فیض در رساله الانصاف، تا حدودى از نوشتن آثارى براساس مبانى متكلمین و متصوفین، اظهار ندامت كرده و نگارش آن ها را برحسب تمرین مى داند.

یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
با فیض کاشانی بیشتر آشنا شویم
با فیض کاشانی بیشتر آشنا شویم فیض در رساله الانصاف، تا حدودى از نوشتن آثارى براساس مبانى متكلمین و متصوفین، اظهار ندامت كرده و نگارش آن ها را برحسب تمرین مى داند. آثار عرفانى و اخلاقى فیض كاشانی عبارتند از: المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء (1046 ه.ق)؛ رساله شرح صدر (1065 ه.ق)؛ الانصاف (1083 ه.ق). میرزا محمد تنكابنی‌ درباره وی می گوید: « فیض‌ كاشانی‌ را مقالاتی‌ است، ‌بسیار بر مذاق‌ صوفیان‌ و فیلسوفان‌ كه‌ مایه‌ كفر است. او به‌ عقاید محیی‌الدین‌ بن‌ عربی‌ اعتقاد داشته، مثل‌ وحدت‌ وجود و نحو آن‌ و از تلامذه‌ ملاصدرا است‌ و دختر او را به‌ نكاح‌ آورد و ملاصدرا او را به‌ فیض‌ لقب‌ داده‌ و ملا عبدالرزاق‌ صاحب‌ شوراق‌ را فیاض‌ لقب‌ داده‌ است. ولیكن‌ صاحب‌ روضات‌ از او به‌ شدت‌ دفاع‌ كرده‌ و همه‌ این‌ اتهامات‌ را از او نفی‌ و برخی‌ از سخنان‌ او را كه‌ در ذم‌ صوفیان‌ است، بیان‌ كرده‌ كه، در آن‌ سخنان، فیض‌ بر آنها تاخته‌ و بیشتر آنها را به‌ شعبده‌ و بدعت‌ آوری‌ و دروغگویی‌ و افترأ نسبت‌ داده‌ است.»(1) اما خود وی در رساله الانصاف، تا حدودى از نوشتن آثارى براساس مبانى متكلمین و متصوفین، اظهار ندامت كرده و نگارش آن ها را برحسب تمرین مى داند. البته این بدان معنا نیست كه او تمام مبانى عرفانى خود را كنار گذاشته، بلكه وى پس از آن مى كوشد تا تمسك خود را به اخبار، شدت داده و از اظهار سخنان این گروه، و اصطلاحاتى كه در آیات و روایات نیامده، خوددارى ورزد؛ بنابراین، به رغم ملامت فیض از سوى برخى علما، مانند شیخ على نوه شهید ثانى، محمدطاهر قمى و شیخ احمد احسائى، به سبب گرایش هاى متصوفانه او، باید گفت كه عرفان و باطنى گرى فیض نباید با تصوف و صوفى گرى اشتباه شود؛ زیرا آن چنان كه از سخنان خود فیض برمى آید، او خود را عارف و متمایل به باطنى گرى مى داند، اما در پاره اى از تألیفات خود، از جمله الانصاف، خلاصة الأذكار و كلمات الطریفه به وضوح از صوفیه زمان خود و آداب و رسوم آنان بیزارى مى جوید. فیض در زمینه تفسیر و حدیث نیز مقام برجسته اى داشت، هم چنان كه مۆلف طبقات مفسّرین آورده، وى از علماى برجسته امامیه بود و به لغت، قرآن و حدیث، عنایت خاصى داشت. فیض در تفسیر قرآن، مسلك ویژه اى داشته كه همانا جمع بین طریقت و شریعت است. ایشان درباره حقایق قرآنى كه بر اصول فطرت، حكمت عالیه منطبق با نوامیس طبیعت و عرفان صحیح ملائم با فطرت و عقل استوار شده، دو كتاب تفسیرى «صافى» و «اصفى» را نوشته است.(2) تفسیر صافى وى همواره مورد توجه علما و فضلاى دانش پژوه قرار گرفته و از متون درسى طلاب حوزه هاى علمیه است. در زمینه حدیث نیز وى، از پیشوایان ششگانه حدیث شیعى محسوب مى شود. این پیشوایان، با نام «محمدین الأوائل» و «محمدین الأواخر» شناخته مى شوند. محمدین اوایل عبارت اند از: 1. محمد بن یعقوب كلینى؛ 2.محمدبن على بن بابویه (شیخ صدوق) و 3. محمد بن الحسن الطوسى (شیخ طوسى). و محمدین اواخر عبارت اند از: 1. محمد بن مرتضى (فیض كاشانى)؛ 2.محمدباقر مجلسى؛ 3. محمد بن حسن حرّ عاملى. وى در زمینه حدیث، كتاب وافى را كه مشتمل بر احادیث كتب اربعه بود، به نگارش درآورده و توضیحاتى را نیز در پى برخى از احادیث افزوده است. كتاب الشافى نیز گزیده اى از كتاب وافى است كه در آن تنها احادیثى آورده شده كه از محكمات بوده و تردیدى در آن ها وجود ندارد و از اصول و اركان اند. النوادر نیز از آثار روایى فیض و مشتمل بر احادیثى است كه در كتب اربعه نیامده است. ایشان در زمینه شعر نیز از جایگاه والایى برخوردار بود و با توجه به گرایش هاى عرفانى، به خوبى توانست اندیشه هاى عرفانى خود را در قالب طبیعى آن «شعر» ریخته و غزلیات زیبایى را از خود به یادگار بگذارد. مرحوم رضا قلى خان هدایت در جلد دوم مجمع الفصحا، اشعار وى را در حدود هفت هزار بیت رقم زده است.(3) در یك جمع بندى مى توان گفت كه فیض در سال هاى آغازین عمر خود، بیش تر به دنبال تألیف آثار فقهى بوده و سپس به سوى عرفان گرایش مى یابد؛ بنابراین در این دوران حتى به آثار فقهى خود نیز، از قبیل كتاب النخبة و التطهیر، رنگ و بوى عرفانى مى دهد. اما به تدریج پس از گذشت زمان، به حدیث و اخبارى گرى گرایش پیدا مى كند، كه تألیف وافى نُمُود گرایش اخبارى گرى او است. به دنبال این گرایش، تا حدودى هم از تصوف دور شده و هم بر ضد اصولیین مى شورد؛ بنابراین پیش از آن كه فیض را یك فیلسوف یا فقیه بدانیم، باید او را عارفى متمسّك به اخبار و آثار اهل بیت(ع) به حساب آوریم؛ عارفى كه كوشیده تا از هر آن چه براى تهذیب نفس و اصلاح اخلاق به كار مى آید بهره گیرد؛ لذا وى حتى به فقه نیز از زاویه اخلاق مى نگرد.(4) پی نوشت‏ها: 1. سایت کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 2. مرتضى مدرسى چهاردهى، طبقات المفسرین، تهران، انتشارات اسلامیه، ص137 3. سیدعلى شفیعى، دیوان فیض كاشانى،قم ، انتشارات اسوه، صص 7 و 8. 4. رسول جعفریان، ده رساله للحكیم العارف الكامل محمدمحسن المشتهر بالفیض الكاشانی، اصفهان، کتابخانه امیرالمۆمنین (علیه السلام) ، صص 14 و 15. منابع: قرآن کریم تهیه و فراوری: حق دوست، گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها