ماجرای «دوستی مار و مارمولک»
کتاب «دوستی مار و مارمولك» نوشته جوی کاولی با ترجمه اکرم حسن برای کودکان و نوجوانان منتشر شد.

وقتی همسایه ها دوست های صمیمی می شوند، دیوار بین خانه ها فرو می ریزد. خانه برای مار و مارمولك سوراخی در دل زمین بود. وقتی دیوارهایش فرو ریخت، آن دو همسایه با هم دوست شدند. لانه مشترك آنها دو تا در ورودی داشت. مار كه طبیعتی محتاط و محافظه كار داشت با خودش فكر كرد دوتا در بهتر از یكی است. اگر حیوان وحشی و درنده ای از یك ورودی وارد می شد، می توانست با مارمولك از ورودی دیگر فرار كند. اما یك روز مار متوجه شد تارِ چسبناك و ضخیمی ورودی دوم را مسدود كرده است. عنكبوتی با پاهای پشمالو و بدنی به بزرگی تخمِ جغد آن جا نشسته بود.
در بخشی از این کتاب می خوانیم: «مار با سرعت تمام به پایین ورودی لیز خورد و به لانه برگشت. هیجان زده مارمولك را صدا زد: «تو ورودی لونه مون یه عنكبوت سَمیه.» مارمولك به آرامی گفت: «كاملاً بی خطره.»
زبان مار تكان تكان خورد: «تو می دونستی این جاست؟»
بدون شك مارمولك می دانست كه عنكبوت آن جابوده، آن تار عنكبوت برای او یك انبار مواد غذایی بود. چندین بار بیدها یا مگس های عنكبوت را كش رفته بود. منفعت طلبانه به مار گفت: «خب، عنكبوت باید خونه ش رو یه جایی می ساخت دیگه. مار عزیزم، ما باید كاری كنیم كه اون احساس كنه توی خونه خودشه. به هر حال ما مددكارهای حرفه ای هستیم دیگه. مگه نه؟»...»
درها، پنجره، رقص باران، قهرمان، گردهمایی، رقص صخره، خواهر شماره چهل و نه، چرخه زندگی، پوست و عشق عناوین برخی از فصل های این کتاب است.
انتشارات آفرینگان کتاب «دوستی مار و مارمولك» را در قالب 136 صفحه با شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت 70 هزار ریال منتشر کرده است.
منبع: ایبنا


