سینمای «وحشت» به عنوان یكی از پرطرفدارترین گونه های صنعت سینما، همواره مورد توجه سینماگران بوده و به لحاظ اقتصادی سود كلانی را در دهه های مختلف نصیب استودیوهای فیلمسازی كرده است.

چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
شخصیت ترسناك اما پول ساز
شخصیت ترسناك اما پول ساز سینمای «وحشت» به عنوان یكی از پرطرفدارترین گونه های صنعت سینما، همواره مورد توجه سینماگران بوده و به لحاظ اقتصادی سود كلانی را در دهه های مختلف نصیب استودیوهای فیلمسازی كرده است. شاخص ترین این دسته از آثار عموما قهرمان محور بوده و بخش مهمی از بار دراماتیك خود را بر دوش آنها می گذارند. برای نمونه می توان از «دراكولا» یاد كرد كه در دوره های مختلف آثار متعددی برپایه آن شكل گرفته و از كم هزینه ها تا پرهزینه ها را شامل می شود. «دراكولا» نیز به مانند بسیاری از شخصیت های ماندگار تاریخ سینما، ریشه در ادبیات داشته و به كتاب «دراكولا» نوشته «برام استوكر» ایرلندی تبار باز می گردد كه در سال های پایانی قرن نوزدهم به چاپ رسیده است. اثری درخشان كه برام استوكر در نگارش آن از افسانه های مربوط به «ولاد سوم دراكولا» بهره گرفته است. «ولاد سوم دراكولا» اشراف زاده تنها و ثروتمندی است كه تمامی نزدیكان خود را از دست داده و زندگی غم انگیز و كسالت باری دارد. برام استوكر در نگارش این كتاب، «دراكولا» را به ضد قهرمانی جذاب تبدیل كرده كه مخاطب را پس نزده و تا به آخر با خود همراه می سازد. شهر كوچك ترانسیلوانیا در رومانی زادگاه «كنت دراكولا» ست كه فضای سرد و برفی آن در القاء حس وحشت به مخاطب عالی عمل كرده و یكی از اركان موفقیت بلندمدت آن به حساب می آید. خون آشام بودن او مهمترین وجه این شخصیت است كه سینماگران به بهترین شكل از آن بهره گرفته و ترس را به جان مخاطبان خود می اندازند. سینمای صامت برای نخستین بار از این شخصیت بهره گرفت كه با موفقیت خوبی روبرو شد. پس از آن در دوران سینمای ناطق، سری فیلم هایی با محوریت شخصیت دراكولا با بازی «بلا لوگوسی» با گریم هایی اغراق آمیز ساخته شد كه به مرور با پیشرفت فنی سینما به دراكولاهای «كریستوفر لی» رسید. كریستوفر لی بیشترین تعداد نقش آفرینی در این شخصیت را داشته و نام وی با دراكولا عجین شده است. فیلم هایی با قصه های كاملا معمولی و بعضا تكراری كه اغلب به مدد علاقه ذاتی مخاطب به لذت ناشی از ترس گیشه های نسبتا موفقی داشته اند. در كنار این خون آشام كلاسیك تاریخ سینما، فیلم های بسیاری با محوریت خون آشامان ساخته شد كه از آن میان فقط برخی به ماندگاری رسیده اند. برای مثال می توان به فیلم «مصاحبه با خون آشام» ساخته نیل جوردن اشاره كرد كه با پیروی از قواعد سینمای وحشت و با تكیه بر ستاره خود - تام كروز - در ابتدای دهه نود ساخته شده است. موج هراس حاكم بر این فیلم از جنس فیلم های معمولی دراكولایی نبوده و كاملا به عمق روح و روان مخاطب خود نفوذ می كند. دراكولا» نیز به مانند بسیاری از شخصیت های ماندگار تاریخ سینما، ریشه در ادبیات داشته و به كتاب «دراكولا» نوشته «برام استوكر» ایرلندی تبار باز می گردد كه در سال های پایانی قرن نوزدهم به چاپ رسیده است. اثری درخشان كه برام استوكر در نگارش آن از افسانه های مربوط به «ولاد سوم دراكولا» بهره گرفته است از سوی دیگر فیلمسازان جوانی همچون «كوئنتین تارانتینو» در فیلم خون آشامی «از گرگ و میش تا سحر» به سراغ محورهای اصلی این جنس از سینما رفته و مبارزه گروهی را با مردم خون آشام روستایی كوچك را به تصویر كشیده است. اما این فیلم های دراكولایی بعضا دستمایه هجو نیز قرار گرفته اند كه بهترین آنها دراكولای «رومن پولانسكی» با بازی خود او و همسرش «شارون تیت» است. یك كمدی درخشان و دوست داشتنی كه به شكلی هجوآمیز به این شخصیت هولناك پرداخته و بسیار مدیون كارگردانی هوشمندانه رومن پولانسكی است. سال های ابتدایی دهه 90 میلادی را باید دوران شكوفایی فیلم های دراكولایی دانست كه سرآمد همه آنها دراكولای برام استوكر ساخته «فرانسیس فورد كاپولا» است. این كارگردان برجسته سینما پس از چند تجربه ناموفق و كم فروش برای جبران خسارت های خود به ساخت این فیلم مشغول شد. فیلمی به شدت وفادار به روح اثر برام استوكر ایرلندی است كه از قصه آن تمام و كمال بهره گرفته است: كنت دراكولا - با بازی گری اولدمن - كه حاكم بر ترانسیلوانیاست با حمایت كلیسا به مقابله با ارتش عثمانی می رود. كنت پس از پیروزی در جنگ به هنگام بازگشت به قصر مجلل خود با جسد همسر خودكشی كرده اش مواجه شده و از فرط اندوه به نوشیدن خون و انكار خدا روی می آورد. سال ها بعد با ورود پروفسور «ون هلسینگ» و همكارانش «جاناتان» و «مینا» به قصر، ماجرایی پیچیده و هولناك با محوریت كنت دراكولا رقم می خورد. كاپولا كه فیلمسازی كمال گراست در این فیلم با بهره گیری از جوهر ذاتی قصه به جای ساخت یك اثر صرفا تجاری، تابلویی هنری را خلق كرده است. طراحی صحنه فوق العاده فیلم كه اسكار را به شایستگی از آن خود كرده، نقطه قوت فیلم در كنار كارگردانی كاپولاست كه فیلم را مسحوركننده از آب درآورده است. فیلم با وجود زمان نسبتا بالایش(دو و نیم ساعت)، به هیچوجه خسته كننده از كار درنیامده و ریتم مناسبی دارد. انتخاب بازیگر در فیلمی از این جنس، ظرافت های خاصی را می طلبیده كه خوشبختانه لحاظ شده است. «گری اولدمن» یكی از «بدمن» های ماندگار تاریخ سینماست كه با زیركی خاصی از سیاهی های نقش گرفته و آن را به خاكستری نزدیك می سازد. ایفای نقش كنت دراكولا توسط او، این نقش را به شدت به تصویر استوكر در كتابش نزدیك كرده و تا امروز نزدیك ترین تصویرسازی به خود كتاب است. البته نباید از گریم فوق العاده گری اولدمن نیز به سادگی گذشت، زیرا نقشی كلیدی در كیفیت والای بازی او داشته است. در كنار آن باید به دیگر شخصیت های مكمل دراكولا همچون «ون هسلینگ» اشاره كرد كه نقش برجسته ای در پیشبرد داستان داشته و مخاطب را به سوی خویش فرامی خواند. فیلم فوق در اكران بسیار مورد توجه منتقدان و عموم قرار گرفته و با فروش 215 میلیون دلاری، در بالای جدول پرفروش ترین های سال قرار گرفت. هرچند كه اعضای آكادمی اسكار با بی مهری با فیلم روبرو شد و فقط یك اسكار را به آن اختصاص داد، در حالیكه استحقاق بیشتر از اینها را داشت. در سال های اخیر سینمای وحشت به سمت وسوی دیگری رفته و دیگر كمتر به خون آشام كلاسیك خود توجه نشان می دهند، اما هرگز نمی توان شخصیت محبوب و پولساز دراكولا از این گونه سینمایی جدا كرد. بخش سینما و تلویزیون تبیان منبع: ایرنا

پربازدیدها

پربحث‌ها