مقدمه: با مجید مرادی، جانباز شیمیایی، عکاس و نویسنده دفاع مقدس در قسمت های اول، دوم و سوم آشنا شدیم، وی ادامه داد: کامنت های مردم را در فضای مجازی جویا میشوم.
مجبوریم داروهای تاریخ گذشته مصرف کنیم
گفتگو با مجید مرادی،جانباز شیمیایی (قسمت آخر)
با مجید مرادی، جانباز شیمیایی، عکاس و نویسنده دفاع مقدس در قسمت های اول ، دوم و سوم آشنا شدیم، وی ادامه داد: کامنت های مردم را در فضای مجازی جویا میشوم.
شاید اگر یک روز پولدار شوم، این کامنتها را در جلد دوم کتاب، چاپ کنم مردم همگی از آن استقبال کرده و اکثراً عاشق کاراکتر "ایرج" هستند و از من سراغ مزار او را میگیرند. من هم در جواب میگویم سر مزار هر شهید گمنامی که رفتید او را یاد کنید.
درمان قطعی برای هیچ عارضه شیمیایی وجود ندارد
شبهای ساسان، مجموعه عکس دلتنگیهای باران، تمبر شهدای همدان و کارهای تبلیغاتی ایثار و شهادت، کارهای است که هیچ کدام مال مجید مرادی نیست بلکه به خواست و مدد دوستان شهیدش گردآوری شده است. آنها بودند که هدایتگر این قلم و دوربین بودند.
از جراحتهای شیمیایی بگویید. چه عوارضی دارد؟
کسانی که در اوایل جنگ به آلودگی شیمیایی دچار شدند و من می شناختم، الان همه شهید شدهاند. چون مجروحیت شیمیایی آنها زیاد بود. گازهای شیمیایی چند مدل بود. خردل، سیانور، اعصاب و عامل خون بود که به سرطان خون تبدیل میشد. اکثر کسانی که به این عوامل دچار شدند شهید شدند. اما کسانی که از گاز خردل استفاده کردند همچنان درگیر آن هستند.عوارض شیمیایی گاز خردل درمان ندارد، فقط قابل کنترل است و در واقع درمان قطعی برای هیچ عارضه شیمیایی وجود ندارد. نحوه بروز عوارض آن هم در شرایط جوی مختلف متفاوت است. هوای سرد، هوای گرم، غبار آلود، عوارض جانبی مخصوص خود را دارد و ما در هر شرایط جوی یک مشکلی داریم. گاهی هم عوارضی در یک دوره همه جانبازان شیمیایی را دچار مشکل میکند. مثلا در یک دوره زمانی کلیههای همه جانبازان شیمیایی دچار مشکل میشود و در دوره دیگر کبدهایشان بیمار میشود. به هر حال اینها همیشه با این عوارض دست و پنجه نرم میکنند.
معتقدیم ما دینی به گردن مردم نداریم
آن چیزی که مهم است اعتقاد جانبازان شیمیایی است. همه ما معتقدیم ما دینی به گردن مردم نداریم. ما منتدار مردم هستیم و به خاطر دفاع از انقلاب اسلامی و مردم به جبهه رفتیم. با اختیار خود و به خواست خودمان به جبهه رفتیم و میدانستیم آنجا نقل و نبات پخش نمیکنند و با سلاحهای متفاوتی سر و کار داریم. الان هم شکر میکنیم که با درسهای که از جنگیدن گرفتهایم زندگی میکنیم. هیچ کدام ما قدیس نیستیم. خدا لطف کرده و ما را در زمره جانبازان شیمیایی قرار داده است. کسانی که برای دفاع از این مملکت شیمیایی شدند. این خودش نعمتی است. دوستی دارم به نام محمود که در حمله های تنفسیاش فقط خدا را شکر میکند. نه تنها محمود که اکثر بچهها در همین شرایط خدا را شکر میکنند.
دولتهای غربی هم برخلاف اینکه میگویند دارو را تحریم نکردهایم همه داروهای مورد نیاز جانبازان شیمیایی را تحریم کردهاند. ما حتی برخی اوقات مجبوریم داروهای تاریخ گذشته مصرف کنیم
مجبوریم داروهای تاریخ گذشته مصرف کنیم
یک سری داروهای خارجی هست که تهیه آنها سخت و محدود است. چند نوع اسپری وجود دارد مثل اسپری "سروی تاید" که به صورت دورهای نایاب میشود. سلیشن "آترو ونت" و "سالبتامول" داروهایی است که برای کسانی که حملههای تنفسی دارند استفاده میشود. اینها گاهی به ندرت پیدا میشود. بنیاد شهید هم همه سعیاش را میکند تا این داروها را برای جانبازان تهیه کند. اما گاهی از توان آنها هم خارج است. ما حتی برخی اوقات مجبوریم داروهای تاریخ گذشته مصرف کنیم. دولتهای غربی هم برخلاف اینکه میگویند دارو را تحریم نکردهایم همه این داروها را تحریم کردند. فقط ما جانبازان شیمیایی نیستیم که داروهایمان تحریم است برخی از بیماریهای خاص هم داروهایشان نایاب و تحریم شده است. نمیدانم قرار است این نگاه چه زمانی تغییر کند. مریضی که به دارو نیاز دارد نباید از آن محروم باشد.
هیچ کس در ولایت مداری به پای مردمی که در شهرهای مرزی مقاومت کردند نمیرسد
مشکل شیمیایی فقط هم برای رزمنده ها نیست. در بیمارستان بچههای زیادی را دیدم که در بمباران سردشت و شهرهای مرزی خوزستان شیمیایی شدهاند و الان هم با مشکلات آن دست و پنجه نرم میکنند. به نظر من دو قشر از آدمها جز بهترینهای جنگ هستند. یکی کسانی که سالهای دفاع مقدس متاهل بوده و خانواده را در عین وابستگی رها کرده و برای دفاع آمدند. و دوم کسانی که زیر بمباران موشک و شیمیایی مقاومت کردند و خانه و کاشانه شان را رها نکردند.
آن شهیدانی که در بمباران شهید و یا مجروح شدهاند کم از رزمندگانی که در مهلکه و مناطق عملیاتی بودند ندارند. شاید خیلی هم از آنها بهتر باشند. آنها میتوانستند بروند و خانههایشان را رها کنند صدام تحلیلش این بود که شهرها از جمعیت خالی شود ولی همین مردم ما بودند که مقاومت کرده و شهرشان را رها نکرده بودند. اینها ولایتمدارهای همان سالها بودند که از ما رزمندهها هم رزمنده تر بودند. آنها هم مثل ما در همین بحث تحریم، تحمل میکنند و هیچ کس هم بر ولایت مداری به پایشان نمیرسد.
به نظرتان کنفرانس بازنگری سازمان منع سلاحهای شیمیایی که اخیرا هم برگزار شد کار به جایی برده است؟
مسئولین ما کارشان را میکنند و شکایتشان را هم در زمینه بمبارانهای شیمیایی در هشت سال دفاع مقدس به دادگاه لاهه بردهاند. جانبازان مجروح و شیمیایی را هم گواه شهادتشان با خود بردهاند و پرونده را دنبال میکنند. آن طرف قضیه است که تشریفاتی نگاه میکند و هنوز هم حاضر نیست بابت خسارتهای شیمیایی به ما غرامتی بدهد. اگر چه ما دنبال غرامت گرفتن نیستیم.
ما پای مملکتمان ایستادهایم. هیچ واژه ای کثیفتر از جنگ وجود ندارد. ما هم جنگ نکردیم، بلکه دفاع کردیم. آنها آمار مجروحان شیمیایی و قطع نخاعیهای ما را میدانند. آمار شهدای ما را هم دارند ولی هیچ کاری نمیکنند.
از رسیدگی بنیاد شهید و نهادهای مسئول راضی هستید؟
رسیدگیها در حد بضاعت خودشان است. گاهی ممکن است مسئولی باشد که کم کاری کند ولی نباید براساس آنکه یک نفر مشکل دارد کل سیستم را دچار مشکل دانست. برخی از بچهها مشکلاتی دارند که حل شدنی نیست. گلهای وجود دارد راجع به رزمندگانی که هیچ مجروحیتی ندارند. متاسفانه این رزمندگان به عنوان جانباز شناخته نمیشوند. در حالی که فقط اگر کسی در آن فضاهای پراسترس و سروصدا قرار بگیرد دچار ناراحتیهای میشود که با بالا رفتن سن برایش ضایعایی ایجاد میکند. برخی از جانبازان هم هستند که صورت سانحه آن زمان مجروحیتشان را ندارند یا در زمان مجروحیت به خاطر کمبود نیرو در خط مقدم به مراکز درمانی مراجعه نکردهاند. مسئولین باید توجه کنند که حق اینها ضایع نشود گرچه یک سری آزمایشات انجام میشود برای تشخیص مجروحیتشان اما باید با یک بازنگری بهتری به آنها نگاه شود.
بخش فرهنگ پایداری تبیان
منبع: تسنیم


