رسالت انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ و از آن جمله پیامبر خاتم(ص) نیز رسالت و وظیفهای جامع و فراگیر بوده است. ، بنابراین از نگاه امام خمینی(ره) رسالت و وظیفه روحانیون نیز امری جامع و فراگیر در رابطه با کلیت اسلام و رسالت انبیا و اولیای الهی است.
وظایف روحانیت از نگاه امام ره(1)
رسالت انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ و از آن جمله پیامبر خاتم(ص) نیز رسالت و وظیفهای جامع و فراگیر بوده است. ، بنابراین از نگاه امام خمینی(ره) رسالت و وظیفه روحانیون نیز امری جامع و فراگیر در رابطه با کلیت اسلام و رسالت انبیا و اولیای الهی است.
اسلام، دینی جامع و فراگیر است که همه جوانب و زوایای زندگی فردی، اجتماعی، مادی و معنوی انسان و جوامع بشری را دربرمیگیرد و درصدد تامین سعادت دنیوی و اخروی بشر است. بنابراین جامعیت اسلام بدان مفهوم است که اولا پاسخگوی کلیه نیازهای بشری اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، عبادی و فردی میباشد و ثانیا جهانشمول است و منحصر به قوم، قبیله، ملت و منطقه جغرافیایی خاصی نیست بلکه جهان بشریت و تمام جوامع انسانی را دربرمیگیرد.
رسالت انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ و از آن جمله پیامبر خاتم(ص) نیز رسالت و وظیفهای جامع و فراگیر بوده است. بطوری که هریک از انبیا در زمان خود تمام تلاش خود معطوف به هدایت بشریت نموده اند . بنابر این باید گفت که در زمان حاضر علمای اسلام که جانشینان خلف برای انبیا و امامان معصوم هستند وظیفه بسیار سنگین هدایت گری انسانها را بر عهده دارند و ازجمله آنها حضرت امام ره است که به حق توانست وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد.
چرا که امام خمینی(ره) با بینش و نگرش عمیق خود، اسلام را در «جامعیت» آن میبیند و تفسیر و تبیین میکند. او اسلام را تنها در بعدی از ابعاد آن یا صرفا در عبادت یا فقاهت و ... نمیبیند بلکه اسلام را مکتب جامعی میداند که سیاست و عبادت و فقه و اقتصاد آن در یک رابطه کلی در ارتباط تنگاتنگ معنابخش است و نقصان در هرکدام از این ابعاد، هدف کلی و الهی آن را از بین میبرد، بنابراین از نگاه امام خمینی(ره) رسالت و وظیفه روحانیون نیز امری جامع و فراگیر در رابطه با کلیت اسلام و رسالت انبیا و اولیای الهی است.
در بینش و منطق قرآن و اسلام، انسان دارای مقام و منزلتی والاست که به واسطه آن بر فرشتگان برتری مییابد و خداگونه میشود. این فضیلت و برتری انسان صرفا در رابطه با مسوولیت و رسالتی که از جانب خداوند به او تفویض شده است قابل تبیین است.
از نظر قرآن کریم، به تبع همین شان و منزلت، انسان به مقام خلیفةاللهی نائل آمده و جانشین خدا بر روی زمین شد، تا حکومت و حاکمیت و اراده خداوند را در روی زمین تحقق بخشد. انسان به واسطه قبول و پذیرش این مسوولیت سنگین، اشرف مخلوقات شد و خداوند از روح خود در او دمید. مصداق واقعی این انسان متعهد و مسوول و دارای رسالت، چنانچه گفته شد انبیا و اولیا پیامبران و ائمه الهی هستند. آنها رهبری بشریت را به سوی سعادت و کمال دنیوی و اخروی به عهده داشتند. و بعد از انبیا نیز این وظیفه بر عهد علمان شیعه نهاده شده است.
به استناد این بینش عمیق الهی و اسلامی، امام خمینی(ره) براساس « العلماء ورثةالانبیاء » و « الفقهاء امناءالرسل »، علما و روحانیون را وارثان انبیا و در راس آنان، فقها را امانتداران پیامبران و رسولان خداوند میداند و میدانیم که پیامبران غیر از پیام وحی و ابلاغ و تبلیغ و رسالت الهی چیزی از خود به ارث باقی نگذاردهاند. بنابراین امام خمینی(ره) برای علما و روحانیون اسلام، همان وظیفه، تکلیف، مسوولیت و رسالت پیامبران و ائمه(علیهمالسلام) را قائل است، به همانسان که رسالت و مسوولیت پیامبران و انبیا و ائمه تک بعدی و یا حتی چند بعدی نیست، بلکه کامل، فراگیر و همهجانبه است و همه زوایای زندگی فردی، عبادی، اجتماعی و سیاسی انسان و جوامع بشری را دربرمیگیرد.[1]
امام راحل به عنوان فقیهی که پرچمدار بزرگترین نهضت دینی و معنوی در جهان معاصر است، هم از جهت عملی یک شخصیت ممتاز اخلاقی معنوی به شمار میرود، هم از حیث علمی و نظری بیش از همه معاصران خود به تحقیق و تألیف و تدریس آثار اخلاقی اهتمام ورزیده است؛ از این رو در میان اندیشمندان جایگاه ویژهای دارد.
و باید بیان نمود که روحانیت در طول تاریخ اسلام، نگهبان شریعت بوده و هدفی جز آگاه ساختن مردم از احکام و تعالیم دین نداشته است.
روحانیت خود را به حق وارث انبیا میداند و سعی در ادامه راه آنان دارد. چنین رسالتی نیازمند آن است که چونان انبیا، خود را به زیور صفات و اعمال نیکو آراسته و از لوث صفات و اعمال مذموم بپیراید. از این منظر قطعا اولین وظیفه روحانیت توجه به خود است. روشن است که بخشی از این صفات و اخلاقیات را باید در اخلاق فردی و تزکیه نفس جستجو کرد، اما در باب اخلاق و بایسته های رفتار درون صنفی روحانیت نیز باید نکاتی را بر شمرد:
و به همین جهت باید بیان نمود که تبلیغ دین و انجام وظایف حوزه علمیه جز با بر پایی وحدت ممکن نیست. تاریخ نشان داده که اختلاف میان روحانیت همه اطراف اختلاف را هدف می گیرد و اعتبار روحانیت را از میان می برد و نفوذ آن را در جامعه ساقط می کند و در نهایت تنها به سود دشمنان تمام خواهد شد. علمای ربانی حوزه ها هیچگاه در میدان اختلافات وارد نشدند و اگر در موضع گیری ها و عمل کرد ها تفاوتی دیده می شود نه بر خاسته از اختلاف درونی بلکه ناشی از اختلاف در شیوه اجتهاد است. حوزه های علمیه باید راه بر اختلاف ببندند، از طرح مباحث تفرقه انگیز به شدت پرهیز و مسببان جناح بندی ها در حوزه را طرد کنند.[2]
و به همین جهت اسلام، شأن و منزلت خاصی برای عالمان دین قائل است، تا آنجا که امام جعفر صادق علیهالسلام میفرمایند: « اِنَّ العُلَمَاءَ وَرَثَهُ الاَنْبِیاءَ؛ [3] علماء وارثان انبیاء هستند.» از این رو همان گونه که انبیای الهی در راه ترویج و تبیین احکام از هیچ کوششی فروگذار نمیکردند، روحانیت نیز باید این نقش را به نحو مطلوب ایفا کنند. در تاریخ کشور ما، روحانیت مرجع رسمی تبیین باورهای اعتقادی و ارزشهای اخلاقی و نیز استنباط و افتای احکام عملی به شمار میرود و این نقش در حال حاضر مسۆلیت ایشان را بیش از پیش سنگینتر ساخته است.
ادامه دارد....
پی نوشت ها:
[1] رسالت روحانیت از نگاه امام خمینی، بهروز رشیدی
[2] وظایف درون صنفی روحانیت، عالم زاده نوری
[3] بحار الانوار، ج 2، ص 22.
منبع:
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان
سایت پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
معاونت تهذیب حوزه علمیه
سایت کتاب نیوز
تهیه و فرآوری: جواددلاوری، گروه حوزه علمیه تبیان


