با پایان نیم فصل لیگ سیزدهم این فرصت به دست آمد با بازیکن تیم امید ایران صحبت کنیم. او یکی از پدیدههای نیم فصل نخست لیگ بود. آغاز گفت و گو با معرفی سامان شروع میشود: «سامان نریمان جهان هستم. زادگاهم شهر بناب در استان آذربایجان شرقی است. در تاریخ 29 فروردی

دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
سامان نریمان جهان:مقصدم اروپاست

سامان نریمان جهان:مقصدم اروپاست


با پایان نیم فصل لیگ سیزدهم این فرصت به دست آمد با بازیکن تیم امید ایران صحبت کنیم. او یکی از پدیده‌های نیم فصل نخست لیگ بود. آغاز گفت و گو با معرفی سامان شروع می‌شود: «سامان نریمان جهان هستم. زادگاهم شهر بناب در استان آذربایجان شرقی است. در تاریخ 29 فروردین 1370 متولد شدم و خانه‌مان حوالی میدان بسیج شهر بناب است. کسانی که در بناب ساکن هستند این محله را می‌شناسند.

سامان در خانواده‌ای تحصیلکرده دوران کودکی و نوجوانی خود را پشت سرگذاشته است: «خانواده ما ورزشی نیست اما طرفدار علم و دانش است. پدرم مهندس راه و ساختمان است و مادرم پزشک می‌باشد. یک برادر کوچک دارم که گهگاهی فوتبال هم بازی می‌کند. او به فوتبال علاقه دارد ولی فوتبال را به شکل آماتوری دنبال می‌کند. برادرم طرفدار موسیقی است و در حال حاضر درس می‌خواند و مثل سایر اعضای خانواده به تحصیل گرایش دارد.»

سامان نريمان جهان

او ادامه داد: من و برادرم دانشجوی رشته عمران هستیم. من ترم هشت را سپری می‌کنم و قصد دارم پس از دریافت مدرک مهندسی در مقطع فوق لیسانس نیز ادامه تحصیل بدهم.

سامان اضافه کرد: اگر تعریف از خود نباشد بچه درس‌خوانی هستم. از زمانی که وارد مدرسه شدم همواره یکی از شاگردان درس‌خوان مدرسه‌مان به شمار می‌آمدم و نمره معدل من بالا بود. من در دبیرستان تیزهوشان دیپلم گرفتم و سپس راهی دانشگاه تبریز شدم. درس خواندن در خانواده ما امری ضروری است و همه طالب علم و دانش هستند.

در حال حاضر مجرد است: «فعلا قصد تشکیل خانواده ندارم. دوست دارم ابتدا درسم را به پایان برسانم و سپس وارد مراحل بعدی زندگی شوم.»

سامان می‌گوید: «عکسی در خانه‌مان موجود است که نشان می‌دهد من از دوران کودکی به فوتبال علاقه شدیدی داشتم. در این عکس دو سال بیشتر ندارم و برای این که توپم را به دیگران ندهم پشت بخاری خانه‌مان پنهان شده‌ام و یک نفر از اعضای خانواده مرا در موقعیتی که گفتم با دوربین خود شکار کرده است. امکان نداشت در دوران کودکی بدون توپ دقایق را سپری کنم و مشغول بازی دیگری شوم. وابستگی من به توپ و فوتبال از روزی آغاز شد که توپ را به عنوان یک اسباب بازی پیدا کردم و با یک توپ در اتاقم مشغول می‌شدم.»

نریمان جهان پیش از آن که وارد فوتبال شود یک بازیکن فوتسال بود: «اوایل سالنی باز بودم. تیم فوتسال مدرسه‌مان در مسابقات مدارس شرکت می‌کرد و من عضو ثابت تیم مدرسه بودم. حضورم در مسابقات مدارس کشور سبب شد تا انگیزه‌ام برای حضور در فوتبال دوچندان شود. وقتی وارد پیش دانشگاهی شدم تصمیم گرفتم فوتبال را به شکل جدی‌تری دنبال کنم. بازی در زمین چمن زمینه‌ساز حضورم در تیم‌های باشگاهی شد.»

قربان قانع اولین مربی سامان بوده است: «ایشان از کلاس سوم ابتدایی مربی من بود. خیلی چیزها از آقای قانع یاد گرفتم که این روزها خیلی به دردم می‌خورد. بزرگترین هدیه ایشان به من این بود که اعتماد به نفس پیدا کردم و برابر مشکلات کم نیاوردم. آقای قانع با صحبت‌های مثبت‌شان به من یاد دادند که باید اعتماد به نفس خود را دوچندان کنم تا برابر مشکلات روز جامعه سرتعظیم فرود نیاورم. از آقای قانع ممنون هستم که در نوجوانی راهنمایی‌ام کرد.»

سامان درمورد آینده می‌گوید: دوست دارم لژیونر شوم و در لیگ‌های معتبر اروپایی بازی کنم. از دوران کودکی تمایل شدیدی داشتم که یک روز به عنوان یک ایرانی در یکی از تیم‌های اروپایی پا به توپ بشوم و نامی برای خود در فوتبال اروپا دست و پا کنم. دوست دارم یک لژیونر افتخارآفرین باشم. البته به آینده خوشبین هستم و فکر کنم بتوانم در فوتبال به اندازه آرزوهایم ترقی کنم

او می‌گوید: «در روزهای نخست با مخالفت مادرم روبرو شدم. او دائما می‌گفت که من ابتدا باید وارد دانشگاه شوم و سپس سراغ فوتبال بروم. مادرم در روزهای ابتدایی یک جورهایی مخالف حضورم در فوتبال بود و نگرانی خود را پنهان نمی‌کرد ولی پدرم از آغاز تمایل داشت که من در کنار درس خواندن فوتبال هم بازی کنم. خلاصه این که پس از مدتی توانستم نظر مادرم را جلب نمایم و آنها را بابت حضور در میادین فوتبال راضی کنم.

سامان با توصیه آقای پورحسین بر سر تمرینات تیم امید تراکتورسازی تبریز شرکت کرد: «ایشان مرا می‌شناخت و فوتبال مرا دیده بود. با توصیه آقای پورحسین در تمرینات تیم امید تراکتورسازی حاضر شدم. خوشبختانه تیم امید تراکتورسازی در لیگ برتر کشور قهرمان شد و من فصل بعد به تمرینات تیم برزگسالان تراکتورسازی فراخوانده شدم. آن روزها «فراز کمالوند» سرمربی تیم تراکتور بود و من فقط در یک بازی تراکتورسازی را همراهی کردم. تیم ما در جام حذفی حریف تیم گسترش فولاد تبریز بود. فصل بعد به تیم ماشین‌سازی تبریز رفتم. مربی‌مان در سال اول آقای ایوب ذوالفقاری بود. ایشان بعد از ده بازی برکنار شد و یک مربی خارجی به جای ایشان سکان هدایت تیم را برعهده گرفت هدایت ماشین‌سازی در سال بعد به آقای رسول خطیبی رسید. من در سال نخست خیلی کم بازی می‌کردم اما با حضور آقارسول شرایط تغییر کرد و ایشان به من فرصت بازی داد. آقارسول به من اعتماد کرد و وارد ترکیب اصلی تیم ماشین‌سازی شدم.

سامان نريمان جهان

نریمان جهان ادامه داد: فصل بعد به تیم نفت تهران پیوستم. آقای منصور ابراهیم‌زاده مربی‌مان بود. البته بازی به من نرسید.

نمی‌دانم دلیلش چه بود. برخی می‌گفتند ابراهیم‌زاده به دلیل ترافیک خط میانی نمی‌تواند مرا بازی دهد و برخی می‌گفتند ابراهیم‌زاده مرا قبول ندارد. نیمکت‌نشینی در تیم نفت تهران سبب شد تا دوباره به لیگ دسته اول برگردم و در خدمت آقارسول باشم. حضورم در تیم گسترش فولاد تبریز تجربه خوبی بود زیرا تیم با هدایت آقا رسول به لیگ برتر صعود کرد. من در این سال متوجه نکات ریز فوتبال شدم. خوشبختانه تیم ما لیگ برتری شد و الان هم در خدمت گسترش فولاد تبریز هستم.

اولین بازی لیگ برتری سامان برابر تیم استقلال بود: «اولین بازی لیگ امسال بود. تیم جوان گسترش فولاد برابر تیم باتجربه استقلال بازی کرد. ما یک گل به استقلال زدیم اما آقای فرهاد مجیدی بازی را برای استقلالی‌ها درآورد و تیم ما در دقیقه 90 از استقلال گل خورد و بازی را باخت. به هر حال استقلال تیم بزرگی است و ما در اولین مسابقه مقابل تیم بزرگی قرار گرفتیم. ضمن آنکه استرس و کم تجربگی در این بازیها بلای جان تیم‌های جوان می‌شود.»

در لیگ امسال سه بار موفق شد برای تیم گسترش فولاد تبریز گلزنی کند: «فکر می‌کنم بهترین گلی که امسال در لیگ زدم برابر تیم سایپا بود. یک پاس زیبا از میثم نقی‌نژاد دریافت کردم و با نفوذ به محوطه جریمه حریف موفق شدم با ضربه‌ای محکم دروازه سایپا را باز کنم.»

بهترین گلی که سامان در دوران بازیگری خود به ثمر رساند. مقابل تیم مس سرچشمه بوده است: «از وسط زمین نفوذ کردم و با جا گذاشتن بازیکن حریف در موقعیت شوت‌زنی قرار گرفتم. ضربه محکم من به توپ در گوشه دروازه تیم مس سرچشمه جای گرفت.در این بازی به عنوان هافبک راست تیم گسترش فولاد بازی می‌کردم و یکی از بهترین بازی‌هایم در لیگ دسته اول بود.»

او می‌گوید: امسال تیم گسترش فولاد تبریز در لیگ برتر دچار بدشانسی شد. ما در چهار بازی پایانی نیم فصل از حریف بهتر بودیم اما نتیجه خوبی نگرفتیم. فکر کنم بدشانسی بزرگترین مانع بر سر راه‌مان بود. مطمئن هستم که تیم ما در نیمه فصل دوم به حق خود می‌رسد و ما می‌توانیم به جایگاه خوبی در جدول رده‌بندی برسیم. البته در مورد مکان تیم ما در پایان لیگ امسال باید بگویم که می‌خواهیم در بین تیم‌های نیمه بالای جدول باشیم.

سامان عضو تیم امید ایران است: «درحال حاضر سه بازی برای تیم امید انجام داده‌ام. من بازیکن ثابت تیم امید نیستم اما توانسته‌ام خودم را به مربیان تیم امید تحمیل کنم. خوشبختانه آقای علیرضا منصوریان سرمربی تیم امید به من اعتقاد دارد و نفرات مستعدی را به تیم امید دعوت کرده است. سطح فنی تیم امید بالاست و تواناترین بازیکنان به تیم امید دعوت شده‌اند، بازی کردن در تیم امید دشوار است. در ضمن به شما قول می‌دهم که بیشتر نفرات تیم امید در آینده به جایگاه بالایی می‌رسند و آینده روشنی دارند. نفراتی در تیم امید هستند که بدون شک در آینده به تیم‌ملی بزرگسالان می‌رسند.»

نریمان جهان خاطرنشان کرد: تلاش می‌کنم تا در تیم امید ماندگار شوم. برای ماندن در تیم امید باید تلاش کنم. آرزوی هر بازیکنی است که یک روز در میادین رسمی برای تیم کشورش به میدان برود. تیم امید بازهای آسیایی را پیش رو دارد و اگر دچار بدشانسی نشود می‌تواند طلسم راهیابی به المپیک را بشکند.

سامان نريمان جهان

سامان به تیم جوانان ایران دعوت شد: «آقای علی دوستی مهر سرمربی تیم جوانان ایران بود و مرا دعوت کرد اما من فقط یکبار در اردوهای آماده‌سازی حاضر شدم و در ادامه نیز از تیم جوانان خط خوردم. به هر ترتیب هر مربی برای خود تفکراتی دارد و باید به عقاید و سلایق مربیان احترام گذاشت.»

سامان با پیراهن تیم امید به تیم باشگاهی خود گل زده است: «اخیراً تیم امید یک بازی دوستانه مقابل تیم گسترش فولاد انجام داد که من در این بازی برای تیم امید گلزنی کردم. یک پاس خوب از نقی‌زاده کافی بود تا با یک ضربه چیپ دروازه تیمم را باز کنم. البته پس از گلزنی خوشحالی نکردم. به هرحال من بازیکن تیم گسترش فولاد هستم و تمام بازیکنانی که مقابلم بازی می‌کردند همبازیانم بودند.»

نریمان  جهان عنوان کرد: حقیقتا مدیون آقای رسول خطیبی هستم. او در پیشرفت من نقش تعیین کننده‌ای دارد. آقا رسول با تمامی بازیکنان تیمش رفیق است. ایشان در همین فصل گذشته برای تیم گسترش فولاد بازی می‌کرد و روابط صمیمانه‌ای با بازیکنانش دارد. به نظر من فاصله کم سنی آقا رسول و بازیکنان باعث شده تا تیم ما به هارمونی برسد و همه در خدمت تیم باشند.

او ادامه داد: آقای حسین خطیبی مربی تیم ما هستند. ایشان یک مربی مجرب است و به خیلی بازیکنان تیم کمک می‌کند.

علی دایی و رسول خطیبی الگوهای او درفوتبال ایران هستند: «آقای علی دایی یکی از مفاخر فوتبال آسیا می‌باشند. آقا رسول در فوتبال تبریز نشان داد که یک مهره ارزشمند است و می‌تواند مرد روزهای بزرگ باشد. ضمنا از بازی مجتبی جباری و محرم نوید‌کیا در خط هافبک خیلی خوشم می‌آید. آنها توانمند هستند و می‌توانند با پاس‌های خوب خود قفل خط دفاع و دروازه تیم حریف را باز کنند.»

سامان درمورد آینده می‌گوید: دوست دارم لژیونر شوم و در لیگ‌های معتبر اروپایی بازی کنم. از دوران کودکی تمایل شدیدی داشتم که یک روز به عنوان یک ایرانی در یکی از تیم‌های اروپایی پا به توپ بشوم و نامی برای خود در فوتبال اروپا دست و پا کنم. دوست دارم یک لژیونر افتخارآفرین باشم. البته به آینده خوشبین هستم و فکر کنم بتوانم در فوتبال به اندازه آرزوهایم ترقی کنم.

سامان با تک‌تک بازیکنان تیمش رفیق است: «خدا وکیلی با تمامی بچه‌ها دوست هستم. رسول علیزاده، احمد کامیار، میثم نقی‌زاده، مهرداد بایرامی و... با همگی رفیق هستم و احترام متقابل بین ما وجود دارد.»

  «اینیستا» و «مسی» الگوهای سامان هستند: «از هفت سالگی طرفدار تیم بارسلونا هستم. عملکرد «اینیستا» اسپانیایی در زمین را خیلی دوست دارم. ضمناً «مسی» نیازی به تعریف ندارد. او آنقدر خوب است که فوتبالیست‌های بزرگ بازیهای او را تحسین می‌کنند.»

سامان قادر است در پست هافبک راست بازی کند: «من یک هافبک نفوذی هستم و در پست‌های هافبک راست و چپ هم می‌توانم بازی کنم. البته علاقه شدیدی به بازی در پست هافبک راست دارم زیرا در این جناح می‌توانم راحت بازی کنم.»

سامان نريمان جهان

او می‌گوید: به نظر من یک هافبک راست می‌بایست قدرت بازیخوانی داشته باشد و در رفت و برگشت‌ها در زمین کم نیاورد. تحرک زیاد و قدرت بدنی بالا از دیگر خصیصه‌های یک هافبک راست آماده است. ضمنا قدرت بازیسازی  نیز داشته باشد تا مهاجمان را به خوبی تغذیه کند.

علی دایی و رسول خطیبی الگوهای او درفوتبال ایران هستند: «آقای علی دایی یکی از مفاخر فوتبال آسیا می‌باشند. آقا رسول در فوتبال تبریز نشان داد که یک مهره ارزشمند است و می‌تواند مرد روزهای بزرگ باشد. ضمنا از بازی مجتبی جباری و محرم نوید‌کیا در خط هافبک خیلی خوشم می‌آید. آنها توانمند هستند و می‌توانند با پاس‌های خوب خود قفل خط دفاع و دروازه تیم حریف را باز کنند.»

پدر مشاور سامان است: «هرگاه به مشکل می‌خورم و یا می‌خواهم یک تصمیم تازه برای حضورم در فوتبال بگیرم با پدرم مشورت می‌کنم. پدرم یک مشاور عالی است. به طور کلی پدرم با راهنمایی‌هایش باعث شده تا من در فوتبال رشد کنم. ضمنا در پاره‌ای از موارد با مربیان قبلی خود نیز صحبت می‌کنم و نظر آنها را جویا می‌شوم.»

بحث فوتبال را کنار گذاشتیم و صحبت‌هایمان در مورد زادگاهش آغاز کردیم: «کباب‌های بناب خیلی معروف هستند. کمتر کسی در ایران پیدا می‌شود که کباب بناب را نخورده باشد. ضمنا تعداد دوچرخه سواران بناب بیشتر از سایر شهرهای ایران است. ضمنا باغات شهر بناب خیلی مطرح هستند. محصولات کشاورزی همشهری‌هایم بی‌نظیر است و طرفداران زیادی در سراسر کشور دارد. انگور بناب خوشمزه است و یکی از معروف‌ترین انگورهای جهان است.»

او می‌گوید: کباب «بناب» به این خاطر معروف شده که از گوشت خالص و کمی پیاز تشکیل شده است. اگر در بناب باشم در روزهای تعطیل به رستوران «گلشهر» می‌رویم و آنجا کباب می‌خوریم.

سامان ادامه داد: مردم بناب خیلی مهربان هستند. آنها همیشه به من لطف دارند.

کیوان طباطبایی

بخش ورزشی تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها