کلیدی ترین نکته در باب مقابله با دشمن
خدای بزرگ در قرآن ما را به دفاع در مقابل دشمنان فرا می خواند: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ؛[انفال/60]هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [دشمنان ]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهاى ورزیده (براى میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید» [1]
تفسیر نمونه چنین می نویسد: كلمه" قوة" چه كلمه كوچك و پر معنایى است، نه تنها وسائل جنگى و سلاح هاى مدرن هر عصرى را در بر مى گیرد، بلكه تمام نیروها و قدرت هایى را كه به نوعى از انواع در پیروزى بر دشمن اثر دارد شامل مى شود، اعم از نیروهاى مادى و معنوى ، ولى افسوس كه مسلمانان با داشتن یك چنین دستور صریح و روشنى گویا همه چیز را به دست فراموشى سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهاى معنوى و روانى براى مقابله دشمن در میان آنها خبرى هست، و نه از نیروهاى اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و نظامى، و عجب این است كه با این فراموشكارى بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریح، باز خود را مسلمان مى دانیم، و گناه واگرایی خود را به گردن اسلام مى افكنیم و مى گوئیم اگر اسلام آئین پیشرفت و پیروزى است پس چرا ما مسلمانها واپس زده ایم؟!. البته این نکته هم حائز اهمیت است که مسلمانان تاریخ پرشکوهی در اکثر زمینه ها داشته اند، ولی اینک بر اثر یک سری انفعالات و عافیت طلبیها، کار به اینجاها کشید که نه تنها مغلوب دشمنان شدیم (بعضی کشورهای مسلمان) ؛ بلکه بر اثر توطئه های خبیثانه دشمنان، بخشی از امت مسلمان به جان بعضی دیگر افتاده اند. ناگفته نماند حتی در سخت ترین شرایط حاکم بر مسلمانان، از ناحیه دشمنان و غفلت خودیها، همیشه کسانی هستند که پیش قراول مقاومت در برابر دشمن غدار هستند. این مقاومتها است که جبهه ی حق را به سمت جلو رهنمون می شود.
در ادامه مقاومت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه)، خون تازه ای در رگهای امت اسلام برای مقاومت و دفاع در برابر دشمنان اسلام و قرآن، به جریان در آمد. بعد از پیروزی رزمندگان اسلام بر بعثی های عامل دشمنان اسلام و ایران در هشت سال جنگ تحمیلی، این پیروزیها به جنوب لبنان و به باریکه ی غزه رسید و خواب دشمنان متجاوز را آشفته ساخت. آنها که در رویای از نیل تا فرات بودند؛ حالا دیگر به امنیت شهرهای خودشان هم مطمئن نیستند. بی تردید پیروزیهای رزمندگان حزب الله و مخصوصا حماس با تعداد نفرات کم، انسان را به یاد این آیه از قرآن می اندازد: « کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ؛[بقره/249] چه بسیار گروه کوچکی بر گروه بزرگی به اراده و خواست پیروز شدند». اینکه در آیه آمده: "باذن الله" یکی از کلیدیترین بحثها در بحث دفاع در برابر دشمن و مبارزه با اوست. خداوند چیزی را اراده می کند که در جهت رضای او و کسب حقیقت باشد. کسانی که از دیدار خداوند و حساب و کتاب او بترسند. چنانکه در همین آیه 249 می فرماید: «قالَ الَّذینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ ...؛[بقره/249] آنها كه مى دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند ...». [3] این روزها شاید تکفیریها ی قاتل و مزدور، به اینگونه آیات تمسک کنند و پیشروی خود را با آنکه به زعم خود اقلیتی هستند دلیل بر نصرت الهی به خود بدانند. اولا: اینها اقلیت نیستند و اکثر دنیای غرب پشتیبان آنهایند، دوما: این مزدوران که برای نصرت دین خدا نمی جنگند بلکه در حقیقت برای کسب منافع نامشروع خود، آنهم با وحشیانه ترین صورتها می جنگند.
وعده ی خدا به مدافعان مقاوم خداوند به مدافعان دینش وعده داده است که آنها را مدد فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ؛[محمد/7]اى كسانى كه ایمان آورده اید! اگر (آیین) خدا را یارى كنید، شما را یارى مى كند و گامهایتان را استوار مى سازد» . تكیه بر مساله" ایمان" اشاره به این است كه یكى از نشانه هاى ایمان راستین پیكار با دشمنان حق است. تعبیر به یارى كردن خدا به وضوح به معنى یارى كردن آئین او است، یارى كردن پیامبر او، و شریعت و تعلیمات او [4] کسانی که دین خدا را یاری می نمایند، با این دید پا به عرصه می گذارند که می دانند: باید برای حفظ برتری اسلام هر چه از دستشان بر می آید انجام دهند. اسلامی که آورنده اش حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) در باره ی جایگاه آن می فرماید: «الإسلام یعلوا و لا یعلى علیه ؛[5]اسلام برتر است و هیچ چیزی (مکتبی، دینی و ...) بالاتر از آن قرار نمی گیرد». مقاومت اسلامی فلسطین با تاسی از اقتدار ایران اسلامی، در مقابل ارتش مجهز (و پوچ) رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در دو جنگ نابرابر توانست او از رسیدن به اهداف پلیدش باز دارد. البته باید تعبیر شکست را برای این رژیم غاصب بکار برد، چون او به زعم باطل خود به قصد پیروزی، وارد این جنگ شد. سخن از اقتدار ایران اسلامی بود، اقتداری که در روزهای اخیربه تمام دنیا مخابره شد و برای دوستان مایه دل گرمی و برای دشمنان و بدخواهان مایه ترس و ناامیدی است. دستگیر شدن ده نفر از سربازان متجاوز آمریکایی به آبهای ایران، اقتداری بود که در سایه ی توجه به وعده ی حتمی خداوند بدست آمد. از کمیت نترسید لیکن از عدم اتحاد، آری گر چه همیشه پیروان جبهه ی حق و مدافعان راستین اسلام در اقلیت بوده اند؛ ولی نکته ای که امت اسلام در حال حاضراز آن رنج می برد؛ عدم مقاومت بعضی دولتهای مسلمان در برابر دشمنان اسلام و مخصوصا اسراییل غاصب است. نقطه ضعفی که حضرت علی (علیه السلام) در هزار و چهارصد سال پیش، آن را به مسلمانان گوشزد می کند. حضرت می فرماید: َ «و اللَّهِ یُمِیتُ الْقَلْبَ وَ یَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُم ؛[1] به خدا که اجتماع دشمنان شما در باطل خود و پراکندگی شما در اندیشه ی حق، دل را میرانده و اندوه را به سمت انسان جلب می نماید». اینان پا را از این هم فراتر نهاده و حتی مقاومت فلسطین و حزب الله را هم محکوم می نمایند، چون خاطر اربابان شیطانی آنها را آزرده است. از پیوند این حدیث با آیه 7 محمد بدست می آید که گرچه دشمنان و معاندان حق و حقیقت، با اتحاد ظاهری خود ممکن است به پیروزیهای مقطعی برسند؛ ولی اگر مجاهدان جبهه ی مقاومت، اتحاد را در بین خود حفظ نمایند؛ حتی اگر کم باشند بر جبهه ی در ظاهر متحد و فراوان دشمن پبروز می شوند، چنانکه ما در جنگ تحمیلی خودمان (همه دنیا پشت سر صدام بودند) و در جنگ 33 روزه اسراییل با حزب الله و در جنگهای 22 روزه و 7 روزه اسراییل با مقاومت اسلامی فلسطین، جبهه ی اسلام مقاوم، با نفرات کم ولی متحد، پیروزی را نصیب خود ساختند و بر نیروی بیشتر و متحد ظاهری دشمن پیروز شدیم. بسی جای تاسف است که بر اثرانفعال بعضی دولتها و کشورهای مسلمان در برابر دشمنان خدا و دشمنان خودشان، باید امثال این برچسب ها را تحمل کنیم: چرا پیروان بهترین و برترین دین، در پایین ترین سطح هستند؟ از وقتی که بعضی دولتهای مسلمان از آرمان فلسطین (مقاومت در برابر اشغالگران) چشم پوشی نمودند و عافیت طلبی را جایگزین آن ساختند؛ جایگاه مسلمین تنزل پیدا نمود. این نتیجه طبیعی کار ماست که البته نباید کار را به این مرحله می رساندیم. مگر امیرالمومنین (علیه السلام) فرمایش نمی کند که اگر جهاد و مقاومت را ترک نمودید؛ خواری و سرافکندگی نصیبتان می شود: « فَمَنْ تَرَكَهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ لِبَاسَ الذُّلِّ؛[7] پس کسی که (از روی بی میلی و یا حوصله نداشتن) جهاد را ترک کند؛ خداوند لباس دلت و خواری و ردای رنج را به او می پوشاند». ولی آن دولتهایی (مسلمان) که این لباس ذلت و خواری را به تن دارند؛ به این حالت خود فخر می فروشند و تازه مقاومت فلسطین و حزب الله را هم محکوم می نمایند، چون خاطر اربابان شیطانی آنها را آزرده است. نتیجه گیری خداوند کسانی را که دین او را یاری نمایند، ثبات قدم عطا می فرماید. جهاد نظامی گر چه سخت است ولی نتیجه اش باعث عزت و سربلندی مسلمین می شود. حضرت علی (علیه السلام) ترک کنندگان و فراموش کنندگان جهاد با دشمنان را به پوشیدن لباس خواری نوید می دهد. پی نوشتها پی نوشتها [1] ترجمه مکارم، ص 184 [2] تفسیر نمونه،ج 7 ، ص 222 و 223 [3] آیه 249 بقره "آنها كه مى دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه هاى عظیمى پیروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت كنندگان) است" ترجمه مکارم، ص41 [4] تفسیر نمونه ، ج 21 ، ص 425 [5] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، نوشته ی ابوالقاسم پاینده، ص 25 مقدمه چاپ دوم [6] نهج البلاغة (للصبحی صالح)ص [7] بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 34 / 64
رهپویان قرآن


