خانواده بریری سال 63 پیکر عزیزشان علیرضا بریری را تشییع کردند و 32 سال بعد باز هم علیرضا بریری را تشییع کردند. اولی عمو و دومی برادرزاده. اولی رزمنده دفاع مقدس و دومی رزمنده دفاع از حرم اهل بیت (ع)

شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
32 سال از علیرضا تا علیرضا
32 سال از علیرضا تا علیرضا خانواده بریری سال 63 پیکر عزیزشان علیرضا بریری را تشییع کردند و 32 سال بعد باز هم علیرضا بریری را تشییع کردند. اولی عمو و دومی برادرزاده. اولی رزمنده دفاع مقدس و دومی رزمنده دفاع از حرم اهل بیت (ع). بخش فرهنگ پایداری تبیان خانواده بریری سال 63 پیکر عزیزشان علیرضا بریری را تشییع کردند و به خاک سپردند. 32 سال بعد باز علیرضا بریری را تشییع کردند و به خاک سپردند. این دو علیرضا عمو و برادرزاده هم بودند. یکی شهید دفاع مقدس و دیگری شهید دفاع از حرم. هم صحبت ما برای آشنایی با زندگی و راه و روششان کسی نبود جز حسین بریری برادر شهید و پدر دیگری؛ حرف هایی که گفته شد از جنس جهاد و مبارزه، ایستادگی و دفاع از اسلام در میان هم کلامی با حسین بریری، به خوبی به ما فهماند که این خانواده در مکتب عاشوراییان تلمذ کرده اند و همین شاگردی مکتب حسین فاطمه است که شهادت را در این خانواده موروثی و ماندگار می سازد. متن زیر واگویه های حسین بریری برادر علیرضا بریری و پدر شهید علیرضا بریری مدافع حرم است. علیرضای دیروز برادرم علیرضا بریری متولد سال 46 بود و در خانواده ای سنتی و مذهبی به دنیا آمد و پرورشی دینی، اسلامی یافت. ما هشت برادر بودیم. از میان برادرها علیرضا با شروع حرکت های انقلابی باوجود سن کمش به همراه چهار برادر دیگر در مسیر انقلاب و تبیین راه امام خمینی (ره) و آرمان های انقلاب اسلامی گام برداشتند. علیرضا ازنظر اخلاقی، فردی بسیار آرام، مهربان و پرتلاش بود. هر کاری که به او محول می شد را باکمال علاقه و همت والایی انجام می داد و به پایان می رساند. یکی از بارزترین ویژگی های ایشان به عهده گرفتن کارهای دشوار بود. علیرضا در کارها و امور دیگران هم به کمکشان می رفت درنهایت باید بگویم که روحیه جهادی داشت. بعد از حمله سراسری عراق به خاک کشورمان، علیرضا که 16 سال بیشتر نداشت عزم رفتن کرد. آن زمان تا سوم راهنمایی درس خوانده بود اما درس و تحصیل را رها کرد تا در دانشگاه انسان سازی جبهه ثبت نام کند. زمانی که داوطلب حضور در جبهه شد، یک نوجوان کم سن و سال بود. والدینمان با حضور ایشان در جبهه مشکلی نداشتند چراکه تقریباً همه برادران دیگرمان هم در جبهه حضور داشتند اما بااین حال بیشتر ایشان را به درس خواندن ترغیب می کردند. علیرضا به برادرهای دیگرمان در جبهه نامه نوشت و اعلام آمادگی کرد که در جبهه شرکت کند. شهید علیرضا بریری بعد از شهادت پسردایی مان شهید دلاور محمودی که در تاریخ 10 اسفندماه 1362 به شهادت رسید عزم خودش را برای جهاد و جنگ با کفار جزم کرد. برادرم ابتدا به منجیل رفت و در آنجا آموزش های نظامی لازم را دید. در اولین اعزام بعد از آموزش به مریوان اعزام شد و با عنوان مسئول مخابرات پایگاه سفید بن بخش سروآباد خدمت خود را آغاز کرد. پایگاه توسط گروهک ضاله کومِلِه موردحمله قرار گرفت و برادرم در تاریخ 14 دی ماه سال 1363 به طرز ناجوانمردانه ای توسط این گروهک وحشی با بریده شدن دست و سر و درآوردن چشم هایش به شهادت رسید. درنهایت هم منافقین پیکر ایشان را به ته دره پرتاب کردند. اگر نبودند مدافعان وطن و نبودند شهدایی که آزادی و امنیت را برای کشور به ارمغان آورده اند، هرگز امروز شاهد حضور نیروهای بسیجی و دلاور در آن سوی مرزها برای دفاع از حریم آل الله نبودیم. علیرضا حقیقتاً عاشق شهادت بود نه به حرف که با عمل هم این را به همگان ثابت کرد. نه علیرضای من بلکه علیرضای برادرم هم عاشق شهادت بود علیرضای امروز پسرم علیرضا هم جا پای عمویش گذاشت. علیرضا متولد 30 فروردین ماه سال 1366 بود. پاسدار نیروی زمینی لشکر 25 کربلا مازندران که ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمانش را لبیک گفت و در خان طومان سوریه به شهادت رسید و مفقودالپیکر شد. امروز که به شهادت فرزند مدافع حرمم نگاه می کنم و به راهی که او در پیش گرفت می اندیشم به این نکته بیشتر می رسم که راهی که برادرم در سال های پیش رفت، همان مسیری است که فرزندم در آن قدم برداشت. برادرم رفت و شهید دفاع مقدس و وطن شد تا روزی فرزندم هم رخت جهاد بپوشد و مدافع حریم اهل بیت شود. اگر نبودند مدافعان وطن و نبودند شهدایی که آزادی و امنیت را برای کشور به ارمغان آورده اند، هرگز امروز شاهد حضور نیروهای بسیجی و دلاور در آن سوی مرزها برای دفاع از حریم آل الله نبودیم. علیرضا حقیقتاً عاشق شهادت بود نه به حرف که با عمل هم این را به همگان ثابت کرد. نه علیرضای من بلکه علیرضای برادرم هم عاشق شهادت بود. او هم همنام برادرم شد و همگام با او و آرمان هایش. اگر امروز برادر شهیدم علیرضا بریری بود بی تردید همراه و هم رزم فرزند شهیدم علیرضا بریری مدافع حرم می شد. اگر ایشان در زمان حال بود باوجودآن روحیاتی که در ایشان وجود داشت حتماً برای دفاع از اسلام رخت رزم می پوشید و بندهای پوتین جهادش را برای دفاع از حریم آل الله محکم می کرد. می رفت برای دفاع از حرم و جهاد در مقابل کفر. می رفت تا پاسخی بدهد به آن ها که می گویند مدافعان حرم برای پول راهی مناطق عملیاتی می شوند. می رفت تا در کنار برادرزاده شهیدش علیرضا بریری بار دیگر برای شیعیان افتخار بیافریند. منبع: روزنامه جوان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها