سبک زندگی عاشقانه و خانوادگی بزرگان دینی را بدانید؛ رفتاری که شاید بهترین الگو برای سبک زندگی دینی خانواده های مذهبی امروزی هم باشد. این شما و این عاشقانه های علما.

یکشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
رفتار عاشقانه علما
رفتار عاشقانه علما سبک زندگی عاشقانه و خانوادگی بزرگان دینی را بدانید؛ رفتاری که شاید بهترین الگو برای سبک زندگی دینی خانواده های مذهبی امروزی هم باشد. این شما و این عاشقانه های علما. عالمان دینی جدا از سبک زندگی زاهدانه و عارفانه شان مثل همه ما بودند؛ آدم هایی عادی که مثل ما در این دنیا با همه گرفتاری هایش زندگی کردند، زندگی و خانواده داشتند و مثل همه ما در زندگی روزمره شان با کلی آدم و اتفاق روبه رو می شدند. راجع به زندگی عارفانه و مجتهدانه بزرگان دینی زیاد دیده، شنیده و خوانده ایم اما کمتر کسی هست که بداند این بزرگان چطور زندگی می کردند و رفتارشان با اعضای خانواده چطور بوده؟ با همسرشان چطور برخورد می کردند یا حتی ماجرای ازدواجشان چگونه بوده؟ نکته ای که انگار حلقه گمشده سیره عملی و زندگی آنهاست. تلاش ما در این مقاله، پرداختن به همین گوشه جذاب و مهم اما مغفول مانده زندگی بزرگان دینی است. حالا دیگر کمتر کسی هست که از نامه عاشقانه و لطیف امام خمینی (ره) به همسرشان اطلاعی نداشته باشد و البته کمتر کسی هست که بداند مثلاً صاحب تفسیر المیزان با درگذشت همسرش چقدر اشک ریخته. شاید برای شما هم جالب باشد که سبک زندگی عاشقانه و خانوادگی بزرگان دینی را بدانید؛ رفتاری که شاید بهترین الگو برای سبک زندگی دینی خانواده های مذهبی امروزی هم باشد. این شما و این عاشقانه های علما. علامه طباطبایی برای همه عجیب بود. علامه و گریه؟! آن هم برای از دنیا رفتن کسی؟ درست است که همسر علامه از دنیا رفته بود و او تمام 27 روز آخر بیماری او حتی یک لحظه تنهایش نگذاشته بود اما این همه گریه و سوگواری آن هم از کسی که همه را در مصیبت ها دعوت به آرامش می کرد، عجیب بود. رفته بودند پیشش که دلداری اش بدهند و از راز گریه علامه سر در بیاورند. این طور جواب گرفته بودند. « مرگ حق است. همه باید بمیریم. من برای مرگ همسرم گریه نمی کنم. گریه من برای کدبانوگری و محبت های خانم است. ما زندگی پر فراز و نشیبی داشتیم. در نجف اشرف با سختی هایی مواجه می شدیم و من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی اطلاع بودم. اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما هیچگاه نشد خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی کرد. یا کاری را ترک کند که بگویم کاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگی ما هیچگاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی یا چرا ترک کردی؟» بعد هم که تا سه چهار سال هر روز سر مزار همسرش می رفت و بعدتر هم شد هفته ای دو روز به صورت مرتب. می گفتند بنده خدا بایستی حق شناس باشد. اگر آدمی نتواند حق مردم را ادا کند حق خدا را هم نمی تواند ادا کند .[1] خانم، بی نظیر است خانم زهرا اشراقی: علت علاقه عمیق حضرت امام به همسرشان، فداکاری خانم بود. همیشه می گفتند: «خانم، بی نظیر است». ایشان پانزده سال در آب و هوای گرم نجف مشکلات را تحمل کرده و همه جا همراه امام بودند، در حالی که در خانواده پدری شان در رفاه به سر می بردند و دختر خانم پانزده ساله ای بیش نبودند که به خانه امام وارد شدند. مثل اینکه در آن موقع قم را دوست نداشتند؛ ولی هرگز این مسئله را نزد امام اظهار نکرده بودند. امام همیشه در پاسخ ما که می پرسیدیم: چه کنیم که شوهران مان به ما این همه علاقه مند باشند؟ می گفتند: « اگر شما هم این قدر فداکاری کنید، همسران تان تا آخر همین قدر به شما علاقه خواهند داشت ». اهمیت به قانون منزل خانم زهرا مصطفوی: فرض کنید اگر مادرمان یک قانون برای منزل ما وضع کرده باشد، ایشان حتماً رعایت می کنند.اگر احیاناً امام بیایند و بگویند: «من اینجا می خواهم بنشینم.» اگر مادرمان بگویند: نه، دیگر بنا به این نیست که اینجا کسی بنشیند؛ ایشان فوراً عمل می کنند. سفارش همسر حاج سید احمد آقا خمینی: هر وقت برای حضرت امام حادثه ای مانند بیماری اتفاق می افتاد، ایشان نزدیکان را فرا می خواندند و سفارش مادرمان را می کردند. از سختی ها و مشقت هایی که مادرمان کشیده است، صحبت می کردند و می فرمودند: «باید رضایت مادرتان را جلب کنید». روزهای آخر عمر، ایشان مرا خواستند و باز سفارش مادرم را کردند و فرمودند: « مادرت به جز خدا کسی را ندارد، مبادا برخلاف میلش کاری انجام دهی ». آیت لله مجتهدی تهرانی (ره) آقا بسیار دلرحم، مهربان و خانواده دوست بودند و همه مسائل اخلاقی را رعایت می کردند. مثلاً بر کنار هم بودن، احترام زن به مرد و برعکس و مهربانی در خانواده خیلی تأکید داشتند و می گفتند حدیثی هست که می فرماید زنی که در منزل مرد بد اخلاق است، غریب است و مردی که در منزل زن بد اخلاق است، غریب است . با اینکه سرشان خیلی شلوغ بود اما معمولاً یک سوم از شبانه روز را سعی می کردند کنار خانواده و فرزندانش باشند. البته با توجه به اینکه آقا به کارهای حوزه و مسائل طلبه ها بسیار حساس بودند، گاهی نمی توانستند مثل همیشه به خانه بیایند و این زمان کمتر می شد. ما ناراحت نمی شدیم. البته آقا هم سعی می کردند این کمتر آمدن را جای دیگری جبران کنند. مثلاً قول سفر می دادند. معمولاً کارها خیلی منظم و با آرامش انجام می شد. برای همین به ناراحتی نمی رسید. انتظار حاج آقا این بود که در خوشی ها و ناخوشی ها کنارشان باشیم. آقا همیشه می فرمودند بالا و پایین در زندگی وجود دارد اما آنچه که مهم است، توکل به خداست. نکته بعدی که فکر می کنم حاج آقا انتظار داشتند این بود که حجابمان را رعایت کنیم و با تقوا و پرهیزگار باشیم و زمان مشکلات هم به ایشان سخت نگیریم. شهید مطهری همسرش را فرستاده بود اصفهان که با دخترشان دیداری تازه کند. خانم بعد از چند روز با دوستش از اصفهان برگشته بود. دیگر نیمه شب شده بود و دیده بود همه بچه ها خوابند و آقا مرتضی بیدار. منتظرشان نشسته بود با یک سینی چای تازه دم و یک ظرف میوه و یک دیس شیرینی . برای او که تازگی نداشت. هر چه یادش می آمد، بیشتر وقت ها دم کردن چای صبحانه کار آقا مرتضی بود. دوستش اما حسابی تعجب کرده بود: « واقعاً همه روحانی ها اینقدر خوبند؟!» بعد شوهرش آمده بود کنارش و با ناراحتی در گوشش چیزی زمزمه کرده بود: « می ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید.»[2] احترام به همسر آیت الله محمد علی جاودان نقل می کند: خصوصیت دیگر استادمان آیت الله حق شناس (ره) احترام خاصی بود که ایشان نسبت به خانم ها داشتند. اگر می دانستند کسی نسبت به همسرش بدرفتاری می کند، نسبت به او بسیار خشم می گرفتند. نسبت به همسر بزرگوار خودشان نیز نهایت ادب و احترام را داشتند و می فرمودند: من کمال خود را در خدمت همسرم می دانم و خود را موظف می دانم که آنچه ایشان می خواهد، فراهم کنم.و بسیار کم اتفاق می افتاد که بدون ایشان به مسافرت بروند. پی نوشت ها: [1] . برگرفته از سخنان فرزند علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) [2] . برگرفته از خاطرات همسر شهید آیت الله مرتضی مطهری منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه پایگاه راسخون ماه نامه قرآنی نسیم وحی تهیه و فرآوری: جواددلاوری، گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها