تعریف های منفی از اوقات فراغت
در جامعه شناسی اوقات فراغت، بیشتر به جنبههای مثبت و منفی تعریفهای اوقات فراغت پرداخته شده است. منظور از مثبت یا منفی، نگاه ارزشی اولیه و سطحی نیست. جنبه منفی، اوقات فراغت را از دیدگاه زمان در نظر میگیرد، و زمان خارج از زمان کار را اوقات فراغت مینامد. اما جنبه مثبت، به محتوا و عملکرد اوقات فراغت توجه دارد.
علاوه بر جنبههای مثبت یا منفی، تفاوت دیگری را باید مورد توجه قرار داد و آن تفاوت بین اوقات فراغت و وقت آزاد است. وقت آزاد، زمانی است که انسان پس از انجام همه وظایف و مسئولیتهای خود در اختیار دارد.
اوقات فراغت، زمانی است در طول زمان آزاد که انسان از نظر فکری رها از هر گونه اجبار و مسئولیت است. به عبارت دیگر، اوقات فراغت نسبت به وقت آزاد شخصیتر است. برای تحقیقات، دسترسی به وقت آزاد آسانتر است، زیرا اوقات فراغت جزیی از وقت آزاد است.
در تعریفهای منفی، اوقات فراغت باقی مانده زمان کار است. کار به عنوان اصل دیده میشود و اوقات فراغت در مقابل کار قرار دارد و متضاد با آن است. این برداشت از آنجا سرچشمه میگیرد که کار همواره امری مثبت تلقی میشود و یادآور این موضوع است که افراد بیکار اوقات فراغت نیز ندارند.
گراف بلوشر (1974) جامعه شناس آلمانی، تعریفی منفی از اوقات فراغت ارائه داده است. او اگرچه کمی جزییتر به زمانهای مختلف نگاه کرده و آنها را به زمان کار، زمان خواب، زمان رسیدگی به امور خانه و زمان آزاد تقسیم کرده، اما زمان کار را به عنوان اصل به حساب آورده است.
مسئله اصلی در اینجا تفاوت گذاری بین زمانهایی است که شباهت زیادی به هم دارند. برای مثال این که چگونه میتوان خرید ضروری را با خرید فراغت جدا کرد و زمان کار را کاملاً مشخص کرد. زمان کار نکردن یک انسان را نمیتوان به راحتی تعیین کرد، اما در این مورد هر محققی با توجه به تعریفهای خود آن را مشخص میکند. اما حتی اگر اوقات فراغت را از نظر زمانی محدود سازیم و آن را با توجه به فعالیتهای مختلف در نظر بگیریم، باز هم دچار مشکل خواهیم شد.
به عقیده ژوفر دومازیه، اوقات فراغت چیزی فراتر از وقت بدون کار است، برای مثال زمان تفریح است. اما برای او این مسئله مطرح است که اوقات فراغت یک زمان به ویژه، یک فعالیت یا یک موقعیت است.
با این که اوقات فراغت همواره در تضاد با کار دیده شده است، اما دومازیه عقیده دارد که این برداشت، چندان صحیح نیست. او سه عملکرد متفاوت و بدون ارتباط با کار را برای اوقات فراغت بیان میکند: آزادی و لذت، سرگرمی و تکامل شخصیت.
بوچر در کتاب مبانی تربیت بدنی، برای تفریح شش هدف را ذکر می کند که در واقع فعالیتهای مربوط به اوقات فراغت را شرح میدهند:
1- فعالیتی است که به طور خصوصی و با میل شخصی انجام میشود؛
2- روابط انسانی در آن آزاد است؛
3- علاقه فرد در آن مطرح است و مهارت او افزایش مییابد؛
4- بهداشت و آمادگی بدنی را به همراه دارد؛
5- موجب بروز خلاقیت و اظهار وجود میشود؛
6- شرایط مناسب محیطی را برای گذراندن اوقات فراغت فراهم میسازد.
اما اگر اوقات فراغت را مجموعه ای از فعالیت های ویژه بدانیم، باز هم دچار مشکل خواهیم شد، همانند برداشتی که از آن به عنوان زمان داشتیم. برای مثال این سوال ها پیش می آید که آیا مراجه به پزشک، از متخصصی به نزد متخصص دیگر رفتن، تدبیر پیشگیری درمانی به حساب می آید، یا یک سرگرمی است یا غذا خوردن مدیر در محل کار با زیردستانش، کار به شمار می آید یا گذراندن اوقات فراغت؟ عملکردها را می توان به آسانی طبقه بندی کرد، اما مرزبندی فعالیت های مختلف به آسانی امکان پذیر نیست. علاوه بر این، خطر شدت گرفتن رویارویی کار و اوقات فراعت نیز وجود دارد.
مشکل دیگری که در تعریف منفی از اوقات فراغت به وجود می آید، نقش عملکردی آن است. اگر انسان دارنده نقش های اجتماعی متفاوت در نظر گرفته شود، در نتیجه اوقات فراغت به عنوان رهایی از این نقش ها دیده می شود. این نکته را اروین شویش جامعه شناس آلمانی به صورت زیر بیان می کند.
نوع فعالیت مشخص کننده اوقات فراغت نیست، بلکه ارتباط این فعالیت با نقش عملکردی هر شخص تعیین کننده این موضع است. به عبارت دیگر، فعالیت در اوقات فراغت شامل کارهایی است که از نظر نقش عملکردی ضروری تشخیص داده نمی شود. شویش اوقات فراغت را طبقه بندی کمی از نظر زمان یا مجموعه ای از فعالیت ها به حساب نمی آورد بلکه آن را پدیده ای می داند که موجب تمایز آن از کار و اجبارهایی که به علت نقش های عملکردی هر شخص وجود دارد، می شوند.
در تعریف های منفی اوقات فراغت چهار نکته مهم را باید لحاظ کرد:
1- بین اوقات فراغت و کار، مرز زمانی وجود دارد.
2- اوقات فراغت نسبت به کار حالت تشریفاتی دارد.
3- اوقات فراغت را باید مجموعه ای از فعالیت ها در نظر گرفت در حالی که مرزبندی مشخصی بین کار و اوقات فراغت وجود نداشته باشد.
4- اوقات فراغت را باید با توجه به نقش های عملکردی شخصی در نظر گرفت.
تعریفهای منفی از اوقات فراغت، به علت صنعتی شدن جوامع و در نتیجه ارزش دادن بسیار زیاد به کار، به وجود آمدهاند. دو اصطلاح کار و اوقات فراغت، به گونهای روزافزون از هم فاصله میگیرند و دارای نقش معینتری میشوند. از آن گذشته، اوقات فراغت به عنوان پدیدهای مستقل و مهم در زندگی انسان، تکامل یافته است. با استفاده از تعاریف منفی اوقات فراغت، نمیتوان یک نظریه قابل اتکا درباره اوقات فراغت ارائه کرد.


