27 دی ماه سال 1365 در تقویم دانشگاه تبریز سالروز هجوم وحشیانه رژیم بعثی به دانشگاه و بمباران دانشکده فنی این دانشگاه نام گرفته است.

سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
معرفت تراش ‌خورد
معرفت تراش ‌خورد 27 دی ماه سال 1365 در تقویم دانشگاه تبریز سالروز هجوم وحشیانه رژیم بعثی به دانشگاه و بمباران دانشکده فنی این دانشگاه نام گرفته است. همه ساله در این روز مسئولان دانشگاه تبریز و جهاددانشگاهی استان با برگزاری مراسم بزرگداشت و یادواره سعی در زنده نگه داشتن یاد و خاطره عزیزانی هستند که به ندای دلنواز «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه» حضرت سبحان لبیک گفته و با خون خود جبهه مقدس تعلیم و تربیت را رنگین کردند. در سال 1365 از دانشجویان دانشگاه تبریز که آماده اعزام به جبهه‌ها بودند خواسته شده بود به جای اعزام به جبهه به عنوان نیروهای بسیجی در ساخت مهمات، دانشکده فنی این دانشگاه، ساعات غیردرسی خود را به دانشجویان بسیجی برای تأمین مهمات جبهه قرار دهند تا از تخصصشان استفاده بشود. این اقدام از اوایل دی‌ماه سال 1365 شروع شده بود و نهایتاً در روز 27 دی‌ماه همان سال در حدود ساعت 10: 30 شب مورد هجوم وحشیانه رژیم بعثی قرار گرفت و در نتیجه این هجوم وحشیانه 22 نفر از دانشجویان مشغول در کارگاه شهید و هشت نفر نیز مجروح شدند. در ایام بیست و ششمین سالگرد این فاجعه به سراغ مسئولان وقت جهاددانشگاهی استان که مسئولیت راه‌اندازی و مدیریت کارگاه فنی را برای تولید مهمات جنگی در ساعات غیردرسی بر عهده داشتند رفتیم و شرح فاجعه را از زبان آن‌ها جویا شدیم. محمود نظرپور، مسئول وقت جهاددانشگاهی استان آذربایجان‌شرقی گفت: قبل از اینکه در مورد وضعیت کارگاه، نحوه کار، تعداد برادرانی که در آنجا کار می‌کردند و روحیه آن برادران صحبت کنم باید ابتدا بگویم که در سال 1365، با توجه به محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بحران شدید در جنگ ما را مجبور می‌کرد که یک‌جانبه در مقابل تمامی دنیای استکبار بایستیم نیاز و توجه به تولید مهمات در داخل کشور بیش از پیش احساس می‌شد و به همین منظور سازمان صنایع خودکفایی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وجود آمد که شروع به تولید قطعات نظامی، جنگ‌افزار و مهمات کرد. در این راستا با توجه به امکانات تخصصی دانشگاه‌ها، جهاددانشگاهی تبریز با همکاری نهادهای دانشگاه و سایر ارگان‌های ذی‌ربط به فکر راه‌اندازی محل مناسبی افتادند که بتواند از تخصص دانشجویان و دانشگاهیان و امکانات موجود در دانشگاه، برای کمک‌رسانی به عزیزان رزمنده در خطوط مقدم جبهه بهره ببرند به همین منظور کارگاه مکانیک عمومی دانشکده فنی با توجه به اینکه دستگاه‌های مختلفی داشت و بعد از ساعات آموزشی دانشکده معمولاً بلااستفاده بودند مناسب تشخیص داده شد. همان‌طوری که همه می‌دانیم در سال 65 جنگ بسیار شدید شد و اعزام رزمندگان به طور سراسری انجام گرفت. در دانشگاه تبریز هم دانشجویان مثل سایر اقشار در این اعزام‌ها شرکت می‌کردند و با توجه به نیاز مبرم به ساخت مهمات، از تعدادی از این برادران که آماده اعزام به جبهه‌ها بودند خواسته شد که بجای اعزام به جبهه، به عنوان نیروی بسیجی در ساخت مهمات از تخصصشان استفاده بشود و چون این برادران نیز از برادران صالح و بسیار مخلص بودند و کار را صرفاً برای رضای الهی انجام می‌دادند و دنبال اسم و رسم نبودند این خواسته قبول کردند که ما چه در خط مقدم و چه در پشت خط باشیم تفاوتی نخواهد کرد و خدمت برای ما مهم است. به هر صورت بعد از هماهنگی‌های لازم قرار بر این شد که بعد از ساعات آموزشی، یعنی از ساعت «4 عصر» به بعد از کارگاه به عنوان محلی برای تولید قطعات نظامی استفاده شود لذا سریعاً روی امکانات موجود و افراد برنامه‌ریزی دقیقی صورت گرفت تا اینکه قطعات مورد نیاز صنایع خودکفایی با کیفیت مطلوب در این کارگاه تولید شود و این‌گونه بود که از اوایل دی‌ماه سال 65 کار تولید در این کارگاه شروع شد. برادران صبح‌ها سر کلاسشان حاضر شده و بعد از ظهرها از ساعت 4 تا ساعت «1 بامداد» و بعضاً تا «2 بامداد» کار می‌کردند با احتساب برادرانی که از جهاددانشگاهی هر شب دو نفر شیفت بودند تعداد کل برادران به 43 نفر می‌رسید. در میان این برادران دانشجویان رشته‌های مختلف حضور داشتند. دانشجویانی که مقداری آشنایی با کارهای فنی، تولیدی و مدیریتی داشتند همه دست به دست هم داده و این کارگاه را راه انداخته بودند، خلوص نیت برادران بسیار بالا بود، غذای آن‌ها از بیمارستان امام تأمین می‌شد و تهیه و توزیع غذا و نظافت ظروف و کارگاه توسط خودشان انجام می‌شد. اوائل وقت که اذان گفته می‌شد به نوبت نمازهای‌شان را می‌خواندند تا دستگاه‌ها نخوابد و کارشان را به نوبت انجام می‌دادند و نهایت تلاش را می‌کردند که قطعات دقیق و سالم و بهتر از نمونه‌های خارجی تولید شود. به خاطر سرعت عمل و کیفیت تولید، کارها در کارگاه به قسمت‌های مختلفی همچون قسمت کنترل، قسمت تراش‌های اولیه و … تقسیم شده بود. تعدادی از برادران در قسمت ابزارسازی کار می‌کردند چون بسیاری از ابزارهای مورد نیاز برای ساخت قطعات توسط خود برادران تولید می‌شد، قسمت دیگر خطوط تولید بود که حدود 22 نفر از برادران روی دستگاه‌های تراش کار می‌کردند و بعضی از برادران روی دستگاه‌های فرز کار می‌کردند. در روز 27 دی ماه دو ساعت قبل از بمباران برق قطع شد و برادران شروع به خواندن دعای توسل کردند. شهید رضوانلو با شهید کریمی دو نفری دعای توسل را قرائت می‌کردند و بقیه برادران هم با آن‌ها زمزمه می‌کردند 27 دی ماه فرا رسید 27 دی‌ ماه فرا رسید. در طول این مدت روحیه معنوی برادران انسان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌داد. دعاها از جمله دعای کمیل شب‌های جمعه ترک نمی‌شد و حتماً دعای توسل خوانده می‌شد و رزمندگان از ساعات خاموشی نهایت استفاده را می‌بردند. در روز 27 دی ماه دو ساعت قبل از بمباران برق قطع شد و برادران شروع به خواندن دعای توسل کردند. شهید رضوانلو با شهید کریمی دو نفری دعای توسل را قرائت می‌کردند و بقیه برادران هم با آن‌ها زمزمه می‌کردند و در آن تاریکی محض آه و ناله‌ای می‌کردند که انسان واقعاً احساس می‌کرد در یک محیط معنوی کامل قرار گرفته، یک محیطی که اکنون قابل تصور و بیان کردن نیست. بیانم قاصر از آن است که بگویم آن شب در کارگاه برادران چه روحیه معنوی و چه خلوصی داشتند. آن شب شهید خلوتی آمد و پس از صرف شام، چون معمولاً بعد از هر شام یک یا دوسری چای بین برادران توزیع می‌کردیم حدود ساعت 10: 15 بنا به درخواست شهید خلوتی برای تهیه قند از کارگاه بیرون رفتم. بعد از 10 دقیقه بمباران هوایی شد، بیمارستان امام مورد اصابت راکت قرار گرفته بود، خودم را به سرعت به کارگاه رساندم. دو سه نفری از انتظامات دانشگاه هم آمده بودند، با کمال تأسف کارگاه بمباران شده بود و سقف بیمارستان امام مورد اصابت راکت قرار گرفته بود. خودم را به سرعت به کارگاه رساندم. دو سه نفری از انتظامات دانشگاه هم آمده بودند. کارگاه بمباران شده بود و سقف بتونی آن فرو ریخته بود. ناله‌های الله‌اکبر و لااله‌الاالله به گوش می‌رسید. برادران عزیزی که به فیض شهادت نائل آمده بودند با سوختن خود همچون شمع، این محیط را که حالت عارفانه‌ای به خود گرفته بود روشن کرده بودند، برخی برادران مجروح هم خودشان را از زیر آوار بیرون کشیده بودند، با کمک مردم، چند تن از مسئولان، آتش‌نشانی و سپاه و… بدن‌های شهدا از زیر آوار بیرون کشیده شد. در آن شب 21 نفر از برادران، همان شب شهید شدند که پیکرهای مطهر آنان به بیمارستان امام و بیمارستان‌های دیگر و مجروحین هم به بیمارستان‌های سینا و شهدا منتقل شدند اما بیمارستان امام بمباران شده و امکان پذیرش مجروح در آن وجود نداشت. شهید هاشم اخترشمار یکی از مجروحین بمباران، دو روز بعد، در اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید و تعداد شهدای بمباران به 22 نفر رسید. هشت نفر از برادران هم مجروح شده بودند که می‌توان از یحیی خلیلی نام برد که یک پایش قطع شد و پیکرهای پاک شهدا به زادگاه‌هایشان جهت خاک‌سپاری انتقال داده شد. بخش فرهنگ پایداری تبیان منبع: خبرگزاری ایسنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها