بعد از دو دهه همچنان كمدین بدون رقیب تلویزیون است. مهران مدیری ابتدای دهه هفتاد به بینندگان معرفی شد و طولی نكشید كه ردای محبوبیت به تن كرد و همچنان تداوم دارد. نقطه اتصال این محبوبیت یك چیز است: تیپ خودساخته مهران مدیری كه در سریال های مختلف شكل گرفته و

شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
خداحافظ آقای طناز

خداحافظ آقای طناز

مهران مدیری با چه کارنامه ای از تلویزیون می رود؟

بعد از دو دهه همچنان كمدین بدون رقیب تلویزیون است. مهران مدیری ابتدای دهه هفتاد به بینندگان معرفی شد و طولی نكشید كه ردای محبوبیت به تن كرد و همچنان تداوم دارد. نقطه اتصال این محبوبیت یك چیز است: تیپ خودساخته مهران مدیری كه در سریال های مختلف شكل گرفته و شناسنامه اش شده. 

فرآوری: منیژه خسروی-بخش سینما و تلویزیون تبیان
مهران مدیری

مهران مدیری در برنامه هفت اعلام کرد برای همیشه تلویزیون و شبکه نمایش خانگی را وا می گذارد و به فیلم سازی می پردازد. حاصل فعالیت مدیری خلق شخصیت های ماندگار کمدی است که برخی را خودش بازی کرده و برخی را دیگران. بعضی ها موفق بوده اند و برخی نه. 

کاراکترهای موفق

رامین/ جنگ 77/ 1377

کاراکتر «رامین» در آیتم های مشترکش با مریم (لاله صبوری) ویژگی هایی داشت که در یک مرور کلی می توان همان ها را به عنوان اصلی ترین المان مشترک کاراکترهای او در ادامه مسیر بازیگری اش تا به امروز دانست. این ویژگی ها را می توان در نگاه های خیره به دوربینی که رامین داشت خلاصه کرد. نکته ای که هرازگاه به مخاطب یادآوری می کرد در حال تماشای یک نمایش است نه یک موقعیت رئال!
تکه کلام معروف: مرررریم، اییییینه

فرهاد/ پاورچین/ 1382

شکل گیری کاراکتر فرهاد از اساس بی تناسب با فرمول رایج سریال های طنز در دهه 60 و 70 نبود؛ یک روستازاده ساده در محیطی شهری که حالا برای گذران زندگی با مشکلاتی به خصوص در ارتباط با خانواده اش مواجه شده است. با این وجود، اما کیفیت خلق این کاراکتر چه در فیلم نامه و چه در اجرا تا حدود زیادی آن را از کلیشه ها دور کرد. فرهاد ساده و در عین حال زرنگ است و از آن جا که ریشه در ناکجاآبادی به نام «برره» داشت حد و مرزی برای بلندپروازی در طراحی آن متصور نبود!
تکه کلام معروف: ای جوووونم

مهران مدیری

شیرفرهاد/ شب های برره/ 1384

شیرفرهاد ادامه منطقی و به تعبیری نسخه کامل شده «فرهاد» بود. تمام ویژگی های فرهاد در پاورچین به صورت گل درشت تر در قامت شیرفرهاد تجمیع شد و او را تبدیل به یکی از برگ برنده های «شب های برره» کرد. کاراکتری که درواقع صورت مجسم همان ریشه ای بود که فرهاد «پاورچین: با تکیه بر آن درخشید! طراحی لباس، گریم، لحن و لهجه خاص همراه با حضور در موقعیت کلیدی «آنتی کیانوش (سیامک انصاری)» از ویژگی های اصلی شیرفرهاد در داستان «شب های برره» بود.
تکه کلام معروف: این که گفتی یعنی چه

مهران مدیری

مسعود شصت چی/ مرد هزارچهره/ 1387

همه چیز به صورت بالقوه برای درخشش کاراکتر اصلی در فیلم نامه «مرد هزارچهره» لحاظ شده بود. این که مسعود شصت چی از موقعیت کارمندی ساده، قانونمند و تا حدودی دست و پا چلفتی به واسطه اتفاقاتی ناخواسته تبدیل به یک مجرم سابقه دار و در آستانه محاکمه شود، آن قدر این کاراکتر را در نقطه صفر خاص کرده بود که همه چیز برای ماندگاری آن وابسته به اجرا باشد. گریم خاص شصت چی همراه با فرصت طلبی در عین سادگی از مهم ترین ویژگی هایی بود که حرکت در مسیر طراحی شده در فیلم نامه را برای او تسریع کرد.
تکه کلام معروف: به به به

بهرام آریایی/ بمب خنده/ 1387

اگرچه برش های غیررسمی پخش شده از شوخی مهران مدیری با برنامه های ماهواره ای هرگز در قامت یک برنامه مستقل و منسجم و به صورت رسمی پخش نشد اما مدیری در طراحی و اجرای این کاراکتر خاص در این مجموعه ویژگی هایی را مد نظر قرار داد که پیش تر در برخی آثارش آن را آزموده بود و بعدها هم در مجموعه هایی مانند شوخی کردم و عطسه بار دیگر آن را آزمود. مجری شبکه ماهواره ای و تکه کلام های او حالا یکی از تصاویر ماندگار از مهران مدیری در ذهن طرفدارانش است.
تکه کلام معروف: درود بر شرف آریایی ات

مهران مدیری

بلوتوث/قهوه تلخ/ 1389

اگر به یاد داشته باشید، موتور قهوه تلخ خیلی دیر روشن شد و برخی منتقدان دلیل این ناتوانی در همراه کردن مخاطبان در قسمت های ابتدایی را غیبت مهران مدیری که غالبا حضوری محوری در آثار قبلی اش داشت، دانستند. پربیراه هم نبود. با ورود بلوتوث باز هم زوج دونفره برای پیشرفت داستان کامل شد و در تقابل نیما (سیامک انصاری) و بلوتوث موتور سریال گرم شد. جنس ورود به داستان و طراحی خاص لباس و حضور مرموز در دربار از مهم ترین ویژگی های بلوتوث بود.
تکه کلام معروف: زیتون بزن

 

کاراکترهای ناموفق

فراز/ پلاک 14/ 1379

در سال پایانی دهه 70، مدیری با کاراکتر فراز به تلویزیون آمد. کاراکتری که در روزهای پخش شدنش از تلویزیون بازخوردهای خوبی داشت، اما وقتی ظرفیت های دیگر مدیری عیان شد، خیلی ها آن را فراموش کردند. فراز «پلاک 14» زوج مقابل فرود (رامین ناصرنصیر) بود، دو برادر با دو مود شخصیتی متضاد که کاراکترهای شان کاملا در مقابل هم بود با یکدیگر زاویه داشتند.

اردلان پشندی (اردل)/ نقطه چین/ 1382

اردلان از آن شخصیت های مظلوم نما بود. او در مقابل زنش، صاحب خانه اش و مدیرش موضع پایینی داشت و بیش تر عقده های فروخورده اش را سر باجناقش بامشاد (رضا شفیعی جم) خالی می کرد. زوج بامشاد اردل، خیلی زود محبوب شدند و از همان قسمت های ابتدایی ترکیب شدن شان مخاطبان زیادی را پای جعبه جادو نشاندند، اگرچه سهم مخاطبان بامشاد از اردلان خیلی بیش تر بود.

بیژن جمالی/جایزه بزرگ/ 1384

بیژنِ جایزه بزرگ هم از آن شخصیت های معمولی مهران مدیری بود. با توجه به روند سریال، او زودتر از رقیبش (کامبیز باقی) وارد قصه شد و می توانست خودش را به عنوان کاراکتر مستر سر زبان ها بیندازد اما با وجود فرصتی که داشت باز هم موفق نشد و شخصیت مقابلش به کاراکتر محبوب سریال تبدیل شد. بیژن طی قسمت های کم این سریال مناسبتی، نتوانست ثبات اولیه اش را حفظ کند و تقریبا اتفاقی که برای اردل افتاد در مورد او نیز به وجود آمد.

ارسلان/ ویلای من/ 1391

ارسلان «ویلای من» یک خلاف کار باسابقه بود که هوش و ذکاوت بالایی داشت و با وجود این در یک رستوران کار می کرد. زوج هنری ارسلان در این سریال هدایت (سیامک انصاری) بود. کسی که او هم در جعل سند، ید طولایی دارد. این دو شخصیت که از تحقیر شدن در رستوران خسته شده اند، تصمیم می گیرند خودشان را وراث ارباب مشکات، یک مرد متمول جا بزنند.

در حاشیه

سهراب کاشف/ در حاشیه/ 1393

او یک متخصص فیک جراحی پلاستیک بود که در همان قسمت های ابتدایی پروانه پزشکی اش باطل شد. کاشف از آن دست کاراکترهایی بود که اگر تک و تنها در سریال دیگری بود به شدت مورد توجه قرار می گرفت و حرکات سر و تکه کلام هایش ماندگار می شد. مدیری برای ماندگار کردن این کاراکتر تلاش هایی کرد (البته نه به اندازه کارهای شاخصش) اما بازیگران مقابل او همگی در روزهای اوج شان بودند و درخشش آن ها باعث شد که کاشف خیلی به چشم نیاید. در این وسط حرکات بامزه دکتر عشقی (غفوریان) یا تکه کلام های کنگر زهتاب (رضویان) ماندگاری بیش تری از بازی دکتر سهراب کاشف داشتند.

مظفرخان/ باغ مظفر/ 1385

شوخی های اصلی داستان «باغ مظفر» در قالب رویارویی دو خان باقی مانده از دوران قاجار شکل می گرفت؛ دو خان که هر یک با همراهی خانواده خود سعی می کرد باورها و سنت ها خود را به دیگری تحمیل کند. مظفر خان یکی از همین دو خان بود و مهران مدیری با قرار گرفتن در موقعیت یکی از دو قطب در تقابل با محمدرضا هدایتی کاراکتر او را طراحی و اجرا کرد. غیر از تکه کلام «مربا بده بابا» که احتمالا هنوز هم برخی با لحن مهران مدیری آن را به یاد می آورند کمتر تصویری از مظفرخان باغ مظفر در ذهن مخاطبان باقی مانده است. این کاراکتر چند قدم پیش از مرحله اجرا و در مرحله فیلم نامه با دست انداز اصلی مواجه شده است. اینکه تقابل سنت و مدرنیته با این لحن و در ناکجا آبادی به نام باغ مظفر بخواهد مخاطب را با خود همراه کند هر چند می توانست برگ برنده باشد اما تبدیل به ظرفیت به هدر رفته شد و نشد آنکه انتظار می رفت.

کاراکترهای محبوب سریال های مدیری

داود برره /جواد رضویان/ پاورچین

داود در ظاهر یک جوان شهرستانی ساده بود که به خاطر وضعیت نامناسب مالی به تهران آمده و دنبال کار می گشت اما در واقعیت یکی از پیچیده ترین شخصیت های «پاورچین» را داشت.برای رسیدن به منافعش از هیچ کاری فروگذار نمی کرد. همه را دور می زد. دروغ می گفت. زیرآب می زد و ... اما دست آخر به خاطر موفقیت اش در مظلوم نمایی، کسی او را مقصر نمی دانست.مهمترین ویژگی داود، تکیه کلام ها و صحبت با لهجه برره ای بود. در واقع بعد از آمدن داود بود که فرهنگی به نام برره در «پاورچین» شکل گرفت.
تکیه کلام: من چیکاره بیدم، منی ببر، نفس من بیده

بامشاد/ رضا شفیعی جم/ نقطه چین

مدیری «نقطه چین» را بعد از موفقیت «پاورچین» و در فضایی متفاوت آن کار را ساخت. حدود پانزده قسمت از این سریال روی آنتن رفت اما مورد استقبال قرار نگرفت و مدیری ناگزیر به تغییراتی در ساختار شد و همین تغییرات پای چند کاراکتر جدید را به مجموعه باز کرد.یکی از آنها بامشاد با بازی رضا شفیعی جم بود. شکم برآمده بامشاد و نوع حرف زدنش از ویژگی های بارز کاراکتر شفیعی جم در این سریال بود. لباس های رنگ و وارنگ و اجق وجق بامشاد هم یکی دیگر از ویژگی های منحصر به فرد این کاراکتر بود.
تکیه کلام: بی وفایی بی وفایی دل من از غصه داغون شده

زهتاب/جواد رضویان/ در حاشیه

زهتاب در حاشیه، آدمی ملموس است. قابل لمس نه از این منظر که عین این شمایل را هر روز می بینیم بلکه رد پررنگش را در رفتار آدم های مثلا موجه جامعه پیدا کرد.او آدمی است که بدون زحمت به مال و اموال رسیده و حالا خودش را محق می داند در جزیی ترین مسئله یک بیمارستان دخالت کند. در قسمت های اول، دوگانگی شخصیت، از زهتاب کاراکتری جذاب ساخته بود؛ جایی که تظاهر می کرد مایل به حفظ بیمارستان است و در عمل قصد فراری دادن دکترها و فروش آن را داشت. زهتاب در موقعیت جدید هم جذاب است.

تکیه کلام: واس ماس، آقایون و داداشام، داداشای گلم

قهوه تلخ

بابا شاه و بابا اتی /هادی کاظمی و جواد عزتی/ قهوه تلخ

در میان شخصیت های متععدد سریال قهوه تلخ، دو شخصیت رفتارهای اغراق آمیزی داشتند و جنس فانتزی شان بیش از دیگران بود. بابا شاه و بابا اتی قرار بود مدتی در سریال باشند و بعد از آن حذف شوند اما این دو کاراکتر خیلی زود جای خود را میان مخاطبان باز کردند و تکیه کلام شان ورد زبان شد. برای همین مهران مدیری ترجیح داد آنها را تا آخر نگه دارد. دوئل این دو آدم بازمانده از عهد دور، لحظاتی جذاب رقم می زد و از مخاطب خنده می گرفت. گریم سنگین هادی کاظمی و جواد عزتی هم روی نقش سایه نینداخت و این دو بازیگر یکی از بهترین بازی هایشان را ارائه کردند. برگ برنده دیگر این دو، صداسازی و استفاده از لحنی جذاب بود که به مرور روی چگونگی صحبت کردن برخی مخاطبان اثر گذاشت.
تکیه کلام:  بابا شاه بیشتر از «عزیزی ام» و بابا اتی «کیه؟ کی بود؟ چی می گه؟» استفاده می کرد.

قل مراد /رضا شفیعی جم/ باغ مظفر

 یکی از محبوب ترین شخصیت های کمدی تلویزیون با قل مراد رقم خورده. رضا شفیعی جم در این سریال به تنهایی بخش عمده ای از بار طنز را به دوش کشید و در پاییز سال 85 لحظاتی مفرح برای بیننده های شبکه سه پدید آورد. حتما یادتان هست که قل مراد، پسرعموئی مظفر خان (خان قدیم قلهک با بازی مدیری) برژس او، آدمی ابله و نابرخوردار از آداب مدنیت بود و حال و احساسش هیچ تغییری نمی کرد.

متهم /مهران غفوریان / شوخی کردم

مهران غفوریان با سریال شوخی کردم بازگشتی دوباره به بازیگری داشت و باعث شد ستاره این سریال لقب بگیرد. اگر شوخی کردم به جای شبکه خانگی از تلویزیون پخش می شد قطعا وضع برای این بازیگر بهتر هم می بود. او در این سریال دو نقش بازی کرد که یکی از آن مربوط به آیتم آدم های اولیه بود و دیگری در نقش متهم. در اولی خوب بود و اما در نقش متهم توانست یکی از بهترین های کارنامه اش را ارائه دهد.او در هر قسمت روبروی بازرس می نشست و به سوالات مختلف پاسخ می داد. اتهاماتش عجیب و غریب بود اما غفوریان با آرامشی خاص و انگار که اتفاق خاصی نیفتاده به یک یک آنها جواب می داد.این گپ و گفت با بازی غفوریان به قدری دلچسب اجرا می شد که خیلی زود به عنوان یکی از برگ های برنده شوخی کردم لقب گرفت. نوع بیان و حرکات صورت این بازیگر در نهایت پختگی قرار داشت.

کامبیز باغی /رضا شفیعی جم/ جایزه بزرگ

نام یکی دیگر از شخصیت های محبوب تلویزیون در کارنامه رضا شفیعی جم دیده می شود. کامبیز باغی نماینده اغراق شده لات های محل بود که با پشت مو و زنجیر چرخاندن و یکسری ادا و اصول برای خودشان اسم و رسمی به دست آورده بودند.مهران مدیری این شخصیت را پروراند و در جایزه بزرگ به عنوان برگ برنده سریال رو کرد. خیلی هم محبوب شد و گفتارش به ادبیات عامه راه یافت.
تکه کلام: داداش بچه تهرونی؟؟ سوسولی که .



منابع: سینما / هفت صبح

پربازدیدها

پربحث‌ها