنها در اجرای هدفهای آمریکا استفاده کند و کمک نظامی هیچ کشوری را بدون موافقت ایالات متحده نپذیرد.
2. کمک در قالب استراتژی نگرش نوین آیزنهاور
فرمانده عالی نیروهای متفقین و افسر ارتش نیروی زمینی آمریکا در دی ماه 1331 رئیس جمهور آمریکا شد. سیاست جهانی او بر پایه مهار کمونیسم قرار داشت و چون یک فرد نظامی بود، تفکرات او بیشتر حول محور مسائل نظامی و امنیتی دور میزد. هدف سیاست نگرش نوین، کاستن از هزینههای نظامی آمریکا از طریق کم کردن حضور مستقیم نیروهای نظامی این کشور و تقویت کشورهای طرفدار غرب واقع در پیرامون مرز شوروی بود. بر اساس همین قاعده، در سالهای 1332 تا 1340 کمک نظامی آمریکا به ایران به 436 میلیون دلار رسید.
3. کمک در قالب دکترین کندی
همان طور که قبلا در بخش کمکهای مالی گفته شد، جان اف کندی برای جلوگیری از گرایش پیدا کردن مردم به کمونیسم و جلوگیری از نفوذ شوروی در میان آنها، دکترینی ارائه داد که هم جنبه اجتماعی و هم جنبه نظامی را مد نظر قرار داده بود. او در دکترین خود علاوه بر آموزش اجتماعی، آموزش نظامی را نیز با هدف سرکوب کردن جنبشهای چپ و محدودسازی کمونیسم گنجانده بود که به موجب آن، دویست میلیون دلار وام جهت خرید جنگ افزار و آموزش نظامی به ایران پرداخت شد. البته آمریکاییان در قبال پرداخت این وام انتظار داشتند نیروهای نظامی مستشاری و خانواده آنها از مصونیت قضایی برخوردار باشند که در 21 مهر 1343 لایحه آن در مجلس شورای ملی تصویب شد.
4. کمک نظامی در راستای دکترین نیکسون و ژاندارمی منطقه
دولت انگلستان در زمستان 1968 با یک بحران اقتصادی شدید روبرو شد و برای کاستن از فشار مالی اعلام کرد که ناوگان دریایی و نیروهای نظامی خود را از منطقه خلیج فارس خارج میکند. در این زمان کسینجر، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، طرحی را ارائه داد که بعدها به دکترین نیکسون مشهور شد. بر اساس این دکترین، آمریکا به جای اینکه مستقیماً نیروهای خود را وارد کارزار کند، قدرتهای منطقهای را کمک مینمود تا بتوانند از منافع آمریکا در منطقه حمایت کنند. بر همین اساس، آمریکا اعلام نمود باید به افزایش قدرت ایران در خلیج فارس برای تبدیل شدن به ژاندارم منطقه و پر کردن جای خالی انگلستان کمک کرد. دولت وقت این کشور در همان سال اظهار کرد: 250میلیون دلار وام به عنوان کمک نظامی برای خرید تجهیزات نظامی به ایران تحویل خواهد داد.
فرجام همان طور که مشخص است، ایالات متحده امریکا پس از جنگ جهانی دوم، علاوه بر توسعه و گسترش روابط سیاسی خود با ایران، از کمکهای مالی نیز به عنوان یکی از ابزارهای مهم توسعه نفوذ سیاسی در این کشور استفاده کرد و به نوعی همان شیوه استعماری گذشته را در قالبی جدید ادامه داد. به قول جواهر نهرو، «استعمار نو بر اساس روی کارآمدن حکومتهای نظامی مقتدر محلی در سرزمینهای مستعمره میباشد که خودشان را حکومت مستقل و خودمختار مینامند. این استعمار نو، استعمار یک دولت خارجی نیست، بلکه استعمار یک گروه اندک است که زمام امور کشور را در دست میگیرند و چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی بر آن تسلط مییابند، اما به طور نامرئی آمریکاییان یا اروپاییان بر آنها تسلط مییابند.»
منابع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ، تاریخ ایرانی


