درباره کتاب کافی چه می دانید
عظمت و بزرگی شیخ کلینی در میان شیعه و اهل سنت به قدری است که ابن اثیر ضمن نقل این روایت از پیامبر که «خداوند در آغاز هر قرن شخصی را برمی انگیزد که دین او را زنده نگه دارد»، می گوید: «احیا کننده مذهب شیعه، در آغاز قرن اول، محمد بن علی امام باقر - علیه السلام - ، در ابتدای قرن دوم علی بن موسی امام رضا (ع) و در ابتدای قرن سوم ابو جعفر محمد بن یعقوب رازی بوده است.
کتب اربعه معتبرترین کتابهایی هستند که از ابتدای تألیف تاکنون، مورد توجه علمای شیعه و اقشار مختلف قرار گرفته و در حقیقت بخش اعظمی از متون دینی و مکتبی تشیع در این چهار کتاب ارزشمند نهفته است.
کافی کلینی (ره) را می توان برجسته ترین منبع، در میان کتب اربعه دانست، که بیش از یك هزار سال از تالیف آن گذشته و در این مدت، صدها مجموعه حدیثی ارزشمند دیگر، توسط علما و محدثان بزرگ اسلامی به رشته تحریر درآمده است، اما آن كتابها نه تنها از ارج و رواج كافی نکاستهاند، بلكه بر رونق آن افزوده و ارزش و اهمیت آنرا تثبیت نموده اند.
علامه مجلسی درباره این کتاب فرموده است: «کافی، اضبط اصول و اجمع آنهاست و بهترین و بزرگترین مۆلفات فرقه ناجیه ( شیعه) است.»(1)
عظمت و بزرگی کلینی در میان شیعه و اهل سنت به قدری است که ابن اثیر ضمن نقل این روایت از پیامبر که «خداوند در آغاز هر قرن شخصی را برمی انگیزد که دین او را زنده نگه دارد»، می گوید:
«احیا کننده مذهب شیعه، در آغاز قرن اول، محمد بن علی امام باقر - علیه السلام - ، در ابتدای قرن دوم علی بن موسی امام رضا (ع) و در ابتدای قرن سوم ابو جعفر محمد بن یعقوب رازی بوده است»(2)
قداست کلینی تا آنجا در ذهنیت گروهی از شیعیان نفوذ یافته که در جستوجوی یافتن قراینی مبنی برعرضه کتاب کافی بر امام زمان و تأیید آن از سوی ایشان برآمدهاند،(3)
این گروه معتقدند که کتاب کافی بر امام زمان (عج) عرضه شده و آن حضرت فرمود: الکافی کاف لشیعتنا (کتاب کافی شیعیان ما را بس است)(4)
و گروهی دیگر با شگفتی این پرسش را مطرح نمودهاند که چگونه کلینی کتاب خود را بر نواب اربعه امام زمان عرضه ننموده و تأیید ایشان را کسب ننمودهاست.(5)
با توجه به همین مباحث، بطور کلی چهار دیدگاه در مورد اعتبار احادیث کافی در میان دانشمندان امامی بوجود آمده است:
دیدگاه نخست:
هرچند کتاب کافی از کتب مرجع و معتمد بوده و مدار استنباط احکام است، ولی این بدان معنا نیست که احادیث آن به ارزیابی سندی نیازمند نباشد.این دیدگاه اکثریت علما، به ویژه علمای اصولی مسلک است.(6)
دیدگاه دوم:
تمام احادیث این کتاب قطعی الصدور هستند. این دیدگاه از سوی اخباریان افراطی همچون ملا امین استرآبادی و ملا خلیل قزوینی مطرح شده است.(7)
دیدگاه سوم:
تمام احادیث این کتاب،حجّت و معتبر است، هرچند صدور آن قطعی نباشد.این دیدگاه اخباریان معتدل است.(8)
دیدگاه چهارم:
احادیث این کتاب،همگی ذاتا معتبر است و نیاز به بحث سندی ندارند،ولی در هنگام تعارض احادیث،مراجعه به اسناد آنها تعیینکننده است. این دیدگاه را مرحوم مجلسی در مقدمه مرآه العقول ارائه داده است.
با بررسی اقوال به نظر می رسد که دیدگاه اول که نظر دانشمندان نزدیک به عصر کلینی است، صحیح تر بوده چرا که امثال شیخ مفید و سید مرتضی به صراحت برخی از احادیث کافی را نادرست میدانند و صدور آنها را از ائمه معصومین علیهم السلام انکار میکنند(9)
با این حال گاه بدون ارائه هیچ مدرک گفته میشود که این کتاب پس از اتمام تألیف توسّط نواب اربعه بر حضرت عرضه شده و حضرت فرموده یا بر نسخه عرضه شده نگاشته:«الکافی کاف لشیعتنا».
در حالی که به نظر میرسد که این جمله از حدیث معانی الأخبار، منقول از امام صادق (ع) برگرفته شده، که در تفسیر «کهیعص»فرمودهاند:«کاف»،کاف لشیعتنا،«هاء»هاد لهم،(10)
بنابراین، در بررسی روایت عرضه کافی بر امام زمان (عج )، توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد:
اولا؛ بسیاری از علمای طراز اول شیعه، وجود این روایت در منابع معتبر حدیثی را منکر شده اند، به عنوان مثال، مرحوم حاجی نوری محدث بزرگ شیعه میگوید: « این سخن که به نقل ملا خلیل قزوینی، از برخی مشایخ عصر خود ذکر شده، هیچ مدرک روایتی ندارد.
چنانچه محدث استرابادی که خود احادیث کافی را قطعی الصدور میداند، بر بیاصل بودن این سخن تصریح میکند.(11)
ثانیا؛ برخی دیگر از علما درپاسخ به روایت عرضه کتاب کافی بر امام زمان(عج) گفته اند علت این که کلینی (ره) کتاب "کافی" را به امام زمان (عج) عرضه نکرد، این بود که ایشان از راه های مختلفی نسبت به صحت احادیث وارده در کتاب خود یقین داشته اند، که بعضی از آن عبارتند از:
الف) احادیث کافی، از اصول اربعمائة جمع آوری شده و در حقیقت، مرحوم کلینی (ره) احادیث مذکور در اصول اربعمائة را به صورت دسته بندی شده و مبوب نوشت،
مرحوم صاحب معالم (حسن بن زین الدین) می گوید:
کلینی (ره) احادیث کتاب خود را از اصول اربعمائة ای که صحت احادیث آن اجماعی است جمع آوری کرده است.(12)
ب) احادیث کتاب کافی، دارای قرائن و دلائل زیادی است که دلالت بر صحت آنها دارد،
که مرحوم صاحب معالم می گوید:
« احادیث کتب اربعة، به قول بسیاری از علماء قرائنی را همراه دارد، که دلالت می کند که بدون هیچ گونه تغییری از کتابهای اصلی نقل شده است.»(13)
ج) کلینی (ره) در مقدمه کتاب کافی، از احادیث کتاب خود با تعبیر (بالآثار الصحیحة) یاد می کند، که این می رساند که ایشان یقین به صحت احادیث مرویه دارد.(14)
د) کلینی (ره) این احادیث را در مقام جواب به کسی که در حیرت و سرگردانی فرو رفته و خواستار احادیث صحیحه بود،(15) جمع آوری کرده است، که چنین مقامی اقتضا می کند که ایشان فقط آن روایاتی را که یقین به صدق و صدور آن از ائمه (ع) دارند، بنویسند و الا بر حیرت و سرگردانی مخاطب افزوده که این کار با آن جلالت مقام و منزلتی که علماء از کلینی (ره) بیان می کنند، منافات دارد.(16)
ه) اگر کافی بر امام زمان (ع) عرضه شده بود، آیا کلینی خود در مقدمه کتاب یا در هنگام روایت آن بر شاگردان، بدین امر تصریح نمیکرد،
آیا مۆلفان کتب رجالی همچون شیخ طوسی و أبو العباس نجاشی که متذکر کتب عرضه شده بر ائمه در کتب خود شدهاند، بر این امر تصریح یا اشاره نمیکردند؟با توجه به آنچه گفته شد، میتوان به اطمینان بر نادرستی ادعای عرضه کافی بر امام زمان (ع) تأکید ورزید.(17)
پی نوشتها:
1. کاظم مدیر شانه چی ، علم الحدیث، ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ص 97-96
2. جعفر سبحانی، موسوعه طبقات الفقهاء، قم؛ موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت (ع) ،ج 4، ص 478.
3. حسینبنمحمدتقی نوری ، خاتمه مستدرک الوسائل، قم; موسسه آل البیت (ع) لاحیاء التراث، ج 3، ص 468-469
4. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، مترجم: سید جواد مصطفوی ، تهران؛ کتاب فروشى علمیه اسلامیه، ج 1، مقدمه کتاب، ص7
5. آقا بزرگ تهرانی، «رسالة فی الکافی»، سفینه، سال اول، شماره دوم، بهار 1383، ص 67-79.
6. محمد بن حسن طوسی، استبصار, بیروت؛ دارالتعارف, ج3، ص261
7. نوری، همان ،ج 21، ص470
8. همان، ج21، ص 463- 505
9. ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث ، قم، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه ، ج1، ص31-34
10.اعتبارسنجی روایت کافی، مجله کتاب ماه دین ، شهریور 1387 - شماره 130 و 131،ص41
11.نوری، همان،ج 21، ص 470
12.علی نمازی شاهرودی، الاعلام الهادیة الرفیعة فی اعتبار الکتب الاربعة المنیعة، قم، مۆسسه نشر اسلامی، ص 140
13.همان، ص 139.
14.همان
15. کلینی، همان، ج 1، مقدمه کتاب، ص 5.
16.علی نمازی شاهرودی، ص 135-136
17.دروس قواعد رجالی آیت اللّه شبیری زنجاین،جلسه ششم ، به نقل از اعتبارسنجی روایت کافی، مجله کتاب ماه دین ، شهریور 1387، شماره 130 و 131
منابع:
اصول کافی
استبصار
تهیه و فرآوری: حق دوست، گروه حوزه علمیه تبیان