عصر یخبندان تا شماره ی چند؟
فرصت دیالوگگویی مابین تکانهای سه بعدی
مجموعه انیمیشن های « عصر یخبندان/ Ice Age » یکی از مهیج ترین و آموزنده ترین انیمیشن هایی بود که با اکران اولین قسمت در سال 2002 توانست 1486طرفداران بسیاری از سرتاسر جهان را به خود جذب کند. اما یکی از انتقادات همیشگی که اغلب در درباره دنباله های این انیمیشن ذکر می شود این بوده که سازندگان آن همیشه بر روی یک مسیر مطمئن قدم برداشته اند و به خود اجازه تغییرات جدی در حال و هوای داستان را نداده اند.
در واقع می توان گفت « عصر یخبندان » که تا به امروز 4 قسمت از آن به نمایش در آمده ، کمترین تغییرات ممکن را در خود داشته و همواره بر همان فرمول های موفق قسمت اول برای پیشبرد داستان تکیه می کند که اگرچه برای کودکان این موضوع اصلاً به چشم نخواهد آمد اما برای تماشاگر بزرگسال فیلم مشخصاً یک ضعف بزرگ است.
در قسمت چهارم « عصر یخبندان » قاره ها در حال جدایی از یکدیگر هستند و معادلات جغرافیایی جهان در حال تغییر است. در این بین ماموت غول پیکر داستان ما به نام منی ( ری رومانو ) به همراه تنبل دوست داشتنی یعنی سید ( جان لگویزامو ) و پلنگ شمیشر دندان به نام دیگو ( دنیس لیری ) در حال ادامه سفر سه نفره خودشان هستند. اما در میانه راه به واسطه خرابکاری اسکرات ( همان سنجاب سر به هوا! ) به سمت و سویی دیگر کشیده می شوند و با مشتی از راهزن ها و افراد عجیب آشنا شوند. اما این آشنایی اتفاقات مختلفی را رقم می زند چراکه دختر نوجوان منی درگیر یک رابطه احساسی با ماموتی دیگر به نام اتان می شود و دیگو هم عاشق یک پلنگ ماده به نام شیرا ( جنیفر لوپز ) می شود و...
مشکل اصلی « رانش قاره ای » همانطور که در ابتدای متن ذکر کردم، کهنگی سوژه و موقعیت های کمدی داستان هست که بعد از گذشت 4 قسمت ، واقعا تکراری و ملال آور است. البته به نظرم کماکان کودکان می توانند از این انیمیشن لذت کافی را ببرند چراکه جنس شوخی های فیلم و حرکات خنده دار سه شخصیت اصلی انیمیشن هنوز هم برای کودکان جذابیت کافی را دارد. ماموت بزرگ اینبار دختر نوجوانی دارد که با یک ماموت دیگر ارتباط برقرار کرده و دیگو پلنگه هم بالاخره دم به تله داده و عاشق یک پلنگ جدی به نام شیرا شده! مطمئنم همه این اتفاقات می تواند کودکان شما را سرحال بیاورد اما اگر کمی سن و سالتان بالاتر باشد حتماً پی خواهید برد که سازندگان کمترین تغییر ممکن را نسبت به سه قسمت قبلی ایجاد کرده اند و خبری هم از خلاقیت احتمالی در آن نیست. داستان به شدت قابل پیش بینی هست و تک تک صحبت ها و رفتارهای شخصیت ها نیز به همین منوال؛ به نظرم نویسندگان این قسمت فیلمنامه را مخصوص کودکان زیر 10 سال به رشته نگارش در آورده اند و بهتر هست که افراد بزرگسال زیاد خودشان را بابت این فیلمنامه ضعیف ناراحت نکنند.
اما جدای از تمامی انتقادات وارده به این انیمیشن ، به نظرم « عصر یخبندان » هنوز هم دلایل زیادی برای جلب نظر مخاطبش دارد که یکی از آنها شخصیت سنجاب دیوانه به نام اسکرات3648 هست! این سنجاب که تا به امروز چند انمیشین کوتاه مختلف هم درباره آن ساخته شده ، کماکان بهترین دلیل من برای تماشای « عصر یخبندان : رانش قاره ای » هست. این سنجاب بدشانس کماکان اپیزودهای کوتاهی در این قسمت دارد اما دیدن همین بخش های کوتاه هم کلی خستگی را از تن آدم خارج می کند! بعلاوه اینکه پیام های انسان دوستانه فیلم برای کودکان می تواند آموزنده باشد. اینکه همیشه هوای دوستتان را داشته باشید یا اینکه زندگی با همدیگر بهتر از زندگی انفرادی هست و... از جمله مواردی هست که در « رانش قاره ای » به آن تاکید شده و این مفاهیم به سادگی هرچه بیشتر به تماشاگر انتقال می یابد.
پیشرفت گرافیکی در این قسمت قابل توجه است. کیفیت انیمیشن های حیوانات به مراتب افزایش پیدا کرده و پیچ و خم های بدن آنها طبیعی تر به نظر می رسد. امواج آب نیز به زیبایی به رقص در می آیند و قابل تحسین هستند. بخش مورد علاقه من یعنی فیزیک " اسکرات " نیز نسبت به گذشته از کیفیت بالاتری برخوردار است و موهای بدنش اینبار طبیعی تر به نظر می رسد و جالب تر سیخ می شود! اما در یک نظر کلی باید گفت که گرافیک این انیمشین از هم قطاران تازه اکران شده اش نظیر « شجاع / Brave » پایین تر می باشد که دلایلش مشخص نیست.
دیدن «عصر یخبندان:رانش قاره ای» شاید برای بچه های کوچک بسیار لذتبخش باشد. من شک دارم والدین خیلی از تماشای عصر یخی لذت برده باشند بخصوص که مبلغ اضافه ای برای اکران سه بعدی نیز باید بپردازند!
نکته عجیب داستان این است که در میان این موجودات تنها موجودی که تلاش می کند از سایرین تغذیه کند چیزی نیست به جز یک ماهی! ظاهرا با معیار های اخلاقی حیوانات این ماهی است که یاغی و متمرد به حساب می آید!
اما فیلمسازی که چنین اثری را تولید می کند موظف میشود که با ادعای سه بعدی داشتن، فقط یک فیلم سه بعدی خوش سر و شکل تحویل دهد.در واقع به نظر می رسد بیشتر داستان در خدمت فضاسازی برای کاراکترهای جالب و بامزه ماقبل تاریخی است که روی پرده حرکت می کنند ، به سمت ما می آیند ، دور می شوند ،یک لحظه در فضا و لحظه ای دیگر در هسته زمین فرو میروند.جای تعجب است که بین همه تکانهای سه بعدی فرصت دیالوگ گفتن هم پیدا می کنند!
بخش چهارم "عصر یخبندان" همچنان سردرگمی نومیدانه ی خود را در باب دوره های زمین شناسی ادامه می دهد .تنها قاره ی بزرگ و اصلی سیاره ی ما از هم گسسته و به تکه هایی تقسیم شد هکه قاره های جدید دنیای مدرن را تشکیل داده اند.آنهم چند صد میلیون سال قبل از آنکه این موجودات بر روی زمین وجود داشته باشند اما این اهمیتی ندارد.در واقع زمان آن نیست که این مجموعه فیلم را با معیارهای واقع گرایانه بسنجیم.
در یکی از قسمت های قبلی عصر یخ بندان که به طور مبهم در ذهن دارم ،اسکرات سنجابه به عنوان باعث و بانی از هم گسستگی قاره ای نشان داده شد. چنانچه به یاد داشته باشید او عاشق و شیفته بلوط است.اگر تقصیرها به گردن همان دانه بلوطی باشد که اسکرات همواره در پی آن است، پس دانه با ارزش و خاصی محسوب میشود چون از خطر فرسایش و سرما جان سالم به در برده است.با توجه به مدت زمان طولانی که اسکرات صرف مراقبت از بلوط می کند این سوال پیش می آید که چند دوره زمانی لازم است که او این چنین به دنبال بلوطش بدود!همچنین این بلوط هرگز خورده نمی شودراستش من معتقدم با توجه به فراز و نشیب های داستان یک جورهایی قضیه ی بلوط فراموش شده. امیدوارم این دانه آنقدر دوام بیاورد که در ادوار تاریخی بعد سبب پیدایش درختان بلوط بشود.از من نپرسید اول درخت بود یا دانه بلوط چون نه تنها یک درخت بلوط در این انیمیشن دیده نمی شود بلکه هیچ اثری از پوشش گیاهی به چشم نمی آید.
در این قسمت از عصر یخبندان کاراکترهای اصلی قسمت های قبل با هم متحد شده اند مندی ماموته،سید اسلاته و دیهگو ببره و باید در نظر داشت که این مندی است که از خانواده اش جدا شده و روی یک تکه یخ شناور است. این نشانه امیدوار کننده است و فکر می کنم پایان بندی فیلم با اجرای ترانه «ما یک خانواده هستیم» بسیار خوب و موفق از کار در آمده و حتی امیدوار کننده تر از ان این است که کاراکترها فکر می کنند حتی با وجود گوشتخوار بودن ،نباید یکدیگر را تکه و پاره کنند.
نکته عجیب داستان این است که در میان این موجودات تنها موجودی که تلاش می کند از سایرین تغذیه کند چیزی نیست به جز یک ماهی! ظاهرا با معیار های اخلاقی حیوانات این ماهی است که یاغی و متمرد به حساب می آید!
تماشای این انیمیشن برای من یک تجربه شاد و خوشایند بود .کاراکترها وراج،خنده دار و دیوانه بودند و دیالوگ های پینگ پونگی با مزه ای بر زبان می آوردند،تحرک فضا به مدد فیلمبرداری سه بعدی خوب از آب در آمده بود و کل انیمیشن بر پایه رنگ های شاد و روشن و سر وصدای زیاد و تعدادی ترانه در ضرباهنگ لحظه ها شکل گرفته بود.
فرآوری : مسعود عجمی
بخش سینما وتلویزیون تبیان
منابع : مجله فیلم Movie mag ، سینمای ایران