مرگ تصادفی یك آنارشیست
گفتوگو با «مصطفی عبداللهی» بازیگر و كارگردان

این روزها تالار چهارسو میزبان نمایشی از مصطفی عبداللهی است. «مرگ تصادفی یك آنارشیست» در این تالار با بازی میكائیل شهرستانی، امیر عباس توفیقی، لیدا جدائیان، حمیدرضا فلاحی، مهدی زمین پرداز، مسعود زنوزی راد و ایرج كریمی اجرا میشود. این نمایش از برترین آثار «داریوفو»ی ایتالیایی به شمار میرود، چنانچه عبداللهی معتقد است، نمایشنامه «مرگ تصادفی یك آنارشیست» جزو كتابهای مقدس ایتالیاییها به شمار میرود چرا كه از عدالت و خصایص انسانی در آن صحبت میشود. این نمایش یك طنز اجتماعی و در اصل سیاسی است كه نگاهی به زندگی یك كارگر دارد و به گفته عبداللهی با نگاهی به كمدی «سنتی دلارته» به نوعی معاصرسازی شده است. عبداللهی علاوه بر حضور در عرصه تئاتر در اجرای برنامه و خوانش نمایش در رادیو نیز یدی طولانی دارد و از جمله هنرمندان پیشكسوت در حوزه تئاتر و رادیو و تلویزیون است.
به نظر میرسد به آثار «داریوفو» علاقه زیادی دارید و خیلی وقت است كه تصمیم داشتید «مرگ تصادفی یك آنارشیست» را روی صحنه بیاورید؟
به نظرم این اثر از بهترین آثار داریوفو است و بسیار جهان شمول است. نمایشنامه ربطی به جغرافیای خاصی ندارد و البته ما هم آثار كلاسیك این گونه داریم كه میتوان بدون در نظر گرفتن جغرافیای خاص آن را اجرا كرد. داریوفو نگاه عمیقی به مسائل انسانی دارد و دیدگاهش را در رابطه با جهان امروز و انسانها دوست دارم. آثارش فقط درباره كشورش ایتالیا نیست بلكه شامل همه كشورها میشود و به كشور خاصی تعلق ندارد. یكی دیگر از موارد جذابی كه در این اثر مرا جذب خودش كرد، مسئله عدالت است كه در «مرگ تصادفی یك آنارشیست» درباره عدالت بسیار گفته شده. این متن بسیار زیباست و فكر كردم اجرایش در صحنه بتواند جذاب و قابل توجه باشد.
شما خودتان نویسنده نیز هستند، آیا در اجرای صحنهای، در نمایشنامه دخل و تصرفی هم داشتید؟
من در اصل كار را دراماتورژی كردم اما خودم را دراماتورژ نمیدانم، چنانچه در بروشور هم نویسنده را داریوفو نوشتهایم. اما اگر بخواهم راحت جوابتان را بدهم. اجرای «مرگ تصادفی یك آنارشیست» از روی سه كتاب با ترجمههای كاملا مختلف صورت گرفته است. در ایران این كتاب با سه ترجمه وجود دارد. یك ترجمه بسیار راحت و روان است و یك ترجمه دیگر بسیار ثقیل و پیچیده و ترجمه دیگر نیز وجود دارد كه به نكات خاصی اشاره كرده، تلاش كردم از سه ترجمه استفاده كنم و این نمایشنامه كه در دو ساعت و 45دقیقه اجرا میشود را به 100 دقیقه تبدیل و روی صحنه بیاورم.
آیا «مرگ تصادفی یك آنارشیست» بیشتر یك كمدی است یا طنز البته اگر بخواهیم بین طنز و كمدی تفاوت قائل شویم؟
بیشتر ترجیح میدهم از كلمه طنز استفاده كنم چرا كه كمدی در این اثر وجود ندارد.
این نمایش یك طنز اجتماعی و در اصل سیاسی است كه نگاهی به زندگی یك كارگر دارد و به گفته عبداللهی با نگاهی به كمدی «سنتی دلارته» به نوعی معاصرسازی شده است. عبداللهی علاوه بر حضور در عرصه تئاتر در اجرای برنامه و خوانش نمایش در رادیو نیز یدی طولانی دارد و از جمله هنرمندان پیشكسوت در حوزه تئاتر و رادیو و تلویزیون است
خب این طنز بیشتر به یك طنز سیاسی میماند تا یك طنز اجتماعی؟
این یك نمایش گروتسك است. نمایشنامه از یك طنز تلخ و پیچیده بهره میبرد. ایتالیاییها از این نوع طنزها دارند و آثار داریوفو از كمدی سنتی «دلارته» موج میزند. درست است كه ما در ایران نیز نمایش روحوضی و تخت حوضی را داریم كه از همین نوع است اما در «مرگ تصادفی یك آنارشیست» سعی كردم نوعی لذت تماشا را در تماشاگر ایجاد كنم. تمام دیالوگها و صحبتها در یك لفافه طنز تلخ عنوان میشود.
نمایش شما دو پایانبندی دارد، خودتان اینطور لحاظ كردید؟
درست است كه نمایش از دو پایانبندی بهره برده اما معتقدم به تعداد همه كسانی كه این نمایش را نگاه میكنند، پایانبندی وجود دارد.
یعنی برداشت آزاد را برای پایان نمایش گذاشتید؟
ما برداشت و نتیجهگیری نهایی خودمان را داریم و از شیوه اپیك (تئاتر روایی) یا مانند اجرای نمایش تعزیه استفاده كردیم. اما باز هم جایی را گذاشتیم تا تماشاگر خود درباره پایان نمایش به یك نتیجه برسد. ببینید «داریوفو» و آثارش در ایتالیا بسیار مورد توجه است. این نمایشنامه به نوعی مانند كتاب مقدس آنان محسوب میشود. در این كتاب داریوفو به مسائل مهمی كه گریبان بشر را گرفته اشاره دارد و با جوهره انسانی در ارتباط است. هر تماشاگری میتواند استنباطهای مختلف خود را داشته باشد.

چطور شد كه در انتخاب بازیگر اول به «میكائیل شهرستانی» رسیدید كسی كه خودش علاوه بر بازیگری، كارگردان قابل توجهی است؟
من و شهرستانی دوستان قدیمی هستیم. من نیز گاهی در نمایشهای او بازی میكنم. به تواناییهایی وی واقفم و نقشی كه در «مرگ تصادفی یك آنارشیست» بازی میكند، بسیار پیچیده است و از عهده هر بازیگری بر نمیآید. نقش در نگاه اول ساده است اما لایههای پنهانی دارد كه اگر بازیگر در میانه اجرا مغرور احساس تماشاگر شود بهطور حتم به بیراهه میرود. شهرستانی آنقدر تواناست كه دستخوش این احساسات آنی نمیشود. به نظرم بازی در نقشهای حساس اگر توسط بازیگر كنترل نشود نمایش به یك اثر سخیف تبدیل میشود. این را هم بگویم در اجرای یك نمایش گروه اگر توانا نباشد، كار پیش نمیرود. تئاتر قائم به فرد نیست و اگر هر كسی در جای خود قرار نگیرد هیچ كاری به خوبی پیش نخواهد رفت.
همواره و همیشه تئاتریها از بیتوجهی و كمبودها صحبت میكنند و این حرف تكراری شده به نظر شما تئاتر ما در جایگاهی كه باید باشد، قرار دارد؟
یك دورهای كه جوان بودم (40 سال پیش) در روزنامه آن زمان یادداشتی نوشتم كه به تئاتر اهمیت داده نمیشود، بودجه نیست. انتقادات زیادی را داشتم. وزیر فرهنگ و هنر آن زمان در جوابیهای به این یادداشت گفت: «آقا انشاالله درست میشود» (هنوز روزنامه را دارم). اما الان سالهای سال میگذرد اما همچنان بیتوجهیها و عدم حمایتها وجود دارد. به نظرم دیگر انتقاد فایدهای ندارد. فكر میكنند اگر مدیران بدنه تغییر كنند همه چیز درست میشود اما مشكل مدیران نیستند. مشكل مسئولان كلان فرهنگی ما هستند.
هر مدیری كه میآید برنامهای دارد و بعد با آمدن مدیر دیگر همه چیز تمام میشود.تحصیل در رشته مدیریت، برای برنامهریزی و مدیریت یك نهاد و سازمان كافی نیست باید مشورت گرفت. باید به هنرمندان اعتماد كرد. من برای اجرای «مرگ تصادفی یك آنارشیست» با بودجه بسیار كم قرارداد بستم به من گفتند، قرارداد گیشه! مگر برای اجرای یك نمایش چقدر میتوانیم فروش داشته باشیم. تمام تئاتریها با عشق و علاقه كار میكنند. ما چند سال برای قرارداد تیپ كار كردیم اما با آمدن مدیر جدید این قرارداد حذف شد. تئاتریها چطور میتوانند كسب درآمد كنند. هزینه دكور نمایش نزدیك 15 میلیون تومان میشد اما مجبور شدیم با سه میلیون یك دكور بزنیم. چطور میتوان تئاتر را ارتقا داد وقتی مشكل جای دیگری است.
بخش سینما و تلویزیون تبیان
منبع : روزنامه تهرانامروز / فهیمه پناهآذر


