نگاهی به پدیده تعصب در رفتارافراد
چیزهای مختلفی معرف تعصب هستند. یکی حس سرسپردگی با کمترین میزان تحلیل انتقادی یا تفکر که معمولاً با عدم تحمل زیر سوال بردن دیگران می باشد. فرد متعصب شدیداً دربرابر هر چیزی که علاقه اش را زیر سوال ببرد مقاومت می کند.
فرآوری: فاطمه ناظم زاده - بخش اجتماعی تبیان
با دقیق شدن در زندگی روزمره و رفتارهایی که افراد در طی زندگی شان از خود بروز می دهند، می توان به این نکته اشاره کرد که برخی از رفتارها به طور آگاهانه یا ناآگاهانه در افراد و در تعاملات اجتماعی آنها، دیده می شود که نتایج سودمندی را به دنبال ندارد و در مواقعی ممکن است آسیب های جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. بنابراین بهتر است که این رفتارها را بشناسیم برای اصلاح آنها تلاش کنیم. یکی از این رفتارهای شایع، تعصب گرایی است.
تعصب گرایی چیست؟
تعصب گرایی، سطحی غیر طبیعی از سرسپردگی به یک موضوع خاص می باشد، از یک تیم ورزشی گرفته تا یک سبک داستانی خاص. افراد متعصب در شور و اشتیاق خود برای دنباله روی از علایقشان از قوانین و اصول اجتماعی سرپیچی می کنند و ممکن است کسانی را در این راه ، آزرده کنند. از نظر تاریخی، این واژه همواره با تعصبات مذهبی همراه بوده است اما موضوعات بسیاری می تواند سرفصل تعصب و دلبستگی زیاد باشد. چیزهای مختلفی معرف تعصب هستند. یکی حس سرسپردگی با کمترین میزان تحلیل انتقادی یا تفکر که معمولاً با عدم تحمل و زیر سوال بردن دیگران می باشد. فرد متعصب شدیداً دربرابر هر چیزی که علاقه اش را زیر سوال ببرد مقاومت می کند. این افراد معمولاً افرادی سرسخت و بااراده هستند و منحرف کردن توجهشان به موضوعات دیگر، بسیار دشوار است. تعصب معمولاً با احساسات بسیار قوی همراه است. افراد نسبت به یک موضوع خاص میل و علاقه زیادی نشان می دهند و می توانند زمان بسیار زیادی را برای جستجو در آن رابطه صرف کنند. علاقه آنها بسیار عمیق و جامع است. این افراد با کسانیکه نسبت به یک موضوع خاص علاقه دارند و می توانند زمانی را صرف تحقیق و جمع آوری اطلاعات در مورد آن کنند اما معمولاً سطح سرسپردگی آنها محدودیت دارد، متفاوت هستند. تعصب در برخی افراد می تواند ناسالم شود. افرادیکه نسبت به یک موضوع خاص احساس سرسپردگی پیدا می کنند، قادر نیستند بین علایق خود و زندگی اجتماعی شان، تعادل ایجاد کنند و برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، پیدا کردن کار و رفت وآمد در محیط های اجتماعی مشکل دارند. وقتی یک فرد متعصب، شدیداً سرسپرده یک موضوع خاص باشد، سایر فعالیت ها و مسئولیت های خود را فراموش کرده و زمان و همچنین پول زیادی را صرف دنبال کردن آن موضوع می کند. مثلاً فردی که نسبت به یک خواننده خاص متعصب است، تمام تلاش خود را به کار می گیرد که در تمامی کنسرت های او شرکت کند. تعصب می تواند عواقب سیاسی و اجتماعی نیز داشته باشد. تفسیر افراطی ایدئولوژی های مذهبی و اعتقادات مطلق گرای مذهبی می تواند موجب خشونت فرقه ای و همچنین اعمال سرکوب کننده قانونی شود. تعصبات ورزشی می تواند موجب شورش هایی شود که به خشونت کشیده شده و موجب مرگ برخی از طرفداران می شود. افراد متعصب در اشتیاق دفاع از علاقه شان ممکن است مخالفان خود را تهدید کرده یا به آنها آسیب برسانند.
نشانه های تعصب گرایی
تشخیص نشانه های تعصب گاهی بسیار سخت می شود. علایقی که توسط افراد متعصب دنبال می شود طبیعی هستند و تبدیل شدن از یک طرفداری و دنباله روی ساده یک چیز تا تعصب افراطی ممکن است تدریجاً اتفاق بیفتد. - شناخت و بررسی پدیده تعصب یا سوگیری( prejudice ) در قلمرو روان شناسی اجتماعی و فردی از نقطه نظرهای متفاوتی صورت می گیرد. معهذا عناصر مشابهی تصویر نهایی را تا اندازه ای یکسان می سازد. در عرصه اجتماعی می توان تعصب را منشا بروز بسیاری از منازعات و ناسازگاری دانست که جامعه بهای گزافی برای آن می پردازد. روانشناسان اجتماعی تعصب را نوعی نگرش منفی نسبت به اعضای برخی گروه های اجتماعی می دانند که تنها بر مبنای عضویت آنها در آن گروه شکل می گیرد. در حقیقت مشخصات فردی یا رفتار شخصی عضو گروه هدف، در شکل گیری تعصب، نقش خاصی بازی نمی کند و تنها انگاره های ذهنی فرد متعصب دخالت دارد. نگرش منفی نسبت به سیاه پوستان درایالات متحده امریکا نمونه ای از تعصب اجتماعی محسوب می شود. این نگرش منفی اغلب بر مبنای یک ساختواره ذهنی( scheme ) شکل می گیرد. ساختواره ذهنی چارچوب مشخصی برای سازمان دهی، تعبیر و پردازش اطلاعات است . در تعصب تنها نوع خاصی از اطلاعات یعنی اطلاعاتی که با تعصب همخوانی دارند، پذیرش و پردازش می شود. تعصب به مثابه یک نگرش دارای سه مولفه اصلی است یعنی در تحلیل آن با سه سیمایه هیجانی، شناختی و رفتاری روبرو هستیم. منظور از سیمایه هیجانی، احساسات و عواطف منفی موجود نسبت به افراد است. سیمایه شناختی باورها و انتظارات مربوط به اعضای گروه مورد تعصب را در بر می گیرد که معمولا غیرواقعی و مبتنی بر داده های نادرست است. و بالاخره مولفه رفتاری نشان دهنده تمایل به عمل یا نیت انجام عملی به شیوه های منفی نسبت به افراد گروه مورد نظر است. هنگامی که ترکیب سه سیمایهً سازنده تعصب به صورت اعمال آشکار ظاهر شود با تبعیض روبه رو خواهیم بود که به صور مختلف تظاهر می یابد. در شکل خفیف آن، دوری و اجتناب از افراد دیده می شود. در شکل شدیدتر جلوگیری از افراد گروه مورد نظر برای دستیابی به شغل یا استفاده از تسهیلات گوناگون اجتماعی به چشم می خورد. و بالاخره در شدیدترین نوع آن، با تهاجم و پرخاشگری آشکار نسبت به افراد روبرو می شویم. کشتارهای قومی گسترده یا نسل کشی، بارزترین شکل ابراز تعصب به مثابه ساختاری ذهنی در یک زمینه اجتماعی مشخص است. از جمله عوامل اجتماعی بروز تعصب، می توان از رقابت میان گروه های اجتماعی برای تصاحب منابعی از قبیل ثروت، شغل و موقعیت اجتماعی و تمایل عمومی به طبقه بندی فضای اجتماعی به گروه های متمایز و متخاصم (ما و آنها، خودی و غیرخودی) یاد کرد. همچنین تجربیات منفی یادگیری اولیه در کودکانی که در معرض نگرش های تعصب آمیز والدین خود قرار می گیرند نیز نقش مهمی در بروز تعصب اجتماعی ایفا می کند. انعطاف ناپذیری یا خشک اندیشی از ویژگی های بارز فرد متعصب است در تداول عامه، تعصب معنایی فراتر و گاه متفاوت از تعریف آن در روانشناسی اجتماعی می یابد. از آن جا که وجود تغییرات در زندگی اجتناب ناپذیر است، سازگاری و توانایی انطباق با تغییرات متعدد را باید علامت بلوغ روحی وسلامت ذهن دانست. ناتوانی در سازگاری و عدم انطباق با تغییرات در موقعیت های متنوع به انعطاف ناپذیری در شخصیت فرد منجر می شود. شخصیت انعطاف ناپذیر و متعصب به علت محدودیت منابع و اطلاعات ورودی به طور طبیعی دارای ذهنی بسته است و گنجینه رفتاری فقیری دارد و به علت اجتناب از ریسک پذیری و ترس از ناشناخته ها همواره به طورقالبی فکر و عمل می کند و در رویارویی با شرایط جدید قادر به اتخاذ پاسخ های متفاوت و توام با سازگاری نیست. رفتارهای انعطاف ناپذیر از یک سو و تعصب از سوی دیگر هریک به نوعی ریشه در ترس دارند و از آنجا که ناتوانی در سازگاری عمومی در عرصه های گوناگون می تواند منجر به بروز ناکامی شود. ترکیب این ناکامی و ترس اولیه می تواند انرژی هیجانی لازم برای اعمال خصومت آمیز را فراهم کند و در موارد شدید منجر به پرخاشگری و انتقام جویی و رفتارهای تهاجمی شود. در گذشته های دور و در دوران رواج زندگی قبیله ای، درجه ای از عصبیت برای دوام و بقای قبیله و عشیره لازم بود. ازین رو ابن خلدون باور داشت که تداوم ساختار بادیه نشینی تنها برای قبایلی که دارای عصبیت هستند میسٌراست. اما با گسترش مدنیت و توسعه شهرنشینی عوامل دیگری، انسجام و همبستگی اجتماعی را تاًمین می کند. لذا تداوم عصبیت قبیله ای و عشیره ای در فضای شهری، تنش زا و بحران آفرین خواهد بود. در کشورهای توسعه نیافته، بقایای فرهنگ قبیله ای که تعصب یکی از مظاهر آن است موجب واگرایی و گسستگی اجتماعی می شود. نفوذ و تسلط این واگرایی حتی در نهادهای به ظاهر مدرن مانند احزاب و سازمان های سیاسی نیز به چشم می خورد که هر گروه در جهت نفی گروه دیگر گام برمی دارد و هیچ کس تحمل شنیدن نظرات و عقاید دیگران را ندارد و نفرت و بی اعتمادی در تمام شئونات و روابط اجتماعی دیده می شود. در جامعه ای که نهادهای اجتماعی به انسجام و کمال لازم نرسیده اند، قوانین و مقررات حاکم بر جامعه سست خواهد بود. در بستر چنین شرایطی فرد متعصب بر اساس ارزش های شخصی متعصابانه خود به اقدام فردی و مغایر قانون دست خواهد زد و رفتارهای خودسرانه بروز خواهد کرد. در دنیای امروز که جوامع از تکثر و تنوع درونی برخوردارند، لازم است که عقل و خرد جمعی جایگزین تعصب و سوگیری های جمعی و گروهی کورکورانه شود و گروه های اجتماعی با پذیرش اختلاف نظر و رقابت مبتنی بر همکاری متقابل در کنار یکدیگر در جهت رشد و توسعه جوامع خود گام بردارند. در حقیقت تماشای خود در آیینه دیگران که منعکس کننده پذیرش تفاوت و تمایز میان انسان هاست راهکار اصلی نیل به فضیلت و معرفت محسوب می شود.
منبع: خبرانلاین، سایت اینترنتی مردمان