حکمت شفاعت

یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
حکمت شفاعت
حکمت شفاعت‏ پرسش: چه نیازى به شفاعت هست؟ مگر خداوند نمى‏ تواند به طور مستقیم بندگان خود را بیامرزد؟ پاسخ: نخست باید دانست از ویژگى ‏هاى انسان آن است كه اگر نافرمانى كند، به طور طبیعى احساس جدایى مى‏ كند؛ هر چند راه توبه باز است و به طور مستقیم مى‏ تواند از خداوند آمرزش بخواهد. بسیارى از افراد از نافرمانى خود، شرمنده بوده و از توبه شكستن احساس ناامیدى مى ‏كنند؛ لذا از آنجا كه تمام افعال خداوند بر اساس حكمت و مصلحت استوار است، گشودن باب شفاعت به روى گنه‏كاران- با شرایط خاص- بر همین اساس است. بعضى از حكمت ‏ها در زمینه شفاعت عبارت است از: 1- روزنه امید اعتقاد به شفاعت، پدید آورنده روزنه امید در دل گنه‏كاران است. به هر حال هر انسانى در طول زندگى خود، گرفتار گناهان و لغزش‏هایى مى ‏شود. اعتقاد به شفاعت، سبب مى‏ شود كه فرد گنه‏كار امیدوار باشد كه گناهان براى او سرنوشت قطعى و غیرقابل تغییر رقم نزده است و او مى ‏تواند با جلب رضایت خداوند، از طریق اجتناب از گناه و عمل به دستورات او و هم‏سنخ شدن با اولیاى الهى، درِ رحمت و مغفرت الهى را تا روز قیامت‏به روى خود باز نگه دارد و از شفاعت آنان بهره ‏مند گردد. اگر انسان گنه‏كار معتقد باشد كه گناهان گذشته او یا لغزش ‏هاى احتمالى، براى او سرنوشت قطعى نامطلوبى پدید مى‏ آورد و به هیچ وسیله ‏اى نمى‏ توان آن را تغییر داد؛ ممكن است دچار یأس و ناامیدى شده و روز به روز بار گناه خود را سنگین‏ تر كند و چنین بیندیشد: دیگر چه سود كه نیمه باقى مانده عمرم را با رنج طاعت همراه سازم و از لذت گناهان چشم بپوشم. شفاعت، درى از رحمت الهى است كه به سوى انسان گشوده شده تا او را از خطر یأس و نا امیدى، نجات دهد و به آینده امیدوار سازد. 2- تشویق به انجام وظایف‏ نوید به شفاعت و قرار دادن شروطى براى آن، سبب مى‏شود انسان تلاش و سعى خود را در جهت تحصیل آنها به كار بندد؛ زیرا شفاعت تنها شامل حال كسانى مى ‏شود كه در دنیا با انجام دادن وظایف و دستورات الهى، رشته پیوند خود را با خدا و اولیاى الهى، محكم كنند؛ یعنى، بر خلاف گمان عده‏اى- كه اعتقاد به شفاعت را موجب جرأت افراد بر گناه و سر باز زدن از مسؤولیت مى ‏دانند- شفاعت عاملى انگیزاننده در جهت عمل به وظایف و ترك گناهان و ایجاد رابطه با خدا و اولیاى الهى است. 3- شفاعت پاداش صالحان‏ در بیان یكى از حكمت ‏هاى شفاعت آمده است: «شفاعت هدیه و جایزه‏اى است براى كسانى كه‏ عقیده و عمل‏ آنان در دنیا، مورد رضایت‏ خداوند بوده است». [1] این سخن با توجه به شرایط شفاعت روشن‏تر مى‏ شود؛ زیرا میان كسى كه توشه‏اى جز مخالفت، عصیان و كفر نسبت به خداوند ندارد، فرق است با كسى كه سعى و تلاش او در جهت جلب رضایت خدا و حركت در مسیر او بوده، لكن گاهى هم دچار خطا و لغزش شده است. شفاعت هدیه و جایزه ‏اى به چنین انسان هایى است تا به سبب عقیده و عمل نیك آنها، لغزش‏ها و گناهانشان بخشوده شود. حكمت وساطت اولیاى خدا گزینش بندگان صالح به عنوان سبب و واسطه فیض، بر اساس حكمت و مصالحى است: 1- بزرگداشت اولیاى الهى‏ برگزیدن اولیاى الهى به عنوان واسطه ‏هاى فیض مغفرت، در حقیقت نوعى تكریم و تجلیل از كسانى است كه تمام عمر خود را در مسیر عبودیت و بندگى حضرت حق و جلب رضاى او به كار بسته‏ اند. به همین جهت هر كس در درگاه الهى مقرب‏تر باشد، از شفاعت بیشترى برخوردار خواهد بود. همه مؤمنان، شهیدان، عالمان ربانى، اوصیا، ملائكه، امامان معصوم و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله شفاعت مى‏ كنند؛ لكن میزان شفاعت‏شان یكسان نیست. امام باقر علیه السلام در مورد شفاعت مؤمنان مى‏ فرماید: «مؤمن به اندازه عمل‏ خود شفاعت مى ‏كند: براى دو نفر، یا خانواده‏اش و یا قومش». [2] پس تكریم اولیاى الهى به میزان درجه عبودیت و بندگى آنان است؛ هر اندازه شفیعان از مرتبه بالاترى از قرب برخوردار باشند، میزان شفاعت و تكریم آنان بیشتر است. 2- اثر سازنده در هدایت مردم‏ قرار دادن اسوه‏ هاى هدایت- پیامبران، اوصیا، عالمان و شهیدان- به عنوان شفیعان روز رستاخیز، موجب مى‏ شود كه آنان هر چه بیشتر در كانون توجه و اقبال مردم قرار گیرند. مشروط كردن شفاعت به وجود رابطه معنوى و هم‏سنخى عقیدتى و عملى میان شفیعان و شفاعت شوندگان، موجب الگوگیرى از ایشان است و نقش تربیتى مهمى را در سعادت و رستگارى انسان‏ها دارد. در روایات نیز بر محبت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و نقش آن در شفاعت، تأكید شده است؛ زیرا محبت و پیوند عاطفى، سبب شیفتگى و همگونگى با آنان در عقاید و راه و روش عملى است. 3- تجلى رابطه دنیوى‏ همان گونه كه اعمال در آخرت تجسّم مى ‏یابد، روابط نیز مجسم خواهد شد. شفاعت اولیاى الهى، در حقیقت جلوه ‏گرى رابطه معنوى و هم‏سنخى روحى شفیعان و شفاعت شوندگان است. اینان كسانى ‏اند كه در زندگى ‏دنیوى، تحت جذبه هدایت‏گرى اولیاى الهى قرار گرفته و با آنان در مسیر اطاعت و بندگى خداوند، هم عقیده و همراه بوده و به درجه‏ اى از همراهى و همرازى با آنان رسیده‏ اند. پی نوشتها: [1] . بحار الانوار، ج 8، ص 40، ح 22 و 23. [2] . میزان الحكمه، ج 4، ص 1476، ح 9523. پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، دفتر چهاردهم (دعا و توسل)، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: یازدهم، 1389. پایگاه امام علی (ع)

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها