حضرت ابراهیم(ع)، در زمان نمرود زندگى مى‏كرد. این پادشاه ستمگر، خود را خداى مردم مى‏دانست و از این كه ابراهیم(ع)، مردم را به خداپرستى دعوت مى‏كرد بسیار خشمگین بود.

دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
 خورشید از مشرق طلوع مى‏كند
خورشید از مشرق طلوع مى‏كند حضرت ابراهیم(ع)، در زمان نمرود زندگى مى‏كرد. این پادشاه ستمگر، خود را خداى مردم مى‏دانست و از این كه ابراهیم(ع)، مردم را به خداپرستى دعوت مى‏كرد بسیار خشمگین بود. روزى نمرود جلسه‏اى براى بحث و گفت‏وگو با حضرت ابراهیم(ع) تشكیل داد تا شاید بتواند او را در بحث شكست دهد و مردم را همچنان در گمراهى نگه دارد. حضرت ابراهیم(ع) در جلسه حاضر شد. نمرود كه از غرور و خودپسندى سرمست بود، از ابراهیم(ع) پرسید: خداى تو كیست؟ ابراهیم(ع) فرمود: همان كه زنده مى‏كند و مى‏میراند. نمرود گفت: من نیز زنده مى‏كنم و مى‏میرانم و دستور داد دو زندانى محكوم به اعدام را آوردند و فرمان داد یكى از آن دو را اعدام و دیگرى را آزاد كنند. سپس گفت: دیدى كه مرگ و زندگى در دست من است؟ ابراهیم(ع) گفت: خداوند، خورشید را از مشرق بیرون مى‏آورد، اگرحكومتِ جهان هستى در دست تو است، آن را از مغرب بیرون بیاور. نمرود، مبهوت و حیران، خاموش شد و نتوانست سخنى بگوید. این داستان را در قرآن چنین مى‏خوانیم: آیا از كسى كه خدا به او فرمانروایى داده بود خبر ندارى كه با ابراهیم درباره‌ی پروردگارش گفت‏وگو مى‏كرد؟ آن‏گاه كه ابراهیم گفت: پروردگار من، آن است كه زنده مى‏كند و مى‏میراند. گفت: من زنده مى‏كنم و مى‏میرانم. ابراهیم گفت: خدا خورشید را از مشرق برمى‏آورد، تو آن را را از مغرب برآور. پس آن كافر مبهوت شد، و خداوند مردم ستمكار را هدایت نمى‏كند. آیه‌ی 258 فرزانه زنبقی نشر لک لک آشنایی با قرآن کریم برای نوجوانان آیات 253 الى 286 سوره‌ی بقره

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها