20 روز پس از حادثه ترور ناموفق شاه در دانشگاه تهران، شاه نمایندگان فراکسیون های مجلس را جمع کرد و اعلام کرد مشروطیت ایران شباهت به هیچ یک از مشروطیت های دنیا ندارد و تا توازن بین قوای عامله مشروطیت نباشد غیر از فساد چیزی عاید کشور نخواهد شد.

سه‌شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
تغییرات در مهمترین نهاد مردم سالاری
تغییرات در مهمترین نهاد مردم‌سالاری 20 روز پس از حادثه ترور ناموفق شاه در دانشگاه تهران، شاه نمایندگان فراکسیون های مجلس را جمع کرد و اعلام کرد مشروطیت ایران شباهت به هیچ یک از مشروطیت های دنیا ندارد و تا توازن بین قوای عامله مشروطیت نباشد غیر از فساد چیزی عاید کشور نخواهد شد. فرآوری: فهیمه السادات آقامیری-بخش تاریخ ایران و جهان تبیان 6 بار تجدیدنظر در قانون اساسی بوده است که سه مورد آن به دوره مشروطه تا پهلوی اول بازمی گردد و حاصل آن فراهم آمدن مقدمات قانونی جهت انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی بود، اما سه مورد از این بازنگریها مربوط به دوره محمدرضا شاه پهلوی است که مهمترین آن را می توان در بازنگری سال 1328 و ایجاد تغییراتی در مجلسین در راستای افزایش قدرت شاه دانست. بازنگری قانون اساسی در دوره محمدرضاشاه به موجب قانون اساسی، حکومت ایران دارای دو مجلس شورای ملی و مجلس سنا بود که شرایط انتخاب کنندگان، انتخاب شوندگان و مدت دوره نمایندگی در ماده 6 و 29 آن تبلور یافته است. اصول سی و دوم تا پنجاه و یکم قانون اساسی به مجلسین می‌پردازد. بعد از سقوط پهلوی اول در شهریور 1320، محمدرضا پهلوی به سلطنت رسید. این دوره همزمان است با کنار رفتن اقتدارگرایی و در مقابل فعالتر شدن نهادهای مدنی از جمله احزاب، مطبوعات و مجلس که به دنبال تحقق و اعاده اصول دموکراسی و مشروطیت بودند. پس از آنکه رضاشاه استعفانامه‌اش را که فروغی، نخست‌وزیر برای او تنظیم کرده بود، امضا کرد و عازم اصفهان شد، فروغی و علی سهیلی، وزیر امور خارجه به زرگنده، محل سفارت شوروی رفتند تا استعفای شاه را به اطلاع اسمیرنوف و بولارد سفرای شوروی و بریتانیا برسانند. آن دو از آنجا به مجلس رفتند تا در جلسه اختصاصی آن به منظور اعلام استعفای رضاشاه به نفع ولیعهد که فروغی وی را «شاه جدید» می‌خواند، شرکت کنند. مجلس که نمایندگانش به لطف رضاشاه برگزیده شده بودند، به شاه مستعفی نظری محبت‌آمیز نداشت، ولی نمایندگان اهمیت موضوع را درک و با نخست‌وزیر همراهی کردند. روز بعد، ۲۶ شهریور، شاه جوان برای ادای سوگند در مجلس حاضر شد. متن استعفا از روز قبل مشخص بود، بنابراین با صلاحدید فروغی و برای جلوگیری از دستگیر شدن محمدرضا به وسیله نیروهای روس و انگلیس، او را با لباس شخصی در یک اتومبیل کرایسلر قدیمی بین صندلی جلو و عقب خودرو پنهان کردند و از در خدمه مجلس به داخل مجلس بردند. او در ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر، پس از قرار گرفتن در پشت تریبون اینچنین سوگند یاد کرد: «سوگند به کلام‌الله مجید و خداوند تبارک و تعالی. بسمه تعالی. من خداوند متعال را گواه گرفته، به کلام‌الله مجید و هر آنچه در نزد خداوند محترم است قسم یاد می‌کنم که تمام عمر خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده، حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم. قانون اساسی و مشروطیت و ایران را نگهبان و طبق آن و قوانین سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی‌عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال، خداوند عز شأنه را حاضر و ناظر دانسته و منظوری جز سعادت و عظمت دولت ایران نداشته باشم و از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ملت ایران توفیق می‌طلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد می‌نمایم». نمایندگان به گرمی از شاه جدید استقبال کردند. او پس از آنکه سوگند یاد کرد درباره حکومت قانون، مشروطیت، تفکیک قوا و اهمیت همکاری نزدیک دولت و مجلس «در این روزهای تیره و تار اشغال خارجی» سخن گفت. او گفت میراث خود را به دولت واگذار می‌کند. وقتی شاه جدید از مجلس به قصر باز می‌گشت، مردم که در خیابان‌ها ازدحام کرده بودند از او استقبال کردند و شور و نشاط آن‌ها بیش از انتظار یا تمایل متفقین بود. فروغی که شاه جوان را در رفتن و بازگشتن از مجلس همراهی می‌کرد، اظهار داشت: «امروز مردم سلطنت اعلیحضرت را تضمین کردند.» از زمان شروع سلطنت محمدرضا پهلوی تا ترور ناکام وی در سال ۱۳۲۷، ایران یکی از آزاد‌ترین دوره‌های تاریخ سیاسی خود را تجربه کرد. طی این دوران، شاه نسبت به سال‌های بعدی سلطنتش، در مجامع عمومی و بین مردم با کمترین محافظ تردد می‌کرد. ترور شاه ، نقطه ی عطف تصمیم دیکتاتور از این رو محمدرضاشاه که قدرت یافتن این نهادها را عاملی برای تضعیف هر چه بیشتر پایه‌های سلطنتش می دید، تلاش خود را برای افزایش قدرتش به کار گرفت. نقطه عطف این تصمیم، با ترور ناموفق شاه در بازدید از دانشگاه تهران در بهمن 1327 فراهم می گردد. هر چند بسیاری «طرح تیراندازی را به رزم آرا نسبت داده و آن را نقشه خود شاه و دربار می دانند.» اما وقوع این اتفاق دستاویزی می شود برای بازنگری در قانون اساسی. قانون اساسی مشروطه ایران 6 بار مورد تجدیدنظر قرار گرفت که سه مورد آن به دوره مشروطه تا پهلوی اول بازمی‌گردد و حاصل آن فراهم آمدن مقدمات قانونی جهت انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی بود؛ اما سه مورد از این بازنگریها مربوط به دوره محمدرضا شاه پهلوی است که مهمترین آن را می‌توان ایجاد تغییراتی در مجلسین در راستای افزایش قدرت شاه دانست. شاه 20 روز پس از این حادثه، نمایندگان فراکسیونهای مجلس را جمع کرد و در خصوص علت از هم پاشیدگی امور، عنوان کرد که مشروطیت ایران، ناقص است و شباهت به هیچ یک از مشروطیتهای دنیا ندارد و تا توازن بین قوای عامله مشروطیت نباشد غیر از فساد چیزی عاید کشور نخواهد شد. از این رو تغییر قانون اساسی در رأس تصمیمات مهم شاه قرار گرفت. بدین منظور با تشکیل مجلس موسسان در اردیبهشت 1328، شاه مبادرت به بازنگری قانون اساسی و تغییر برخی از اصول آن از جمله اصل 48 قانون اساسی نمود که بر اساس آن حق انحلال دو مجلس شورای ملی و سنا به طور جداگانه یا باهم به شاه اختصاص یافت. البته به شرط آنکه بعد از سه ماه با برگزاری مجدد انتخابات، مجلس جدید تشکیل شود. با این تغییر مجلس اقتدار و استقلال خود را در برابر شاه از دست داد. البته مجلس پیش از آن نیز وزنه قابل توجهی در معادلات و تغییرات سیاسی محسوب نمی شد و تا سال 1328 تشکیل نشده بود. با این حال، این بازنگری از برخی جهات در راستای تقویت قدرت شاه بود. گفته می شود «شاه پس از پایان کار مجلس موسسان به نمایندگان آن گفت مشروطیت ما به وضع فلاکت باری دچار شده بود که کار شما آن را نجات داد. با این وضع قدمی در جهت دیکتاتوری برداشته شد.» بدین ترتیب، با آغاز دوره نخست مجلس، شاه ظاهراً نسبت به اوایل سلطنت خود، قدرت مضاعف سیاسی پیدا کرد؛ زیرا بر اساس این حق، هر گاه مصلحت می دانست می توانست به کار مجلسین خاتمه دهد. این در شرایطی صورت می گرفت که به عنوان مثال نیمی از اعضای مجلس سنا توسط شاه انتخاب می شدند و شاه با وارد کردن چهره های مورد نظر خود می توانست بر روند تصویب یا رد بسیاری از قوانین در مجلس سنا تأثیرگذار باشد. علیرغم این وضعیت، قدرت شاه بعد از این بازنگری، همچنان دو نقطه ضعف اصلی داشت. «نخست آنکه شاه پشتیبانی عمومی خود را در نیمه دوم سال 1328 از دست داد؛ زیرا در موضوع نفت با انگلیس درگیر نشده بود، ثانیاً به آمریکا وابسته بود.» این وضعیت تا دوره کودتا ثابت بود و شاه نتوانست با فرصت جدید به دست آمده، اقدام خاصی نماید. مجلس توانست دستاوردهای مثبتی را کسب کند که در بسیاری از موارد برخلاف تمایل ذاتی شاه بود. از جمله این دستاوردها می توان به این موارد اشاره نمود: 1-تصویب قوانینی که امکان همکاری هر چه بیشتر بازرگانی و تجاری ایران را با بسیاری از کشورهای جهان با هدف کاهش نفوذ انگلیس و روسیه فراهم می کرد. 2-رد لایحه گس- گلشائیان و به دنبال آن تصویب قانون ملی کردن نفت در 24 اسفند 1329 که پنج روز بعد از تصویب مجلس از توشیح شاه گذشت 3- انتخاب مصدق به نخست وزیری جهت واگذاری مسئولیت اجرای قانون ملی کردن با این حال و با آنکه شاه نتوانست از فرصت به‌دست آمده اقدام خاصی نماید، اما بازنگری قانون مورد اعتراض بسیاری از مردم قرار گرفت. بسیاری از جمله دکتر مصدق تصویب این قانون را که مجلس و به طور خاص مجلس سنا را تحت نفوذ دربار قرار می داد در تضاد با انتخابات دموکراتیک می دانست. مصدق به خوبی آگاه بود که شاه می تواند با اعمال تغییرات مورد نظر خود و تأیید آنها از طریق مجلس که تحت تسلط او قرار داشت، مشروعیت قانونی بر بسیاری از امور را کسب نماید. از این رو پس از قیام 30 تیر و افزایش قدرت نخست وزیر، تشکیل کمیسیونی جهت اصلاح این قانون در رأس برنامه‌های مصدق قرار گرفت. مصدق به منظور منحل ساختن مجلس رفراندومی برگزار کرد و اکثریت لازم را به دست آورد. اما به دلیل اختلافات داخلی جبهه ملی، نتوانست اقدامی در این زمینه نماید. اما آنچه که بر قدرت شاه در دهه 30 افزود، نه تغییرات مربوط به مجلس، بلکه وقوع کودتای 28 مرداد بود که منجربه حاکم شدن فضای اختناق با تقویت نهادهایی چون ارتش و دربار بود. علیرغم این تغییرات، پارلمان در دهه 30 جزء نهادهایی محسوب می شد که شاه هنوز هم موفق به تسلط کامل بر آن نگردیده بود. از این رو «در سال 1340 شاه درصدد برآمد از طریق تشکیل یک کابینه نیرومند قدرت مجلس را درهم شکند.» (کابینه علی امینی). بدین ترتیب شاه موفق شد با استفاده از حق قانونی که در سال 1328 کسب نموده بود استفاده کرده و با انحلال مجلس سیاستهای موردنظر خود را اعمال کند. می توان گفت مجلسین و به طور خاص سنا تا پیش از بازنگری در سال 1328، نهادی بود که به تدریج رو به ضعف می‌رفت و تأثیر خاصی بر روند سیاست کشور نداشت،اما بازنگری قانون اساسی در سال 1328 و کسب حق انحلال مجلسین توسط شاه گرچه منجربه اقدامات و یا تغییرات موردنظر شاه در آن سالها نگردید؛ در دهه 30 و با کودتای 28 مرداد شاه از این ابزار استفاده لازم را برده و توانست با اعمال ترکیب مورد نظر خود در سال 1340، این نهاد را تبدیل به نهادی قدرتمند در راستای قدرت خود نماید. منابع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ،تاریخ ایرانی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها