امام صادق(علیه السلام) چنین نقل کرده است: از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند، تعجب می کنم،چرا به چهار چیز پناه نمی برند... در ادامه به بررسی اجمالی این 4 پناه که از لسان قرآن کریم بیان شده است می پردازیم.
4 پناهگاه قرآنی
امام صادق(علیه السلام) چنین نقل کرده است: از چهار گروهی که از چهار چیز می ترسند و نسبت به آن نگران هستند، تعجب می کنم،چرا به چهار چیز پناه نمی برند... در ادامه به بررسی اجمالی این 4 پناه که از لسان قرآن کریم بیان شده است می پردازیم.
فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان
1- آنکه از ترس می نالد،چرا به این کلام خداوند عزّوجل پناه نمی برد که فرموده است:
«حسبنا الله و نعم الوکیل؛ [لطف و یاری]خدا برای ما بس است و چه خوب وکیلی است!» (آل عمران، آیه 173)
زیرا خدای جلّ جلاله به دنبال این ایه فرموده است:«آنان که چنین گفتند، با پیروزی و سرافرازی، بی آنکه اندکی به آنها برسد،از جهاد برگشتند.»
در آیه 173 آل عمران آمده است: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»؛ مؤمنان کسانى هستند که (چون) مردم (منافق) به ایشان گفتند: بیشک مردم (کافر مکّه) بر ضد شما گرد آمده (و بسیج شده) اند، پس از آنان بترسید، (آنها به جاى ترس) بر ایمانشان بیافزود و گفتند: خداوند ما را کفایت میکند و او چه خوب نگهبان و یاورى است.
کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف «حسبی الله»، «حسبک الله» و «حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی میکنند. (قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 2، ص 201)
تفویض و سپردن کارها به خدا که شعار مؤمن آل فرعون بود، بعد از بکار بردن تمام تلاش خود در راه نجات موسی از قتل و بیدار کردن و هشدار دادن و تبلیغ کردن بود. این گونه تفویض است که انواع حمایت های الهی را به دنبال دارد.
در مورد همین قدرت توکل، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: تعجّب میکنم از کسى که میترسد؛ چرا به گفتهى خداوند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» پناه نمیبرد؟! (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 392)
بنابر این: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ»؛ یعنی خداوند ما را کفایت می کند، و چه وکیل خوبی، چه سرپرست خوبی و چه یاور خوبی.
می توان هم این گونه معنا کرد: خداوند ما را کفایت می کند، او بهترین وکیل و بهترین سرپرست و بهترین یاور است.
2- در شگفتم از کسی که از غم در هراس است، چرا به دعای یونس (علیه السلام) پناه نمی برد، آنجا که خداوند عزّوجل از قول او فرمود: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین؛ جز تو خدایی نیست، تو از اینکه مورد اعتراض باشی،منزّهی. به راستی که من از ستمکاران بودم.» (سوره انبیاء، آیه 87): زیرا خداوند، به دنبال این آیه فرموده است: «یونس این گونه به خدا پناه برد، ما او را از غم رهایی دادیم و این گونه، مؤمنین را از غم نجات می دهیم.»
این ذکر دارای اجزایی است که مجموعه ای از ذکرها را در خود جای داده است و هر یک از آنها جداگانه و مستقل دارای اثر و ثوابی مخصوص می باشد و آنها عبارتند از:
1ـ یاد توحید «لا اله الا انت». 2ـ تسبیح خداوند «سبحانک». 3ـ توبه و اقرار به گناهان «انی کنت من الظالمین». 4ـ ابراز نیاز، دعا و درخواست کمک و نجات از خداوند.
کسی که این ذکر شریف را به زبان می آورد، مجموع اعمال یاد شده را انجام می دهد.
3- در تعجبم از شخصی که درباره اش مکر و حیله شده است، چرا به این گفتار خداوند پناه نمی برد که فرمود:«و افوض امری الی الله انّ الله بصیر بالعباد؛کار خود را به خدا واگذار می کنم،بی شک او نسبت به بندگان بیناست.» (سوره مؤمن، آیه 44)؛ زیرا خداوند درباره گوینده این سخن فرمود:«فوقاه الله سیئات ما مکروا؛خداوند از بدی هایی که درباره اش اندیشیده بودند،او را نگه داشت.»
«أُفَوِّضُ » : واگذار می کنم . می سپارم .
خداوند پس از آنکه در آیات قبل این سوره سزای اسرافکاران را دوزخ میداند ، در آخرین سخنش با تهدیدى پر معنى گفت: «به زودى آنچه را من امروز به شما مىگویم به خاطر خواهید آورد» (فَسَتَذْکُرُونَ ما أَقُولُ لَکُمْ) و هنگامى که آتش خشم و غضب الهى دامانتان را در این جهان و آن جهان بگیرد به صدق گفتار من پى می برید.( برگزیده تفسیر نمونه، ج۴، ص: ۲۷۵)
اما افسوس که آن زمان دیر است، اگر در آخرت باشد راه بازگشت وجود ندارد، و اگر در دنیا باشد به هنگام نزول عذاب تمام درهاى توبه بسته مىشود.
سپس افزود: «و من تمام کارهاى خود را به خداوند یگانه یکتا واگذار میکنم که او نسبت به بندگانش بیناست» (وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ)
این ذکر دارای اجزایی است که مجموعه ای از ذکرها را در خود جای داده است و هر یک از آنها جداگانه و مستقل دارای اثر و ثوابی مخصوص می باشد و آنها عبارتند از:
1ـ یاد توحید «لا اله الا انت». 2ـ تسبیح خداوند «سبحانک». 3ـ توبه و اقرار به گناهان «انی کنت من الظالمین». 4ـ ابراز نیاز، دعا و درخواست کمک و نجات از خداوند.
کسی که این ذکر شریف را به زبان می آورد، مجموع اعمال یاد شده را انجام می دهد.
و به همین دلیل نه از تهدیدهاى شما میترسم، و نه کثرت و قدرت شما و تنهایى من مرا به وحشت میافکند.
« تفویض »، واگذار کردن کارها به خداست و این حالت بالاتر از توکّل است. چون در وکالت، موکّل می تواند بر کار وکیل نظارت کند، ولی در تفویض همه ی کارها را به خدا می سپاریم.(تفسیر نمونه.)
البتّه تفویض و سپردن کارها به خدا که شعار مؤمن آل فرعون بود، بعد از بکار بردن تمام تلاش خود در راه نجات موسی از قتل و بیدار کردن و هشدار دادن و تبلیغ کردن بود. این گونه تفویض است که انواع حمایت های الهی را به دنبال دارد.
البته نه اینکه تنها در هنگام مکر و حیله به خداوند پناه آوریم. بلکه همیشه باید خودمون رو به خدا بسپاریم و در همه امور متوجه ذات پاک احدیت باشیم تا خودش ما رو به راه راست منحرف کنه.
شاید پیش اومده برامون که به کسی متوسل شدیم و رو انداختیم تا کارمون رو راه بندازه. و یا این جمله متدواله که: (اول خدا بعدا شما.) در صورتی که معتقدیم که اگر خداوند نخواد کاری راه بیوفته نمی افته. اما به این فکر نمی کنیم که وقتی خدا هست، بنده اش چرا؟ این عمل ما یک نوع شرک(شرک خفی) محسوب میشه. متاسفانه بسیاری از مشکلاتی که ما دچارش میشیم بر اثر این نوع شرک هست ولی خودمون متوجه نیستیم.
حتی در کوچکترین امور هم نباید از امید به خدا غافل باشیم.
4- و در شگفتم از کسی که دنیا و زینت آن را می خواهد که چرا پناه نمی برد به آیه «ما شاء الله لا قوة الا بالله.» (سوره کهف، آیه 39)؛.( الخصال، مرحوم صدوق، ص 218)
واژة «حول» در لغت به معنای حركت و جنبش و كلمة «قوّة» به مفهوم استطاعت و توانایی است، بنابراین معنای عبارت فوق چنین است: هیچ حركت و استطاعتی جز به مشیت خداوند بزرگ نیست.(ابن منظور، لسان العرب، ج3، ص403؛ و علی اكبر، دهخدا، لغت نامة، ج6)
در تفسیر مفهوم فوق باید گفت: تمام افعال انسان ها با قدرت الهی بوجود می آید اگرچه به لحاظ اینكه انسان ها در انجام آن برخوردار از اراده و اختیار هستند، به عنوان كارهای بشری بشمار می روند، اما حقیقت اینست كه توانایی بشر در انجام كارهای خود، تنها از جانب خدای قادر متعال است، البته فراموش نكنیم كه حدیث مورد بحث، به هر نوع قدرت و توانایی و هر نوع جنبش و تحركی در همه جهان هستی نظر دارد، نه فقط قدرت استطاعت در انسان، لذا چنین برداشتی شكوه ویژه ای به معنای حدیث می دهد و تأثیر بسزایی در خداشناسی و خداباوری یك انسان با ایمان دارد.
پس براساس این حدیث جریان هر چیزی به مشیت خواست الهی است و خواست خداوند بر همة خواست ها غلبه می یابد و هر آنچه كه پروردگار متعال اراده كند انجام می دهد.
شخصی از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ دربارة معنای عبارت «لا حول و لا قوة الا بالله» پرسید، آن حضرت در پاسخ فرمود: ما توانی در ترك معصیت الهی و قدرتی در اطاعت پروردگار جز با توفیق و یاری خداوند.
کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف «حسبی الله»، «حسبک الله» و «حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی میکنند
زمانی كه «عبادیه بن ربعی» از علی ـ علیه السلام ـ دربارة استطاعت و قدرت بندگان خدا پرسید، آن حضرت فرمود: آیا قدرت تو در انجام كارها به طور شركت و معیت با خداست یا آنكه در افعال و كارهای خود مستقل هستی، به طوری كه محتاج به خدا نیستی؟ «عبادیه» ساكت و متحیر شد، حضرت فرمود: چرا پاسخ نمی دهی؟ اگر بگویی در كارهای خود با اشتراك خدا قادرم، تو را می كشم، زیرا این عقیده مستلزم شرك به خداست و نیز اگر بگویی به نحو مستقل قادرم، تو را خواهم كشت، زیرا این عقیده مستلزم ضعف سلطنت الهیست، «عبادیه» عرض كرد: پس چه بگویم؟ علی ـ علیه السلام ـ فرمود: بگو با اعطای قدرت از جانب خدا، قادرم، آیا نشنیده ای كه مردم، قدرت را از خداوند طلب می كنند و می گویند: «لاحول و لا قوة الا بالله».
پس خداوند منشاء همه قدرت هاست و هر كاری تنها با قدرت الهی تحقق می یابد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی بندهای میگوید: ماشاء الله لاحول و لاقوة الا بالله» خداوند به ملائكه میگوید: بنده من تسلیم است، پس او را كمك كنید و او را دریابید و حاجت او را برآورده سازید. (طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، مترجم سید محمدباقر موسوی همدانی، ج12، ص30.)
از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ روایت شده است كه وقتی بندهای گفت: «لاحول ولاقوة الا بالله» همانا سرنوشت خود را به خدا واگذار كرده است بنابراین برخداوند است كه او را كفایت نماید (و همه نیازهای او را برآورده سازد) (حرعاملی، وسایل الشیعه، ج7، ص218.)
صفت قدرت مطلق، یكی از صفات اساسی خداوند است و هر انسان خردمند و خداشناس ناگزیر است در حوزه خداشناسی خویش به آن توجه كند و از آن تصور و بینش درستی داشته باشد.
منابع:
چهار پناهگاه قرآنی ؛ مجله بشارت آذر و دی 1386، شماره 62
معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر»؛ سایت وارث به نقل از اسلام کوئیست؛ 23/01/1393
معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر»؛ سایت اسک دین؛29/11/1392
تفسیر سوره غافر؛ نویسنده: حاج شیخ محسن قرائتی؛ سایت غدیر
معنی و تفسیر جملة «لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»؛ سایت اندیشه قم


