دکتر غلامرضا ظریفیان، استاد تاریخ در گفت و گوی اختصاصی با وب سایت تخصصی امام حسین (ع) از سبک سیاست ورزی بنی امیه گفته است. اینکه بنی امیه همواره خود را محق سیادت می دانستند. او همچنین در این گفت و گو به تلاش های معاویه برای خلافت یزدید پرداخته است.
ظریفیان: معاویه خلافت را موروثی کرد
دکتر غلامرضا ظریفیان، استاد تاریخ در گفت و گوی اختصاصی با وب سایت تخصصی امام حسین (ع) از سبک سیاست ورزی بنی امیه گفته است. اینکه بنی امیه همواره خود را محق سیادت می دانستند. او همچنین در این گفت و گو به تلاش های معاویه برای خلافت یزدید پرداخته است.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
حکومت داری معاویه به عنوان کسی که مدعی خلافت پیامبر (ص) است چه تفاوتی با زمان آن حضرت دارد. یعنی معاویه برای رسیدن به اهداف خود تا چه اندازه از ارزش های آن دوران فاصله گرفت؟ برای پاسخ به این سوال اول باید ببینیم پیامبر (ص) چه نگاهی به نظام سیاسی حاکم داشتند. نظام پیامبر متکی بر ولایت است و نگاه پیامبر یک نگاه ولایی است و یک منظومه دارد که نقطه کانونی آن امت است نه قبیله یا جناح خاص. و این امت باید با دو ویژگی سامان پیدا کند، اولی عدالت است یعنی قسط که طبق آیه قرآن پیامبران برای این آمده اند که نه فقط خودشان عادل باشند بلکه جامعه را برای عدالت تربیت کنند. عدالت به معنی توزیع عادلانه ثروت و قدرت و منزلت است. دومی عقیده است که عبارت است از باور متکی بر دلیل که آگاهانه و آزادانه انتخاب شده باشد. «لااکراه فی الدین» نیز همین را بیان می کند.
در نظام سیاسی هم بیعت اختیاری هست، حتی پیامبر در زمان های مختلف از مردم بیعت اختیاری گرفته است. در دوره بعد از پیامبر ولایت با این مفهوم تبدیل به خلافت می شود. عدالت هست هر چند توزیع نابرابر فتوحات وجود دارد و عقیده هم با نوعی مشکل مثل شکل گیری نوعی تعصبات و ...روبرو می شود ولی در هر حال شکلی از ولایت سعی شده است حفظ شود.
اما معاویه این منظومه را کاملا وارونه می کند و ولایت و خلافت را به ملوکیت تبدیل می کند. سلطنتی کاملا موروثی که در آن قبیله جای امت می نشیند. در بین قبایل هم قریش حرف اول را می زند. نظام عطا ،پول، هدیه و توزیع قدرت بر اساس قبیله شکل می گیرد. عدالت کاملا امحا می شود و سیستم بی عدالتی تئوریزه می شود، عقیده به سمت تعصب و باور های کور و پذیرش های بی چون و چرا می رود. بیعت اختیاری نیز تبدیل به بیعت اجباری می شود.
در دوره یزید همین چارچوب را داریم ولی درمورد بیعت اینگونه است که یا بیعت می کنند ویا می میرند. در حالی که در دوران معاویه اگر کسی بیعت نمی کرد فقط کنار گذاشته می شد.
معاویه چه اقداماتی برای خلافت یزید انجام داد؟ به طور کلی معاویه از چه زمانی اندیشه خلافت یزید را در سر داشت؟ و چه زمانی آن را علنی کرد؟ این امر را تاریخ نمی تواند به ما پاسخ دهد ما باید این را در منطق بنی امیه جست و جو کنیم. البته می شود نقاط آغازی در تاریخ ذکر کرد. در منطق بنی امیه همواره رقابتی با بنی هاشم وجود داشت. بنی امیه معتقد بود که در جامعه جاهلی منطق و سیادت بنی امیه بر سیادت معنوی و فرهنگی بنی هاشم رحجان دارد. بنی هاشم همواره سیادت فرهنگی معنوی داشته ولی بنی امیه عمدتا سیادت نظامی داشته است. بر همین اساس بنی امیه معتقد است که این سیادت نظامی به بافت فرهنگ جامعه آن زمان نزدیک تر است و او باید به دلیل این تناسب و نزدیکی، نقش اصلی را در مدیریت کلان جامعه داشته باشد.
منبع: سایت کرب و بلا


