تشیع و تسنن در هویت ایرانی
وقتی که نگاهمان را وسیع تر کنیم و تنها به تن پوش انسانها و نوع تکلم آنها توجه نکنیم، انگاه است که تفاوت ها کنار رفته و یک اشتراک کلی تحت عنوان ایرانی و مسلمان به چشم می خورد.
گاهی مرزهای جغرافیایی علاوه برتقسیم کردن ناحیه محل زندگی، فرهنگها را نیز تقسیم میکند و بر این اساس انسانها دربرخی خصوصیات زندگی از یکدیگر متمایز می شوند. نوع لباس پوشیدن ها، نوع تکلم و شیوه صحبت کردن، تنوعات غذایی، آداب و رسوم مختلف همگی بیانگر عدم اشتراکات در حوزههای مختلف میان اقوام است.
لر و ترک و فارس و گیلکی تنها وقتی به این اسمها یاد می شوند که ما بر روی همین مرزهای جغرافیایی مانور می دهیم و افراد جامعه را به بخش ها و اقوام متعدد تقسیم بندی می کنیم. اما وقتی که نگاهمان را وسیع تر کنیم و تنها به تن پوش انسانها و نوع تکلم آنها توجه نکنیم، انگاه است که تفاوت ها کنار رفته و یک اشتراک کلی تحت عنوان ایرانی و مسلمان به چشم می خورد.
از دید تاریخی این وحدت کلمه در قالب ایرانیِ مسلمان فارغ از محل سکونت و حتی فارغ از مذهب است که همواره هویت ساز بوده و هست. اگر از یک ایرانی حال در هر کجای دنیا که زندگی میکند، بخواهیم خود را معرفی کند از ایرانی مسلمان یاد میکند در مراحل بعدی تعلق خاطر قومی خود را بیان میکند.
لازم به ذکر است که توجه به وحدت هویت ساز و عناصر تشکیل دهنده آن تنها مختص ایران نیست به طوری که بر اساس انسان شناسی ترکیه، یک ترکیهای مسلمان در ابتدا خود را مسلمان و سپس ترک معرفی میکند و سایر کشورهای مسلمان نیز باید این رویه را همچون جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده تا شاهد عمل کردن هر چه بیشتر به نص شریف قرآن که می فرماید «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» باشیم.
در اینجا بد نیست یادی هم از سند چشم انداز به عنوان نقشه راه برنامه ریزی ایران کرد که در آن ایران و ایرانی را فارغ از هر گونه تنوع رنگی و مذهبی شایسته بهترینها در منطقه میداند و این مهم در صورتی رنگ واقعیت به خود میگیرد که وحدت موجود بین احزاب و قومیت هاچه اقلیت و اکثریت حفظ و در تداوم آن تلاش شود
با این حال علی رغم اهمیت و هویت ساز بودن ملیت و مذهب، دشمن نگاه خود را معطوف به همین اهمیت داشته و بر برنامههای خود برای تخریب و تضعیف این مسئله نهایت تلاش را اعمال میکند.
جدایی و تبعیض قومی و مذهبی یکی از خود زنیهایی است که توسط دشمن ایجاد میشود و ماحصل آن کاشت تخم نفاق و جدایی مذهبی و قومیتی است. دشمن مایل به تغییر هویت ملی-مذهبی ماست و معتقد است که یک ایرانی در برابر یک ایرانی دیگر در ابتدا خود را بر اساس مذهب و قومیت خود معرفی کند. به طوری که آن ایرانیِ مسلمان جای خود را به اهل تسنن-ایرانی و شیعه-ایرانی بدهد.
اگر کمرنگ شدن وحدت هویت ساز دین جای خود را به تفرقه دینی بدهد این را میتوان به عنوان خواست دشمن تلقی کرد که در صورت تحقق بسیاری از برنامه ریزیهای ملی به ثمر نخواهد نشست. در اینجا بد نیست یادی هم از سند چشم انداز به عنوان نقشه راه برنامه ریزی ایران کرد که در آن ایران و ایرانی را فارغ از هر گونه تنوع رنگی و مذهبی شایسته بهترینها در منطقه میداند و این مهم در صورتی رنگ واقعیت به خود میگیرد که وحدت موجود بین احزاب و قومیت هاچه اقلیت و اکثریت حفظ و در تداوم آن تلاش شود.
اوج مانور دشمن روی دو عنصر هویت ساز دین و ملیت را به خوبی میتوان در چند سال اخیر دید. در بسیاری از حوزههای تصمیم گیری داخلی و بینالمللی که معبر و محفلی است که تمامی تعددها و گوناگونیهای نژادی-قومی و مذهبی در آن جای خود را به یکدلی و اتحاد مشارکتی میدهد، میتوان نقش وحدت و البته نتیجه آن را در سیاست گذاری ها دید.
با این حال کشور ما به عنوان یک کشور مسلمان در پایبندی به وحدت همه جوره ایستاده و توان خود را رخ بیگانگان کشیده است. برای مثال شهید بروجردی که به عنوان مسیح کردستان در این شهرستان شناخته میشود، نمونه بارز وحدت است. علاوه براین، شهید شوشتری نیز یکی دیگر از شهدای وحدت است که پا به پای مسلمانان اهل تسنن به نماز جماعت میایستاد. همچنین در سایر استانها از جمله چابهار و سیستان و بلوچستان نیز شهدای شاخص وحدت از هر دو مذهب تسنن و تشیع به عنوان سوی چشم ملت ایران دیده میشوند.
توجه به وحدت هویت ساز و عناصر تشکیل دهنده آن تنها مختص ایران نیست به طوری که بر اساس انسان شناسی ترکیه، یک ترکیهای مسلمان در ابتدا خود را مسلمان و سپس ترک معرفی میکند و سایر کشورهای مسلمان نیز باید این رویه را همچون جمهوری اسلامی ایران دنبال کرده تا شاهد عمل کردن هر چه بیشتر به نص شریف قرآن که می فرماید «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» باشیم
از "و لاتفرقوا"ی مذهبی تا " واعتصموی" اجتماعی
قانون و پایبندی به آن یکی از مواردی است که هر فرد و انسانی که در یک اجتماع زندگی میکند به آن توجه کرده و بر اساس ضوابط موجود در جامعه اقدام به مشارکت میکند. در دین مبین اسلام نیز خداوند مردم را به یکپارچگی و وحدت اسلامی دعوت میکند و از سویی خواستار تعاون و شورا در بین آنهاست. یک مسلمان ایرانی باید نسبت به اتفاقات اخیر خود حساس بوده و نسبت به آنها عکسالعمل نشان دهد، این اتفاقات میتواند مسائل یک کشور مسلمان همسایه و یا حتی انتخابات ریاست جمهوری داخلی در کشور باشد. چرا که هر دوی آنها وحدت آفرین در سطوح مختلف است. اولی وحدت جهان شمول مسلمانان سایر کشورهاست و دیگری وحدت ساز داخلی در بین مسلمانان اهل تسنن و اهل تشیع. اینکه اسلام یک دین کامل است و جای هیچ نقصی در آن دیده نمیشود را میتوان در همین جا دید. شرکت در تصمیم گیریهای بزرگ داخلی را میتوان در سایه وحدت بین اقوام دید و این همان چیزی است که در لایه آَشکار "ولا تفرقوا"ی قران میتوان دید.
مهدیه محمدی
بخش اجتماعی تبیان