ریشه های ادبیات داستانی امروز ما
ادبیات داستانی کنونی ما ، دو خاستگاه دارد : هم ریشه ای در ادبیات داستانی سنتی ( حکایت ، قصه ) دارد و هم به شدت از ادبیات داستانی غرب متأثر است .
فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان
داستان هایی مانند " هزار و یک شب " در قالب " حکایت " و داستان هایی مانند " سمک عیار " ، " داراب نامه ی طورسوسی " و " ملک جمشید " و " امیر ارسلان " به اعتبار " نوع ادبی " در قالب " قصه " روایت شده اند . شگردهای غالب بر " حکایت " و تلویحاً " قصه " را " تودوروف " در " بوطیقای نثر " (1971) قانونمند کرده که خوشبختانه به فارسی در دسترس است . از اواخر سلطنت " ناصرالدین شاه " نخستین آشنایی راویان و نویسندگان ایران با ادبیات داستانی اروپا یا فرنگ ( فرانسه ) آغاز می شود . کتاب " امیر ارسلان " نوشته ی " نقیب الممالک شیرازی " هم زیر تأثیر شدید " هزار و یک شب " است و هم متأثر از " کنتِ مونت کریستو " ی " الکساندر دوما " است . نویسنده ی این کتاب ، قصه را مانند " شهرزاد " قصه گو شب هنگام برای " قبله ی عالم " روایت می کرد اما یکی ـ دو سال پس از انقلاب مشروطیت انتشار یافته است . نخستین نشانه های " مدرنیته " و " مدرنیسم " در ادبیات داستانی ما با انتشار این کتاب ، بروز کرد . دومین اثر " شمس و طغرا " نام دارد که " محمد باقر میرزا خسروی " در سه جلد در 1287 و همزمان با " امیر ارسلان " انتشار داده است . این تریلوژی هم زیر تأثیر " هزار و یک شب " است و هم متأثر از " کنت مونت کریستو " و " سه تفنگدار " دوما " که من الآن دارم به عنوان بیست و ششمین جلد کتاب خود ، روی آن کار می کنم. این گونه آثار ، نشانه ی نخستین آشنایی داستان نویسان ما با انواع ادبی " رمانس " و " رمان " است که عناصری از " قصه " را هم در خود دارد . اما نخستین آشنایی با " داستان کوتاه " یا چیزی شبیه یا نزدیک به آن در " یکی بود ، یکی نبود " نمود می یابد که در 1300 انتشار یافته و " جمال زاده " در نوشتن همه ی آن ها ، به شدت زیر تأثیر " سرگذشت حاجی بابای اصفهانی " نوشته ی " جیمز موریر " انگلیسی است که " میرزا حبیب اصفهانی " آن را به صورت آزاد به فارسی ترجمه کرده و نثری مانند " گلستان " دارد و با متن انگلیسی آن به اعتبار زبان ، تفاوت زیادی دارد . من در کتاب خود با عنوان " داستان شناخت ایران : نقدی بر آثار سید محمد علی جمال زاده " ـ که انتشارات " نگاه " منتشر کرده است ـ به تفصیل نوشته ام . با این همه ، هم " کنت مونت کریستو " هم " سرگذشت حاجی بابای اصفهانی " تا اندازه ای زیر تأثیر " هزار و یک شب " نوشته ی " عبداللطیف تسوجی تبریزی " است ؛ مانند ماجرای " سندباد بحری " در " کنت مونت کریستو " و " حکایت سرِ بریان " در " سرگذشت حاجی بابای اصفهانی " که البته بازآفرینی شده اند . اما " بوف کور " نیز به شدت زیر تأثیر " حکایت تاج الملوک " در " هزار و یک شب " است و من که در مورد آثار " هدایت " کتابی نوشته ام توانستم معمای رمان کوتاه اما شاهکار " هدایت " را رمزگشایی کنم .
ادبیات داستانی غرب و آمریکای لاتین هم زیر تأثیر " هزار و یک شب " است . " دانشنامه ی بریتانیکا " ادبیات داستانی غرب را متأثر از " هزار و یک شب " می داند .
ادبیات داستانی غرب و آمریکای لاتین هم زیر تأثیر " هزار و یک شب " است . " دانشنامه ی بریتانیکا " ادبیات داستانی غرب را متأثر از " هزار و یک شب " می داند . " فوئنتس " در " خویشاوندان دور " زیر تأثیر " حکایت تاج الملوک " و " حکایت صیاد " در " هزار و یک شب " و برخی از شخصیت های زن این رمان ، مانند " بوف کور " در نهایت به یک زن و چند شخصیت مرد به یک شخصیت و همگی در نهایت به یک " وجود " تبدیل می شوند که همان کهن الگوهای " انیما " و " آنیموس" هستند . " بورخس " در داستان " معجزه ی پنهان " ، " هفت شب " و " حکایت آن دو تن که خواب دیدند " و نیز بن مایه ی " هزار تو " زیر تأثیر حکایات " هزار و یک شب " است . " کوئلیو " در " کیمیاگر " زیر تأثیر " خواب عجیب " و " گارسیا مارکز " در " صد سال تنهایی " نیز زیر تأثیر " هزار و یک شب " هستند . نخستین کسی که زیر تأثیر داستان های کوتاه " بورخس " چیزی نوشت " گلشیری " بود که زیر تأثیر نویسندگان و مترجمان " حلقه ی اصفهان " و " جُنگ زاینده رود " با ترجمه های " میرعلایی " از آثار " بورخس " آشنا شد و داستان کوتاه " دست تاریک ، دست روشن " او ، زیر تأثیر " زخم شمشیر " نویسنده ی آرژانتینی نوشته شد . " شازده احتجاب " او زیر تأثیر مستقیم " خشم و هیاهو " ی " فاکنر " از یک سو و " بوف کور " از سوی دیگر است . " گلشیری " از نویسندگان و داستان شناسان و منتقدان هوشیار و تأثیرگذار بر ادبیات داستانی معاصر ما است و در ادبیات داستانی ما " موج " ایجاد کرد و بسیاری از نویسندگان " مدرنیست " ما از تربیت شده های اویند . " تقی مدرِسی " در " یکلیا و تنهایی او " زیر تأثیر شدید کتاب " عهد عتیق " و تفاسیر مربوط به آن مانند " تَلمود " است . یکی از منابع داستان های " بورخس " هم " قبالا " ( عرفان و فلسفه ی یهود ) است که در آثاری مانند " ویرانه های مدوَّر " و " اَلِف " بازتاب یافته است . " بهرام صادقی " در " ملکوت " زیر تأثیر آموزهای " تورات " و " انجیل " و " بوف کور " و در داستان کوتاه " خواب خون " زیر تأثیر " روب ـ گری یه " در رمان " پاک کن ها " است که با متن اصلی آن به زبان فرانسه آشنایی یافته است . اگر از داستان کوتاه " خائن " اثر " بزرگ علوی " و برخی از دیگر آثار او بگذریم ، " صادقی " یکی از بهترین آفرینندگان داستان معما و کارآگاهی است . " روب ـ گری یه " از بنیانگذاران اصلی " رمان نو " در ادبیات فرانسه است و تأثیر " صادقی " از او ، ما را با تجربیات تازه ای در ادبیات داستانی غرب آشنا ساخت .
منبع: مرور