همانطور که در گزارش دیروز اشاره کردیم ، پخش قسمت نخست سریال «هفت سنگ» به دلیل کپی نعل به نعل از سریال آمریکایی «خانواده امروزی» با واکنش های مختلفی مواجه شد. گزارش زیر به طور تطبیقی موارد مشابه را بررسی کرده است.

چهارشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
همه کپی های «هفت سنگ»
همه کپی های «هفت سنگ» همانطور که در گزارش دیروز اشاره کردیم ، پخش قسمت نخست سریال «هفت سنگ» به دلیل کپی نعل به نعل از سریال آمریکایی «خانواده امروزی» با واکنش های مختلفی مواجه شد. گزارش زیر به طور تطبیقی موارد مشابه را بررسی کرده است. خانواده‌ دانفی و مهدی سلطانی نوع چینش خانواده‌ها در «هفت سنگ»، تعداد آنها و حتی رابطه‌ای كه باهم دارند، عینا شبیه «مدرن فامیلی» است. پدرخانواده با نام جی، مردی مسن است كه با زنی كوچكتر از خودش ازدواج كرده؛ زنی كه یك پسربچه كوچك هم دارد. در هفت سنگ، پرویز پورحسینی با الهام پاوه نژاد كه از خودش كوچكتر است و پسربچه‌ای هم دارد ازدواج كرده. در «مدرن فامیلی»، دختر جی، مادر خانواده دانفی است كه دو دختر و یك پسر دارد. در هفت سنگ، شبنم مقدمی نقش دختر پورحسینی را بازی كرده و مادر خانواده است. تنها تفاوت قضیه اینجاست كه این خانواده به جای دو دختر و یك پسر، یك دختر و دو پسر دارند. پذیرش فرزند و ترس از پدر در «مدرن فامیلی» زوج میچل و كامرو تاكر به ویتنام میروند و سرپرستی دختربچه‌ای را قبول میكنند. وقتی آن را به خانه می‌آورند متوجه می‌شوند كه او مدتهاست نخوابیده و حتی به این موضوع فكر میكنند كه شاید لباس آنها با پرستارهایی كه در ویتنام او را بغل می‌كردد فرق دارد و به همین دلیل است كه نمیخوابد. در «هفت سنگ» دقیقا این مسئله درباره دختربچه تشكر و رهنما اتفاق می‌افتد. بچه مدتهاست كه خوابیده و آنها نگرانند و فكر میكنند باید یكی از پرستارها را می‌آوردند تا به خاطر لباسش می‌توانست خوب بخوابد. در مدرن فامیلی، پدر خانواده به دلیل وضعیت میچل، از او كاملا نا امید است. او بارها مسئله گرفتن بچه از پرورشگاه را مطرح كرده و هربار با مخالفت پدر مواجه شده. در «هفت سنگ» این مخالفت از جانب پرویز پورحسینی وجود دارد. بهنام تشكر و فرناز رهنما هربار تصمیم به این كار میگیرند با مخالفت او روبه‌رو می‌شوند. تا اینكه رهنما، همه خانواده را دعوت میكند و پدر هم بلاخره از بچه خوشش می‌آید؛ عینا شبیه اتفاقی كه در «مدرن فامیلی» می‌افتد. انتخاب‌ بازیگران و خانه تقلیدی یكی از جالبترین شباهتها میان «مدرن فامیلی» و «هفت سنگ»، بحث انتخاب بازیگران است. دختر كوچك خانواده دانفی، دختری ساده، عینكی، گوشه‌گیر، اهل درس است و خلاصه هیچ رگه‌هایی از به روز بودن را نمی‌شود درش پیدا كرد. انتخاب بذرافشان برای دختر مهدی سلطانی وشبنم مقدمی هم دقیقا چنین ویژگی دارد. جالب اینجاست كه دختربچه حتی به لحاظ ظاهری هم شباهت زیادی به دختر خانواده دانفی دارد. مسئله جالب دیگر اینجاست كه در مدل ایرانیزه «مدرن فامیلی»، با اینكه دختر بزرگ خانواده به دلایل مسائل اخلاقی جای خودش را به پسر خانواده داده است اما سعی شده تا این پسر هم به لحاظ رنگ چشم، بیشترین شباهت را به دختر خانواده «مدرن فامیلی» داشته باشد و در پسربچه كوچك هم به لحاظ سن و رنگ مو و چشم این شباهت دیده میشود. مسئله دیگر اینكه حتی در انتخاب خانه هم این شباهتها لحاظ شده است. در «هفت سنگ» هم درست مثل «مدرن فامیلی»، منزل محل سكونت زوج سلطانی و مقدمی مثل خانواده دانفی دوبلكس است. گیر كردن سر لای نرده در ابتدای اولین قسمت از فصل اول «مدرن فامیلی»، سر پسر كوچك خانواده كه اتفاقا مثل پسربچه «هفت سنگ» شر است، لای نرده گیر می‌كند. با این تفاوت كه سر پسربچه مدرن فامیلی لای نرده‌های راه پله گیر می‌كند و بچه هفت سنگ، توی نرده بالكن! تفاوت دیگر هم در استفاده محلولی است كه برای در آوردن سر بچه در این دو سریال استفاده شده، در نسخه آمریكایی پدر از روغن و نرم كننده استفاده می كند، اما در نسخه وطنی سر بچه به كمك كف صابون بیرون می اید. البته در هر دو نسخه پدر خانواده مدام سعی میكند به بچه بقبولاند كه دوست اوست و این موقعیت را كاملا درك میكند. در «مدرن فامیلی»، دختر بچه خانواده درست لحظه‌ای كه پدر مشغول بیرون آوردن سر پسربچه از داخل نرده است، به پدر تاكید میكند كه باید برادرش را به متخصص نشان دهند. در «هفت سنگ» هم عینا دختر خانواده این نكته را به پدرش متذكر می شود. واكنش علیرضا بذرافشان در نوع خود جالب است. او عنوان کرده: از روز اول گفته بودم که قصه سریال «هفت‌سنگ» کاملا شبیه «خانواده مدرن» است، البته خیلی زیاد سعی کردیم روی فضای آن کار کنیم تا شخصیت‌های آن کاملا ایرانی باشد و به‌سمت مخاطب ایرانی و فضای ایرانی برود شلیك با تفنگ بادی شلیك پسربچه به خواهرش با تفنگ اسباب بازی، یكی دیگر از موقعیت‌هایی است كه عینا در «هفت سنگ» از آن استفاده شده. در «مدرن فامیلی»، دختر با عصبانیت نزد پدر و مادرش می‌آید و میگوید كه برادرش به او شلیك كرده. مادر میگوید: نگفتم برایش تفنگ نخر، حالا دیدی چی شد؟ و بلافاصله بعدش می‌گوید: قرار شده بود اگه کسی به کسی شلیک کنه تو هم شلیک کنی و حالا باید به قولت عمل کنی. پسربچه گریه میکند و معذرت میخواهد اما پدر و مادر تاكید میكنند كه قانون باید اجرا شود. بعد سر زمان شلیک کردن باهم چانه میزنند. در بخش دیگر، پدر اسلحه را طرف پسربچه گرفته و میخواهد به او شلیك كند. از او می‌پرسد، چند تا لباس پوشیدی؟ میگوید 6 تا. بعد به او اخطار میدهد كه همه را دربیاورد جز یكی. پدر دلش نمی‌آید شلیك كند اما یكمرتبه دستش روی ماشه می‌رود بی هوا شلیك میكند؛ اتفاقهایی كه جزء به جزء در «هفت سنگ» تكرار شده ، انهم نعل به نعل. پدر سرزنده و به روز پدر خانواده «دانفی» در مدرن فامیلی، تلاش می‌كند خودش را سرزنده و به روز نشان دهد. با بچه‌هایش احساس دوستی می‌كند و میخواهد هر طور شده به روز باشد. در بخشی از قسمت اول كه قرار است دختر خانواده، همكلاسی اش را به خانه دعوت كند، پدر می‌نشیند و به مادر میگوید:«من بابای باحالی هستم و با بچه‌هایم راه می‌آیم. وب گردی میکنم، توی اس ام اس هام از lol (خنده) استفاده میکنم...» این احساس درست در پدر خانواده «هفت سنگ» هم وجود دارد. ابتدای سریال، مهدی سلطانی روبیك بازی میكند و مدام میخواهد با پسرانش احساس صمیمیت كند. دقیقا زمانی كه نگران آمدن پسر دبیرستانی هستند، سلطانی رو به همسرش میگوید:« من پدری هستم که خودم رو آپ دیت میکنم، اس ام اس میزنم، چت میکنم، احسان و مازیار و بنیامین گوش میدم و ...» ‌واكنش كارگردان علیرضا بذرافشان کارگردان سریال «هفت سنگ» که از قضا قسمت نخست را هم خودش نوشته در پاسخ به انتقادات کرده: از روز اول گفته بودم که قصه سریال «هفت‌سنگ» کاملا شبیه «خانواده مدرن» است، البته خیلی زیاد سعی کردیم روی فضای آن کار کنیم تا شخصیت‌های آن کاملا ایرانی باشد و به‌سمت مخاطب ایرانی و فضای ایرانی برود... اعتقاد دارم قسمت اول کاملا شبیه به سریال خارجی شده و تا سه قسمت اینطور استنباط خواهد شد که شبیه به همان سریال است اما از قسمت چهارم به بعد مسیر خود را خواهد یافت. فرآوری: منیژه خسروی بخش سینما و تلویزیون تبیان منابع: هفت صبح/آنا/بانی فیلم مطلب مرتبط: حمله به «هفت سنگ» به اتهام کپی برداری

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها