کودکان کار فراموش شده در سایه بی لطفی
کودکان کار دچار آسیب هایی مثل سوء استفادههای جنسی و جسمی بزهکاری، اعتیاد، سرقت، قاچاق مواد مخدر هستند.
فرآوری: طاهره رشیدی - بخش اجتماعی تبیان
کودکان کار بخشی از جامعه هستند که پیش از تکمیل دوره رشد جسمی و ذهنی به سبب عوامل گوناگون وارد دنیای کار شده و خاطرات تلخی را در ذهن خود ثبت می کنند که شاید تا پایان عمر، این خاطرات زندگی آنان را تحت الشعاع قرار دهد.
کودک کار، بحث دیروز و امروز و دولت قبلی و فعلی نیست، یکی تراژدی دنباله دار و یک زخم کهنه است، یک داستان تاریخی و قله بی مهری به نسلی سوخته است، سمبل بی حسی و عادت است.
فرزندان پاک و معصومی که ناخواسته و ندانسته به چنگال دلالان اقتصادی افتاده و با تازیانه های کشنده فقر دست و پنجه نرم می کنند.
به طور کلی اگر تقسیم بندی برای کودکان کار داشته باشیم میتوان گفت: عدهای از آنها دارای سرپناهند اما عدهای دیگر از سرپناه محرومند به عبارتی در خیابانها و سطح شهر کار میکنند ودر خیابانها نیز شب را به صبح میرسانند که وضعیت این کودکان خطرناکتر است و با آسیبهای جدیتری درگیر هستند. در بحث کار نیز کودکان کار دو وضعیت متفاوت دارند، گروهی از آنها به کار و مشاغل کاذب میپردازند، که در سطح شهر دیده میشوند مانند : فروش فال و گل، تکدی گری، تمیز کردن شیشه اتومبیلها، جمع کردن ضایعات از میان زبالهها و ... و گروهی از آنها در مشاغل واقعی و در کارخانهها و کارگاههای تولیدی به عنوان شاگرد، پادو و وردست به انجام فعالیتهای سخت و طاقت فرسا میپردازند.
دولت اگر توان حمایت مالی را ندارد میتواند با حمایتهای معنوی فضایی را فراهم کند تا خیرین و افرادی ک علاقهمند به فعالیت در این زمینه هستند با تأسیس موسسات غیر دولتی ان جی او از این کودکان حمایت کنند
متأسفانه از این کودکان به دلیل عدم آگاهی خود و سرپرستانشان و یا به دلیل ناگزیر بودن از ادامه این وضعیت سوء استفادههای فراوانی میشود. گروهی که مشاغل سالم و واقعی دارند با دستمزدهای ناچیز و ساعتهای کار زیاد خواهند بسیاری از اوقات با برخوردهای فیزیکی و رفتارهای زشت و زننده مورد هتاکی قرار میگیرند و گروهی که در خیابانها فعالیتهای کاذب انجام میدهند و درهمان جا نیز میمانند و با آسیبهای جدیتری مواجه هستند که شایعترین آن سوء استفادههای جنسی و جسمی میباشد که بعضی از آنها دچار بیماری ایدز هستند. بسیاری از آنان به مسائلی چون اعتیاد، بزهکاری، قاچاق مواد مخدر، سرقت، ول گردی روی میآورند. به طور کلی این کودکان بستر مناسبی در تولید جرم و بزهکاری مختلف در جوامع میتوانند باشند.
کودکان کار و متولیان غایب
مقابله با پدیده روبهرشد کودکان کار نیاز به همکاری همهجانبه میان دستگاهها و نهادهای مختلف دارد، آنچنان که ولیالله نصر، مدیرکل دفتر آسیبدیدگان سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده بود: «در آیین نامهای که در سال 84 توسط هیأت وزیران به تصویب رسیده است، از 11 دستگاهی که در ارتباط مستقیم با کودکان کار و خیابان هستند نام برده شده و وظایف هر یک مشخص شده است. وی دراینباره تصریح کرد: وظیفه جذب و شناسایی کودکان برعهده شهرداری بوده و سازمان بیمه خدمات درمانی و تأمین اجتماعی نیز در حوزه بیمه این کودکان و خانواده آنها، وزارت بهداشت وظیفه درمان، آموزش و پرورش نیز وظیفه ساماندهی کودکان بازمانده از تحصیل را برعهده دارند و سایر نهادها هم به همین صورت دارای شرح وظایفی برای کمک به این کودکان هستند» و البته اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که از سال 84، زمانی که این آییننامه تصویب شد تا اواخر سال گذشته هیچگونه جلسهای در راستای هماهنگیهای لازم میان 11 دستگاه صورت نگرفته و تنها از اواخر سالگذشته دو جلسه با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نمایندگان 11 دستگاه برگزار شده است!
