در مقاله گذشته گفتیم که گروه موسوم به کبرا از جمله هنرمندانی بودند که با الهام از هنر پل کله و نقاشی های بدوی به تولید آثار انتزاعی دست زدند که متاثر از پیامدهای بعد از جنگ جهانی بود.

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
آوانگاردی موسوم به کبرا (2)
آوانگاردی موسوم به کبرا (2) در مقاله گذشته گفتیم که گروه موسوم به کبرا از جمله هنرمندانی بودند که با الهام از هنر پل کله و نقاشی های بدوی به تولید آثار انتزاعی دست زدند که متاثر از پیامدهای بعد از جنگ جهانی بود. گروه کبرا در یک کنفرانس بزرگ بین‌المللی در پاریس در سال 1948 آغاز به کار کرد. پایگاه آنان به طور وسیع در سه پایتخت شمال اروپا: کپنهاگ، بروکسل و آمسترام قرار داشت که حروف آن اسامی (ک. بر. آ) کلمه‌ای می‌سازند که همان نام کفچه مار هراس انگیز کبرا، و مار کبرایی که با پیچ و خم‌هایش همین کلمه را تصویر می‌کند، است و این نشانه گروه بود. این اسم محصول قلم "دوترمون" کاتب بلژیکی است. گفتنی است که نام کبرا هراس و وحشت را القا می‌کند که شاید علت انتخاب این نام و نشان ایجاد همین ترس و وحشت است.شاید علت دیگر آن، نام این حیوان رمزگونگی و مهابت توأم با رازداری باشد. نشانه‌ای برای خودپروری و تولدهای مکرر و احیاء خویشتن. و همچنین مظهر نیروی حیات و کمال به شمار می‌رود. آنها خواستار طرح‌هایی تراویده از ذهن بودند و ساخته و پرداخته و عالمانه را به چالش می‌کشیدند. نقاشان گروه کبرا اعتقاد داشتند که هنر با زیبایی پیوستگی ندارد و این علت اصلی مخالفتشان با هنر آکادمیک و گروه استیل و موندریان بود. زیرا نئوپلاسیسم، نظریه زیبایی شناختی موندریان است که احکامی را مبتنی بر این نظریه منتشر کرده بود: هنر باید کاملا انتزاعی باشد. از شکلهای راستگوشه در وضعیت افقی و عمودی استفاده شود، رنگها باید مشتمل بر رنگهای اولیه ( سرخ ، زرد آبی ) سیاه، سفید و خاکستری باشد .اگرچه این سبکی خلاق و نو به شمار می‌رفت و تفکر جهان هنر را به خود معطوف کرده بود اما بر پایه قوانین و تفکرات، بنا شده و عقلانیت را سر منشأ خود قرار داده بود که این روش روح تحولگر و فوران احساسات نقاشان کبرا را فرو می‌نشاند. این قوانین در چشم آنها موانعی تلقی می‌شد که حس جوشان و کار آفرین هنرمند را در خود گم می‌کرد. گروه کبرا به تباین‌ها و تضادهای مستتر در زاویه قائمه و تعادل پایدار با خط‌های مستقیم، و طرحی تدریجی و محاسبه شده آنگونه که گروه استیل بدان اهمیت می‌داد، اعتقادی نداشتند. نوعی بی‌قراری و شتابزدگی به شکلی که می‌خواستند از زمان وفرصت زندگی به خوبی استفاده کنند، در آثارشان دیده می‌شود. آنها ماشین و ماشینیسم را نمی‌ستودند. نه تنها در آن نوعی انضباط معنوی و زیبایی جدیدی نمی‌دیدند بلکه نوعی لگام گسیختگی و تشویش را از ویژگی‌های آن برمی‌شمردند و سلاح‌های مترقی آدمکشی را پایمال کننده‌ی روح انسان و برکوبنده‌ی عوالم و احساس‌های معنوی او می‌دانستند. نام کبرا هراس و وحشت را القا می‌کند که شاید علت انتخاب این نام و نشان ایجاد همین ترس و وحشت است.شاید علت دیگر آن، نام این حیوان رمزگونگی و مهابت توأم با رازداری باشد. نشانه‌ای برای خودپروری و تولدهای مکرر و احیاء خویشتن. و همچنین مظهر نیروی حیات و کمال به شمار می‌رود. آنها خواستار طرح‌هایی تراویده از ذهن بودند و ساخته و پرداخته و عالمانه را به چالش می‌کشیدند بیشتر نقاشان پیرو گروه کبرا نوعی پیکره‌نمایی با اقتباس از هنر قومی، هنر کودکان، و هنر پیش از تاریخ یا هنر بدوی مآب را به کار می‌بستند. مهمترین اصل اتحاد این هنرمندان، نظریه ایشان در خصوص آزادی کامل اشکال انتزاعی همراه با تأکید بر حرکت قلم مو بود. از این لحاظ این هنرمندان از پیروان "دو بوفه" و "فوتریه" فرانسوی به شمار می‌رفتند. هنرمندان گروه کبرا احترام فوق‌العاده‌ای برای این هنرمندان قائل بودند. البته مسیری که در شیوه‌ی بیان پیش گرفته بودند متفاوت بود و عموماً خشونت آمیزتر، رنگارنگ‌تر، پویاتر و ظاهراً آشفته‌تر بود. دلیل احترام و پیروی این گروه از "ژان دوبوفه" این بود که آنها تفکرات و تصمیمات خود را در آثار این هنرمند می‌دیدند که تا آن زمان تحقق نیافته بود. دوبوفه راهی را رفته بود که گروه کبرا آن را می‌ستود و علاقه‌مند به ادامه و تکمیل این راه بودند. او که حدود بیست سال از نقاشان بزرگتر بود از فعال‌ترین و مطرح‌ترین نقاشان آوانگارد و آکادمی ستیز بعد از جنگ جهانی دوم بود. دو بوفه متولد1901 در فرانسه بود. در 1918 بعد از اندکی تحصیل در آکادمی ژولیان و پی بردن به ناسازگاریش با قوانین و تدریس آنجا از محافل هنری کناره گرفت و مدت بیست‌و پنج سال به صورت انفرادی به طراحی و نقاشی و مطالعه پرداخت. وی مطالعاتش را در زمینه هنر و دست ساخته‌های قشرهای مختلف، به خصوص کتابی در مورد دیوانگان که نقش مهمی در هدف نهایی او داشت، تکمیل کرد. هنر کودکان و هنر دیوانگان به صورت مدل‌های اساسی شیوه‌ی کار او درآمدند. منظره‌های گسترده پاریس و پاریسی‌ها، اتوبوس‌ها، مترو، مغازه‌ها، و کوچه پس کوچه‌ها موضوعات مورد استفاده او محسوب می‌شد. فضای آثارش را طوری ترکیب بندی می‌کرد که گویی در پرده بدوی و مربوط به روزگار باستان است. پس از او، "پل کله" که از آثار کودکان و دیوانگان الهام گرفته بود از هنرمندان مورد ستایش آنان محسوب می‌شد. بخش هنری تبیان منبع: آرتانیان/ پریسا کورونی مجله هنرهای تجسمی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها