«طوروپ طرب» از آن دست نمایش های ایرانی است که به دلیل پشت پرده واقع شدن ساختار نمی تواند برجستگی های ساختاریش را عیان کند. نمایشی که می توانست بسیار مورد توجه و تامل واقع شود اما به دلیل پر رنگ شدن وجوه سرگرم کننده خود به اثری معمولی تبدیل شده است.

چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰

جاودانگی هنر در یک نمایش ایرانی

نگاهی به نمایش ”‌طوروپ طرب”‌ با کارگردانی”‌جواد نوری”‌ و ”‌خیرالله تقیانی پور”‌


«طوروپ طرب» از آن دست نمایش های ایرانی است که به دلیل پشت پرده واقع شدن ساختار نمی تواند برجستگی های ساختاریش را عیان کند. نمایشی که می توانست بسیار مورد توجه و تامل واقع شود اما به دلیل پر رنگ شدن وجوه سرگرم کننده خود به اثری معمولی تبدیل شده است.

جاودانگی هنر در یک نمایش ایرانی

 در حالی که باید خیرالله تقیانی پور و جواد نوری را این روزها خیلی جدی گرفت زیرا در زمینه آثار ایرانی بسیار خلاق و نوآورند. شاید در این کار آنها در ترکیب بندی و چیدمان عناصر دچار اشتباهات اساسی شده اند و همین مانع از پرداختن به اثری در خور تامل بوده است. اما در باطن چنین نکته ای نمود دارد. بحث کمی بغرنج و پیچیده است که به بیان ساده می توان گفت که در ظاهر به لحظات رقص و آواز و ادا و اطوار اهمیت بیشتری قائل شده و این خود مانعی است تا ساختار نوین و خلاق این متن و اجرا به شکل برجسته ای آشکار شود!

رفتارهای مطربی

جاودانگی هنر از آن نکته های بارزی است که در این نمایش محور اصلی مباحث تماتیک شده است. با این وجود رفتارهای مطربی و ادا و اطوا چیره است بر کلیت اثر و این مبحث کمرنگ تر از آن است که بشود چنین محتوایی را در آن به راحتی درک و استنباط کرد؛ هرچند در آن هست و به شکل درستی هم مطرح شده است. چنانچه والا حضرت (با بازی پونه عبدالکریم زاده) پرسش اساسی اش این است که چطور است این مطرب ها بیش از دویست و اندی سال طول عمر دارند؟ بی خبر از اینکه این طول عمرشان نیست بلکه قدمت ماندگاری آنها در تاریخ فرهنگ و هنر مملکت شان است.

نمایش از پیچیدگی و جذابیت لازم برخوردار است. از یک سو والا حضرت به دنبال دریافت اکسیر طول عمر است و از سوی دیگر بی خبر است که به جای اکسیر، به او سم خورده اند و جانش را گرفته اند. مطرب ها وارد این معامله شده اند تا کفن بگیرند و جسم شان را بر زمین کفن پوش کنند. گویا اینان جمعی مطرب هستند که در زمان مرگ به دلیل مطرود ماندن از جامعه بی کفن خاک می شده اند و حالا درصددند برای پرواز روح شان کفنی تهیه و خود را از این بلاتکلیفی بیرون بیاورند.

نمایش «طوروپ طرب» یک کمدی ایرانی است که به مسائل با اهمیتی می پردازد. از یک سو مساله جاودانگی هنر مطرح است و از سوی دیگر مسائل مادی و طول عمر یافتن برای قدرت نمایی و تفرعن ملاک و معیار حضور آدمیان بر زمین است.

نکته های دقیق

در شکل اجرا و ساختار نمایشنامه نیز نکته های دقیق و ظریفی وجود دارد که اهمیت این اجرا را می رساند. اما گاهی به اشتباه درگیر نکته های عامه پسند می شویم و نمی دانیم اصل ماجرا را دور می زنیم و شاکله اصلی را به انحراف و بیراهه می کشانیم. با دیدن این نمایش صد بار حیف و واحسرتا بر زبان جاری می شود زیرا جواد نوری و روح اله تقیانی پور به جاهای خوبی در نمایش ایرانی می رسند اما به ناچار گاهی تن به انحراف از مسیر درست می دهند.

آنها بر ساختار وقوف یافته اند و ضمن هنجار شکنی توانسته اند پیشنهادهای خلاقه ای را در آثارشان مطرح کنند. آنها کمدی ایرانی را با تمام وجوه سرگرم کننده و انتقادی اش می شناسند بنابراین هیچگاه از محتوا غافل نمی مانند هر چند این محتوا را به لایه های پنهانی سوق داده اند. آنها از نمایش «پری» به این سو نشان داده اند مسلط بر ساختار نمایش ایرانی هستند و من بعد هم می توانند به یکی از گروههای صاحب نام در این زمینه تبدیل شوند. چون شناسنامه دار هستند و با آگاهی و اشراف در این وادی حرکت می کنند. از آن سو هم جسارت و خلاقیت دارند و می توانند ما را با نظرگاههای چشمگیر مواجه سازند. مواجهه ای از جنس هنر که برای این نوع تئاتر ما نیز لازم و ضروری است.

نمایش «طوروپ طرب» یک کمدی ایرانی است که به مسائل با اهمیتی می پردازد. از یک سو مساله جاودانگی هنر مطرح است و از سوی دیگر مسائل مادی و طول عمر یافتن برای قدرت نمایی و تفرعن ملاک و معیار حضور آدمیان بر زمین است.

آنها در ضمن بر دیگر هنرهای نمایشی ایران زمین وقوف دارند برای همین از پرده خوانی، نقالی، تعزیه، خیمه شب بازی و حتا رقص های فولکلور، موسیقی مقامی و سنتی به کفایت بهره مند می شوند. این دو کارگردان از این مقولات ایرانی بهره ای تازه می برند و در تلفیق با شیوه های مرسوم غربی شاکله ای خاص و منحصر بفرد ایجاد می کنند. چنانچه ابتدا و پایان این نمایش یکی است و شکل دایره ای به ساختار نمایشی آن داده شده است و این نوعی انتزاع از واقعیت و اکسپرسیونیسم را تداعی می کند. همچنین تلفیق جهان مردگان و زندگان بی شباهت با رئالیسم جادویی نیست و این هم پیکره ای نوین در جهان ادبیات است که اکنون در ساختار طروپ طرب کارکردی اصولی یافته است. ضمن آنکه در کارشان فرهنگ، تاریخ و جغرافیای ایرانی نمودی عینی و مشهود دارد و در آن هویت ایرانی به شکل بارزی مطرح است. بنابراین اینان با تکیه بر هویت ملی و اراده و استقلال فکری می خواهند هنری بازیافته از ذهن خود را در صحنه متجلی سازند. هنر راستین هم در چنین فرآیندی آفریده خواهد شد. این دو جوان بدون ادعا راه را از چاه تشخیص داده اند. ای کاش دیگران هم بر خلاف ادعاهای دروغین شان می توانستند به همین سادگی نمایش خلق کنند.

آسیب بزرگ

البته آنچه به نمایش «طروپ طرب» لطمه زده یکی از آسیب های بزرگی است که دامن گیر کل تئاتر ما شده است. از روزی که قرار شد از گروهها حمایت مالی نشود و بحث تئاتر خصوصی داغ شد، بسیاری از هنرمندان برای جذب مخاطب دست به دامن هر نوع تمهید و ترفندی شده اند تا از کارزار فوت و فن های سرگرم کننده بتوانند جاذبه ظاهری درست کنند و اصطلاحا گلیمشان را از آب بکشانند و شکست نخورند. متاسفانه این رویکرد برای تمامی کارها درست نیست و برخی از نمایش های کمدی به ناچار غرق در فن های خنده آور می شوند و با زیاد شدن پیاز داغ، اصل مطلب گم یا کمرنگ می شود!

جاذبه های درست

بخشی دیگر از جاذبه های درست «طوروپ طرب» همانا در طراحی صحنه و لباس و نور و همچنین شیوه بازیگری آشکار است. آنچه در طراحی مشهود است چندان پای بند با نمایش های ایرانی نیست و توانسته رنگ و لعاب قاب درک و چیدمان دقیقی برای برجسته سازی عناصر دیداری ایجاد کند. بازی در سایه و بستن فیلترهای قرمز نمونه ای درخشان از تصاویر خاص تئاتر است که دیگر نشانه ای ایرانی نیست اما تکنیک سایه ایرانی است و این ترفندهای متناقض باعث نو شدن شکل اجرا شده است. همچنین استفاده از تکنیک های طراحی صحنه مثل سطوح چندگانه تخطی از اصول طراحی در نمایش ایرانی را بیشتر نشان می دهد و این هم امکانی برای بالا رفتن میزان تاثیر عناصر دیداری در کلیت اثر است.

بازیگران هم با تکنیک های متنوع بازی شان را ارائه می کنند. اما گاهی هم کلیشه های بازی بیش از حد گریبان بازیگران را می گیرد و این دیگر آزار دهنده است. برای همین بازی نوآورانه در آن به چشم نمی آمد مگر پونه عبدالکریم زاده که این هم به خاطر زن بودن نقش است چون در نمایش های ایرانی بازیگر زن به این مفهوم داشته ایم که حالا این حضور را منطبق با کلیشه هایی تلقی کنیم. به همین دلیل برخی بازی ها به کلیت کار لطمه وارد ساخته و این همان چاشنی زیادی است که اگر نبود طروپ طرب یکی از آثار شاخص این سالها می بود! صد افسوس که فرصتی سوخته است!

بخش سینما و تلویزیون تبیان


منبع : ایران تئاتر / رضا آشفته

مطالب مرتبط:

فانتزی در 40 دقیقه   

آنارشیست می‌میرد    

ضحاک روی صحنه     

پربازدیدها

پربحث‌ها