این روزها صحبت از اجرای طرحی است که ولیالله نصر، مدیرکل دفتر آسیبدیدگان سازمان بهزیستی کشور از آن با عنوان طرح آموزشی حمایت کودک و خانواده نام میبرد. طرحی که سال گذشته در 5 استان شروع شد و با توجه به نتایج مثبتی که داشته است بنا شده تا پایان امسال در سایر استانها نیز اجرا شود. (جزییات طرح یا نحوه بررسی موفقیت این طرح و اینکه چگونه کیفیت زندگی کودکان کار را تحتتأثیر قرار داده است، جای تأمل دارد). یکی از اقداماتی که در این طرح گنجانده شده، شناسایی کودکان کار توسط مددکاران و تشکیل پرونده و همچنین ارتباط با خانواده این کودکان برای برطرفکردن مشکلاتشان است.
هر چند از کموکیف این طرح، اطلاعات بیشتری در دست نیست، اما لزوم پیگیری مستمر و دایمی وضع کودکان کار و تلاش در جهت بهبود کیفیت زندگیشان و نیاز به حضور همه دستگاههای اجرایی برای حل این پدیده بر کسی پوشیده نیست. در جایی که اقتصاد خانواده دچار اختلال است و کودکشان میتواند گرهای از مشکلات اقتصادیشان باز کند، مددکاران اجتماعی به تنهایی با تشکیل پرونده و ارتباط با خانواده این کودکان قادر نیستند گامی در جهت تغییر شرایط و راهی کردنشان به مدارس و جلوگیری از آسیبهای پیشرویشان بردارند. حرکت یک جامعه و گروههای مختلف آن مانند کودکان کار، به سمت زندگی مطلوب و رفاه، نیازمند توجه همگانی و منسجم به این امر است و بهزیستی، شهرداری، آموزش و پرورش، تأمین اجتماعی و ... نمیتوانند به تنهایی در این رابطه موفق شوند.
مسئولین: کودکان کار را دربیابید
دولت و دستگاههای دولتی مسئول در این زمینه باید بنشینند و برای این معضل برنامه ریزی و چاره اندیشی کنند و میتوان از موسسات مردمی کمک گرفت .دولت اگر توان حمایت مالی را ندارد میتواند با حمایتهای معنوی فضایی را فراهم کند تا خیرین و افرادی ک علاقهمند به فعالیت در این زمینه هستند با تأسیس موسسات غیر دولتی ان جی او از این کودکان حمایت کنند. حداقل کاری که میتوان انجام داد این است که به بحث آموزش این کودکان از طریق افراد خیر یا دانشجویانی که به صورت داوطلب و بدون دریافت هزینه مشتاق به فعالیت هستند رسیدگی شود.
این کودکان به دلیل خلأ های عاطفی و کمبودهای روانی که داشتهاند به سرعت احساس وابستگی میکنند و انس پیدا خواهند کرد،آنان فقط احتیاجات مادی ندارند، بلکه به حمایتهای عاطفی بیشتر احتیاج دارند، این نکته مهمی است که باید به آن توجه ویژهای شود
نقش مردم در اینجا بسیار مهم است، هم برای شناسایی آنها و هم برای سازماندهی و حمایت آنها، زیرا اگر دولت بخواهد اقدام به شناسایی این کودکان کند برخی از کارفرمایان برای فرار از قانون اقدام به پنهان نمودن این کودکان خواهند نمود و طبیعی است اگر شناسایی آنها به صورت دقیق انجام نشود نمیتوان برنامه ریزی خوبی انجام داد و برنامه ریزیها موثر نخواهد بود، برای همین است که حمایت و همکاری مردم لازم است. اگر چه نهادی چون بهزیستی در این زمینه فعال است اما باید گفت: بهزیستی نیروی خود را بر روی کودکانی که در اختیار دارد و نگهداری میکند متمرکز کرده است و اینان کودکانی هستند که در کارخانهها وکارگاهها فعالیت دارند و یا در جامعه رها شدهاند.
همچنین باید فضای کودکانه و زمینهی آموزش برای آنها فراهم شود و اگر این فضا و زمینه برای آنها فراهم شود به دلیل اینکه آنها با شخصیتهای زیادی در ارتباط و تعامل داشتهاند از این فضا و زمینه برای رشد و شکوفایی خود بهترین بهره و استفاده را خواهند برد و میتوان انسانهای شایستهای از آنها ساخت.
این کودکان به دلیل خلأ های عاطفی و کمبودهای روانی که داشتهاند به سرعت احساس وابستگی میکنند و انس پیدا خواهند کرد،آنان فقط احتیاجات مادی ندارند، بلکه به حمایتهای عاطفی بیشتر احتیاج دارند، این نکته مهمی است که باید به آن توجه ویژهای شود، اگر این کودکان از حمایتهای عاطفی بهرهمند شوند میتوان شخصیت آنان را در راه ثبت و با الگوهای سالم شکل داد، در غیر این صورت به دلیل وجود کمبودهای عاطفی و عدم آگاهی ممکن است تحت تأثیر بسیاری از الگوهای منفی قرار بگیرند و شخصیت آنها با انواع بزهکاریها اجتماعی و آسیبهای اخلاقی مخروج شده و در آینده انسانهایی با رذایل اخلاقی فراوان در جامعه پدید بیایند، که این مسئله میتواند به جامعه آسیب برساند.
منابع : قدس آنلاین / شاپرک دیلی / باشگاه خبرنگاران
مطالب مرتبط:
بچه های خیابان
اعتیاد و فحشاء در کمین کودکان محروم
آمار تاسف آور کارتن خواب های تهرانی