انسان متوجه نیست چه کار می کند فقط می خواهد مصرف کند و به نیازهای خود برسد که انتها هم ندارد.

یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰
چرا هوس خرید می کنیم؟
چرا هوس خرید می کنیم؟ انسان متوجه نیست چه کار می کند فقط می خواهد مصرف کند و به نیازهای خود برسد که انتها هم ندارد. شیما معتمد منفرد- بخش اقتصاد تبیان از دید مکاتب و نظریه پردازان غربی، مصرف یکی از مؤلفه های مهم در سبک زندگی است، اما این که سبک زندگی مصرفی در تمام کشورها از آغاز تاکنون به چه شکلی بوده متفاوت است. می توان گفت سبک زندگی مصرف گرایی در کشورها برمی گردد به دوره سرمایه داری. این که چه اتفاقی می افتد تا انسان ها به سمت مصرف گرایی می شتابند و این که تغییرات در چه جهتی است، همه از نظام سرمایه داری به وجود می آید و سرمایه داری سبب شده تمام اتفاقات بقا هم داشته باشد. اما آثاری که در این میان شکل می گیرد به نفی انسان منجر می شود و انسان متوجه نیست چه کار می کند فقط می خواهد مصرف کند و به نیازهای خود برسد که انتها هم ندارد و متأسفانه ریشه دار هم است. انسان برای خریدن و داشتن، محیط زیست را نابود می کند و این می شود الگو، الگویی که امکان دارد اما با خشونتی که در همه جا مد شده است، دانش جدید در ذهن انسان است و انسان را تحریک می کند و فریب می دهد و سبب می شود چنین هزینه هایی را متحمل شود. اما چرا انسان دچار وسوسه می شود؟ این مدل مصرف گرایی زندگی برمی گردد به درون ذهن انسان- انسان ها مدیریت انفعالی دارند پس آنچه تکرار می شود باعث می شود ما به آن جذب شویم. وبلن، «نظریه طبقه تن آسان» را سال 1899 نوشت؛ یعنی انتهای قرن 19. کتاب به زندگی طبقه سرمایه دار آمریکایی اشاره می کند. طبقه ای که نه از طریق کار، بلکه از طریق فراغت شان شناخته می شوند. کل کتاب وبلن بر زندگی طبقه سرمایه دار و نحوه گذران فراغت و نمایش مصرف جلو می رود. طبقه مرفهی که عمدتاً کارورز نبوده اند و متوجه شده اند «برای به دست آوردن و حفظ اعتبار، فقط داشتن ثروت یا قدرت کافی نیست. ثروت و قدرت باید نشان داده شود» (وبلن 1383، ص 82) اما نشان دادن این ثروت تنها از طریق شیوه های متفاوت سبک زندگی ممکن می شود. همچنان که ماکس وبر در کتاب «طبقه، منزلت و قدرت» خاطرنشان می کند ثروت و درآمد برای تمیز سبک زندگی طبقات کافی نیست. افراد دارای سرمایه و ثروتی یکسان به شیوه های متفاوتی هم مصرف می کنند و این شیوه متفاوت است که تمایز را معنادار می کند. بنابراین نمی توان صرفاً یک سبک زندگی خاص را بر طبقه مرفه تحمیل کرد. دکتر ابراهیم رزاقی، اقتصاددان و استاد دانشگاه درباره سبک زندگی مصرف گرایی در دنیا معتقد است، اگر بخواهیم سبک زندگی مصرف گرایی در دنیا را در یک دوره کوتاه مدت بررسی کنیم، می توان گفت مصرف گرایی حدود 50 سال است آغاز شده و در این دو سه دهه اخیر بشدت رشد پیدا کرده و همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. وی می گوید: منشأ بسیاری از روابط اقتصادی، مصرف و شیوه سبک زندگی است. انسان ها به شکل های مختلف دارای جنبه های جمعی هستند. در واقع علاقه مند به قدرت و نیرویی هستند که به دور از خودمحوری است برای مثال وقتی خبری می شنویم در رابطه با این که یک مکان باستانی کشف شده است متوجه می شویم انسان ها برای ادامه بقا ناچار بوده اند جمعی فکر یا زندگی کرده و مواظبت کنند از کسانی که ضعیف هستند. یکی از رسم های زیبا در قدیم این بوده که پولدارها به فقرا هدیه بدهند یا غذای این قشر را تأمین کنند. اگر شکاری می کردند به همه فقرا از گوشت شکار می دادند. اگر سبک زندگی مصرف گرایی را از این دید ببینیم، می توان گفت با این دید در یک دوره طولانی از زندگی، بشر اعتقاداتی داشته که صرفاً به خودش (فردی) مربوط نمی شود مثلاً یکی از رسم های زیبا در قدیم این بوده که پولدارها به فقرا هدیه بدهند یا غذای این قشر را تأمین کنند. اگر شکاری می کردند به همه فقرا از گوشت شکار می دادند. اگر سبک زندگی مصرف گرایی را از این دید ببینیم، می توان گفت با این دید در یک دوره طولانی از زندگی، بشر اعتقاداتی داشته که صرفاً به خودش (فردی) مربوط نمی شود. این اقتصاددان عنوان می کند؛ مصرف در نظام با تئوری سرمایه داری به این معناست که هر چقدر ما پس انداز کنیم کمتر می توانیم مصرف کنیم. سرمایه گذاری کمتر می کنیم، پس رشد و توسعه هم کمتر است، بنابراین تحت این عنوان مصرف هم نیست. ثروتمندترین افراد کسانی هستند که ابزار تولید دارند ولی مصرف نمی کنند. وی ادامه می دهد: کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا مجبور بودند در فضای ویرانی جنگ جهانی اول و دوم، اقتصادی را به وجود بیاورند با عنوان اقتصاد رفاه، در واقع با اقتصاد رفاه، دولت کمک های زیادی به افراد می کرد، از جمله ارائه انواع بیمه ها، شرایط مناسب کار که دیگر کارگر در یک شرایط سخت کار نکند و عمر این کارگر نیز کوتاه به پایان نرسد و این کارگر حالا می تواند بخرد و مصرف کند، چرا که یک دوره رونق اقتصادی برای اروپایی ها بین سال های 1970 تا 1975 به وجود آمد. وی ادامه می دهد: عده ای می گویند هر انسانی باید به دنبال حداکثر سود، لذت و ثروت خود باشد، اما موضوع این است که آیا کره زمین چنین امکاناتی دارد؟! یا این که آلودگی های این نوع مصرف قابل تحمل است؟ الان انسان دیگر حاضر نیست ازدواج کند، علاقه مند نیست فرزندی داشته باشد یا مهربان باشد و درد مردم را بفهمد. این موضوع در کشورهای غربی کاملاً عادی است. مردم در غرب برای پولدار شدن از هر راهی استفاده می کنند. الگوی شیفتگی مصرف که از طریق رسانه ها به آنها ارائه شده موجب می شود تمام شرایط را بپذیرند، تمام بی عدالتی ها را بپذیرند برای آنکه خودشان را ارتقا بدهند. این استاد دانشگاه به نظریه داروین اشاره می کند و می افزاید: بر اساس نظریه داروین (انطباق با شرایط سخت) آن که قوی تر است ماندگارتر است، آیا انسان در این شرایط می تواند ماندگار شود؟ کره زمین از لحاظ امکانات و آلودگی ها محدودیت دارد، ذهن انسان دارای محدودیت است، از نظر مصرف و تجمل گرایی انسان در اینجا به نکته ای می رسد که نه دینی، نه آیینی، نه انقلابی، نه اخلاقی و نه میهنی است و اینها همه وسیله است و انسان فقط می خواهد حداکثر امکانات خود را تأمین کند. رزاقی معتقد است: در کشورهای جهان سوم منافع ملی شناخته شده نیست، بلکه این گونه تعریف شده کسانی که ثروت می اندوزند با بقیه یکسان تلقی می شوند. در واقع در جهان سوم ثروتمندان عده کمی هستند و الگوی مصرفی آنها نیز آمریکایی- غربی است و افرادی که در سطوح پایین هستند نیز این موضوع را پذیرفته اند، چرا که شیفته غرب هستند. وی می افزاید: الگوی مصرف در کشورهای مختلف متفاوت است. در آمریکا پس انداز معنی ندارد. دولت دلار می دهد. از طرف به بانک ها اعتبار می دهد و بانک ها نیز اعتبارات را به تولید کننده ها می دهند. با وجود این پس انداز نقش ضعیفی دارد، اما در کشورهای دیگر موضوع پس انداز با آمریکا فرق دارد. در کشورما مردم طبقات پایین پس انداز می کنند، چون ناچار به پس انداز هستند، اما مجازات می شوند، چرا که پس انداز متناسب با تورم نیست. به هر حال هر کشوری سبک، روش و عادت های خاص خود را دارد. گاهی این عادات بسیار خوب و پسندیده و گاهی بد و خسارت بار است. آمار و ارقام نشان می دهند بعضی کشورها عادت به استفاده زیاد از انرژی و سوخت دارند. بعضی دیگر در مصرف مواد خوراکی افراط و تفریط می کنند. کشورهایی هستند که میزان مصرفی آب آنها بسیار بالاست برخی دیگر در تولید زباله و زباله سازی شهرت دارند. همان گونه که آمارها نشان می دهند آمریکایی ها مصرف بیش از اندازه و افراطی از مواد مصرفی کل جهان دارند. به عبارتی، بخش عمده ای از مواد زمین را آنها مصرف می کنند. با کلام آماری می توان گفت با وجود این که آنها تنها 5 درصد از جمعیت کل زمین را تشکیل می دهند ولی بیش از 20 درصد از گوشت زمین را می خورند و 40 درصد از زباله های کل زمین را تولید می کنند. این اعداد و ارقام، گویا و نشان دهنده واقعیت این تفاوت در سبک و روش زندگی کشورهاست.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها