از نظر حضرت امیر علیه السلام زهد دل نبستن به دنیا و كوتاه كردن آرزو است، زیرا علاقه به دنیا سرچشمه هر خطائی است و ترك دنیا سرچشمه هر خیری است.

سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
با این کلید، ثروتمند شوید!!
با این کلید، ثروتمند شوید!! از نظر حضرت امیر علیه السلام زهد دل نبستن به دنیا و كوتاه كردن آرزو است، زیرا علاقه به دنیا سرچشمه هر خطائی است و ترك دنیا سرچشمه هر خیری است. فرآوری: حامد رفیعی - بخش نهج البلاغه تبیان تعریف های متعدد زهد « زهد » در لغت ترك میل به چیزی یا اعراض از اشیاء را گویند. به عبارت دیگر بی میلی را زهد گویند، درمقابل رغبت كه عبارت از كشش و میل است، اما در اصطلاح عرفان تعریفهای زیادی برای زهد شده است كه ذیلا به آن اشاره می كنیم: 1- زهد، بغض و دشمنی با دنیا و روی برگردانیدن از آن است. 2- زهد، چشم پوشی از آسایش دنیا به خاطر تأمین آسایش آخرت است 3- زهد، نداشتن، دلبستگی به دنیا و كوتاه كردن آرزو است. 4- زهد، آنست كه هر چه تو را از حق تعالی باز دارد، ترك كنی، یعنی: نسبت به دنیا و آخرت بی رغبت باشی. 5- زهد، چشم پوشی از دنیا و باك نداشتن از اینكه دنیا در دست كه خواهد بود. 6- زهد، حقیر داشتن دنیا و ستردن آثار او از دل است. عجز و ناتوانی آفت تکامل و مانع عبادت و وصول به حق است و شکیبایی، صبر، بازداشتن نفس از شکایت به غیر حق، صبر از ارتکاب گناه، صبر بر طاعت و صبر بر بلا، شجاعت و قدرت و توان مقابله با سختی هاست. 7- زهد، دل برگردانیدن به خالق اشیاء است. 8- احمد جامی می گوید: «الزهد بروده الشی علی قلب الزاهد». زهد، سردی دنیا در دل زاهد است. 9- زهد، اعراض از هر چیزی است كه خارج از ذات اوست. 10- زهد، انزواء از دنیا از روی میل و رغبت با قدرت بر آن است. زهد، كوتاهی آرزو است امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: ایها الناس الزهاده قصر الامل؛ ای مردم زهد عبارت از كوتاهی آرزو است. از نظر حضرت امیر علیه السلام زهد دل نبستن به دنیا و كوتاه كردن آرزو است، زیرا علاقه به دنیا سرچشمه هر خطائی است و ترك دنیا سرچشمه هر خیری است، البته این زهد مراحلی دارد، به قول «حاتم اصم» ابتداء زهد اعتماد بر خدای تعالی و میانه آن صبر و آخر آن اخلاص است. ترک دنیا و بی میلی به آن در نهج البلاغه در دو مورد زهد تعریف شده است كه حاصل هر دو تعریف، ترك دنیا و بی میلی روحی یا عقلی است. لازم به ذكر است كه بی میلی بر دو قسم است: 1- طبیعی، به این معنا كه طبع انسان نسبت به چیزی تمایل نداشته باشد، مانند: بیمار كه میل به غذا ندارد. 2- بی میلی روحی یا عقلی یا قلبی به این معنا كه انسان توجهش را از اشیائی كه مورد تمایل و رغبت اوست عبور داده و به چیز دیگری فوق این امور معطوف سازد. بنابراین به دست آوردن بی رغبتی در ناحیه اندیشه و آرزواست، نه در ناحیه طبیعت، پس زهد بی میلی است. به عبارت دیگر زهد آن است كه سالك میل طبیعی خود را از امور دنیوی و مادیات، به طور كلی ساقط كند. زهد بین دو كلمه خلاصه میشود امام علی علیه السلام می فرماید: الزهد كلمه بین الكلمتین من القرآن قال الله سبحانه لكیلا تأسوا علی ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم یأس علی الماضی و لم یفرح بالاتی فقد اخذ الزهد بطرفیه ؛ زهد در دو جمله از قرآن خلاصه شده است خداوند می فرماید: برای آنچه از شما فوت شده است تأسف نخورید و برای آنچه به شما داده می شود شاد نگردید و هر كس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شاد نشود، بر هر دو جانب، زهد دست یافته است. امام علی علیه السلام: «ایها الناس! الزهاده قصر الامل؛ ای مردم! زهد، کوتاه کردن آرزوست.» هنگامی كه سالك نسبت به غیر حق زهد می ورزد، هرگز تمایلی به غیر حق نشان نمی دهد و مرغ آرزوی او در اطراف غیر حق پر و بال نمی زند. آمدن و رفتنش، شادمانی یا اندوه ایجاد نمی كند و نسبت به آنچه در گذشته از دست داده اند اندوه نمی خورد و بر آنچه در آینده خدا عنایت می كند شاد نمی گردد. زهد و پرهیز از حرام واجب و در امور حلال فضیلت است. زهد، ثروت است مولای متقیان زهد را ثروت می داند: العجز آفه و الصبر شجاعه الزهد ثروه ؛ ناتوانی آفت است و شكیبایی شجاعت و زهد ثروت است. عجز و ناتوانی آفت تكامل و مانع عبادت و وصول به حق است و شكیبائی، صبر، بازداشتن نفس از شكایت به غیر حق، صبر از ارتكاب گناه، صبر بر طاعت و صبر بر بلا، شجاعت و قدرت و توان مقابله با سختی هاست. کلام آخر با توجّه به فرمایشات حضرت امام علی علیه السلام، «زهد»، نه زادة شكست است و نه نتیجة خودخواهی یا بی تفاوتی زاهد نسبت به مسئولیتهای اجتماعی خویش و گریز از جامعه؛ بلكه «زهد» عبارت است از كوششی آگاهانه و دلیرانه برای گسستن از وابستگی ها و تعلّقات گذرا و سبكبار ساختن خود برای پوییدن درست تر و سریع تر راه كمال و همدردی با دیگر انسان ها و گسترش ذات انسانی و به این معنا به انسان قدرتی می بخشد تا بر محدودیت ها و عادات و دلبستگی های طبیعی اش چیره شود و «خود» متعالی اش را بر «خود» خاكی اش مقدّم دارد و او را به سوی كمال مطلق و ذات حق هدایت كند. منابع: - نهج البلاغه، خطبه 81.، حكمت 113و 439. - تذكره الاولیاء، ص 633. - مقدمه انس التائبین، ص 87. - ترجمه رساله قشریه، ص 174. - امام خمینی (ره) و اندیشه های اخلاقی عرفانی ،ص123.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها