در حدیثی قدسی خداوند به چند نعمت به انسان اشاره می کند که یکی از آنها همین بدبو شدن بدن انسان بعد از مرگ است.

یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
چرا بعد از مرگ بدن ما بدبو می شود؟!
چرا بعد از مرگ بدن ما بدبو می شود؟! در حدیثی قدسی خداوند به چند نعمت به انسان اشاره می کند که یکی از آنها همین بدبو شدن بدن انسان بعد از مرگ است. بدن موجودات زنده به ویژه بدن انسان پس از یکی دو روز از مردن بسیار بد بو و غیر قابل تحمل می شود. در حدیثی قدسی خداوند به چند نعمت به انسان اشاره می کند که یکی از آنها همین بدبو شدن بدن انسان بعد از مرگ است. خداوند می فرماید: من بر بندگانم به سه نعمت منت نهادم 1- بدن آنها را بعد از خارج شدن روح ، بدبو کردم و اگر چنین نبود هیچ کس جنازه (خویشان و یا ) دوست خود را دفن نمی کرد. 2- بعد از مصیبت و بلا، فراموشی بر آنها مسلط کردم و اگر چنین بود هیچ کس زندگانی خوش و گوارایی نداشت. به ما گفتند: شاید تعجب کنید و حق دارد تعجب کنید که فراموشى یکى از موهبت هاى بزرگ خدا است، فراموش کردن ضررها و مصیبت ها . در حقیقت دستگاه بایگانى حافظه با این عمل کار بسیار مهمى را انجام مى دهد، چه اینکه تعداد قفسه هاى حافظه اگر چه فوق العاده زیاد است ولى بالاخره محدود است و حسابى دارد و اگر روزى همه آنها پر شود، هر حادثه جدیدى بخواهد به این «محفظه» راه یابد، عقب زده مى شود و به او گفته مى شود: ببخشید جا نیست!... و به این ترتیب انسان حتى از حفظ یک کلمه، یا یک نام جدید عاجز خواهد ماند چه سرنوشت شوم و وحشتناکى؟ اما این دستگاه بطور اتوماتیک با ورود خاطرات و مسائل جدید تعدادى از پرونده هاى بى مصرف گذشته را به دور مى ریزد و خاطراتى را که چندان به درد نمى خورد و اهمیت حیاتى ندارد و خاطراتی که از دانستن انها آزرده می شود فراموش مى کند و به اصطلاح خانه تکانى مى نماید و قفسه ها را براى پذیرش موضوعات جدید، تر و تمیز و آماده مى سازد. مى یابیم وجود خدا نه «معما» است و نه حتى «مخفى» بلکه شاید از شدت روشنى گاهى فراموش شده است و اینجاست که مى فهمیم: چگونه خودشناسى کلید خداشناسى است. و اینجاست که مى یابیم وجود خدا نه «معما» است و نه حتى «مخفى» بلکه شاید از شدت روشنى گاهى فراموش شده است . روز روشن گرفته شمع به دست *** در بیابان که آفتاب کجاست؟ ماهیان ندیده غیر از آب *** پرس پرسان زهم که آب کجاست؟ 3- و این جنبنده را آفریدم و برگندم و جو مسلط کردم، و اگر چنین نبود فرمانروایان آنها، همه این گندم ها و جوها را مثل طلا و نقره جمع می کردند و ذخیره می نمودند. بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان منابع: وسایل الشیعة ج 2ص 920

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها