آقای کفاشیان همچنان بخند
پس از رسواییهایی که در مورد سرمربی جوانان ایران مطرح شد و ثابت شد که به دلیل آشنایی با یکی از فدراسیوننشینان این سمت را به طور انتصابی پذیرفته است(!)، کفاشیان بیتوجهیاش به انتقادات مطرح شده را ادامه داد
بعد از ناکامی تیمهای فوتبال ایران در تمامی ردههای سنی طی سال گذشته، دیروز هم روز تلخ دیگری بود که به تلخیهای گذشته ما افزود... اصولا باید با تلخیها در همه زمینهها کنار بیاییم.
جوانان ایران با هدایت اکبر محمدی، مجریِ... نه، ببخشید (!) مربیِ بیتجربهء ایران در مرحلهء یکچهارم پایانی جام ملتهای آسیا با حساب 4-1 از کره جنوبی شکست خورد تا نهتنها از رسیدن به جمع 4 تیم برتر آسیا باز بماند بلکه مجوز حضور در جامجهانی آتی را هم از دست بدهد.
از آن سو، تیم فوتسال ایران یکی از بیخطرترین تیمهای دو دههء اخیر ملی فوتسال، در یک بازی برتر (بدون اغراق) ولی بیبرنامه با حساب 2-1 از کلمبیایی شکست خورد که نهمین سال تاسیس رشتهء فوتسال را در کشورش جشن میگرفت.
اصولا واژهء پاسخگویی بین مسئولان ورزشی ما واژهء غریبی است زیرا هیچوقت از ما بابت کمکاریهایی که کردهایم پاسخ مناسبی نخواستهاند. به طور مثال باید سالها طول بکشد تا فرهنگ رانندگی که نبض فرهنگ یک ملت است با سختترین قوانین و جرایم رانندگی در کشور اصلاح شود و یا بستن کمربند با جریمههای سنگین توسط مردم رعایت شود. پس نباید انتظار داشت پاسخگویی در لغتنامهء فارسی جایی داشته باشد چون جریمهای برای عدم پاسخگویی وجود ندارد.
در حال حاضر مردم ما در بحرانیترین شرایط ممکن در حال دست و پنجه نرم کردن با وضعیت موجود هستند و تنها دلخوشی آنها و تنها دلیل ظاهری که میتواند مرهمی بر زخمهای بسته نشدهشان باشد همین فوتبال است. وقتی تیمهایی كه تمام امید این مردم را به دنبال خود میكشند اینگونه اتوماتیکوار و خودجوش(!) از گردونهء تمامی مسابقات حذف میشوند دلها به چه چیزی خوش باشد؟ به تشویق علی کریمی در استادیوم؟ یا به بازی احساسی تیم ملی که حتما باید معجزهای در آن رخ دهد و 10 نفره شویم تا غیرت ایرانی به جوش آید و با یک سیستم مدرن علیاصغری، کره جنوبی را شکست دهیم؟
زمانی که علی کفاشیان به نام «استقلال و دموکراسی» رقیب وزارت ورزشیاش را پشت سر گذاشت و با لبخندهای معنیداری این پیروزی را جشن گرفت، حداقل انتظاری که داشتیم این بود که از خندههای واهی قهرمان سابق دوومیدانی اندکی کاسته شود و كمی، فقط كمی، به مدیریت خودش در حوزهء فوتبال فکر کند. اما او در دوره جدید ریاستش بر فوتبال اندک محسنات دوره پیشین را هم از دست داد؛ تنها حُسن کفاشیان این بود که لااقل حقایق واضح را میپذیرفت، حقایقی كه حالا دیگر آنها را هم در روز روشن كتمان میكند!
زمانی که علی کفاشیان به نام «استقلال و دموکراسی» رقیب وزارت ورزشیاش را پشت سر گذاشت و با لبخندهای معنیداری این پیروزی را جشن گرفت، حداقل انتظاری که داشتیم این بود که از خندههای واهی قهرمان سابق دوومیدانی اندکی کاسته شود و كمی، فقط كمی، به مدیریت خودش در حوزهء فوتبال فکر کند. اما او در دوره جدید ریاستش بر فوتبال اندک محسنات دوره پیشین را هم از دست داد؛ تنها حُسن کفاشیان این بود که لااقل حقایق واضح را میپذیرفت، حقایقی كه حالا دیگر آنها را هم در روز روشن كتمان میكند!
موضعگیریهای رئیس فدراسیون فوتبال در برنامهء 90 در مورد تقلب فاحش هیات فوتبال فارس و پس از آن کرمانشاه، علی کفاشیان ِ جدیدی را نمایان کرد برای ملتی که نیمرخ دیگر این مرد خوشخنده را كمتر دیده بودند.
پس از رسواییهایی که در مورد اکبر محمدی سرمربی حال حاضر جوانان ایران مطرح شد و ثابت شد که به دلیل آشنایی با یکی از فدراسیوننشینان این سمت را به طور انتصابی پذیرفته است(!)، کفاشیان باز هم این شخص را در این سمت ابقا کرد تا بیتوجهیاش به انتقادات مطرح شده را ادامه دهد... و نتیجه این بیتوجهی، حذف جوانان ایران بود. از آن سو، عدم پاسخگویی ترابیان که خصلت ایرانی را نمایش میداد در برنامهء 90، امید اندک فوتبالدوستان ایرانی را برای موفقیت تیم فوتسال به حداقل رساند و امشب از تیمی باختیم که قدمت فوتسالش به یک دهه هم نمیرسید.
شاید قسمت و سهم ما از فوتبال، همان خاطرات آذرماه 76 و یگانه گزارش خوب جواد خیابانی در ملبورن باشد و به غزال تیزپایی افتخار کنیم که حالا دغدغهاش را در لیگیک جستوجو میکند! مشخص نیست پروژهء حذف فوتبال از رشتههای ورزشی ایران را چه کسی کلید زده است ولی باید به مهندس این برنامهریزی تبریک گفت چون از فوتبال ایرانی، فقط لاشهای باقی مانده است که باید برایش هر سال مراسم سالگردی برگزار کنیم با مضمون «مرگ تدریجی یک فوتبال» به کارگردانی: علی کفاشیان و شرکا.
منبع : جام ورزشی




